اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ادلۀ قرآنی برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی استدلال‌های قرآنی بر اصل برائت و نسبت آن با حظر و اباحه پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل آیات «وما کنا معذبین»، «لا یکلف الله نفساً»، و «ما کان الله لیضل قوماً» نشان می‌دهد که عدم وصول بیان و تبیین، مانع تحقق تکلیف و عقاب است. در ادامه، دیدگاه مرحوم نائینی درباره اجمال برخی آیات و تفاوت برائت با اصالة الحظر و اباحه و نیز نقش شک غیر عقلایی در عدم جریان اصول عملیه بررسی می‌شود. نتیجه جلسه تأکید بر این است که در فقدان بیان معتبر، تکلیف فعلی ثابت نیست و برائت بر اساس فهم قرآنی و عقلایی قابل استناد است. همچنین مفهوم «شک غیر قابل اعتنا» و حدود جریان اصول عملیه به صورت دقیق تبیین می‌گردد.

ادلۀ قرآنی بر برائت (1)

توضیحات:

ادلۀ قرآنی برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی استدلال‌های قرآنی بر اصل برائت و نسبت آن با حظر و اباحه پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل آیات «وما کنا معذبین»، «لا یکلف الله نفساً»، و «ما کان الله لیضل قوماً» نشان می‌دهد که عدم وصول بیان و تبیین، مانع تحقق تکلیف و عقاب است. در ادامه، دیدگاه مرحوم نائینی درباره اجمال برخی آیات و تفاوت برائت با اصالة الحظر و اباحه و نیز نقش شک غیر عقلایی در عدم جریان اصول عملیه بررسی می‌شود. نتیجه جلسه تأکید بر این است که در فقدان بیان معتبر، تکلیف فعلی ثابت نیست و برائت بر اساس فهم قرآنی و عقلایی قابل استناد است. همچنین مفهوم «شک غیر قابل اعتنا» و حدود جریان اصول عملیه به صورت دقیق تبیین می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ادلۀ قرآنی بر برائت (1)

9
  • مُحمّدُ بنُ یحیى و غیرُهُ عن أحمد بنِ مُحمّدِ بنِ عیسى عنِ الحُسینِ بنِ سعیدٍ عنِ بنِ ابی‌عُمیرٍ عن جمیلِ بنِ دَرّاجٍ عنِ بنِ الطّیّارِ عن أبی‌عبدِاللهِ علیهِ‌السّلامُ قال: إنّ الله احتجّ على النّاسِ بِما آتاهُم و عرّفهُم.1

  • احتجاجی که خداوند بر مردم در روز قیامت می‌کند، احتجاج بر آن چیزی است که به آنها داده است؛ یعنی بر آن تکلیفی که متوجه آنها کرده است و معرفتی که برای احکام به آنها نشان داده است. بنابراین درصورت فقدان نص یا درصورت اجمال نص، خداوند چیزی را نداده و اعطاء نکرده تااینکه بخواهد احتجاج کند. بعضی‌ها گفته‌اند که خداوند با بعث رسول آمده احکام را بیان کرده است و ما از آنها غافلیم! این فایده‌ای ندارد؛ چون بعث رسول درصورتی‌که احکام به ما بلاغ نشود و ما علم به احکام پیدا نکنیم به معنای لم یؤت است، نه به معنای آتاهم! این آیه می‌رساند که بدون اینکه مکلف عالم بشود و معرفت نسبت به احکام پیدا بکند تکلیفی بر او مترتب نخواهد شد؛ چون احتجاج مترتب بر بلاغ و وصول است.

  • تلمیذ: بنابراین حکم عقل را بیان می‌کنیم. یعنی نمی‌توانیم بگوییم که فقط عنوان بحث فقدان نص است، فقدان عدم دلیل است. نص اطلاق به آیات و روایات می‌شود.

  • استاد: بله، فقدان عدم دلیل، فرقی نمی‌کند. چون ما در مورد خود عقل هم می‌گوییم که خود نفس عقل هم یکی از ادله است؛ خود عقل را هم یکی از ادله می‌دانیم درقبال کتاب و سنت! در مستقلات عقلیه قائل به ترتب احکام هستیم یعنی لازم نیست فقط آن باشد.

  • آن روایتی که می‌خواستم بگویم این روایت است؛ روایت پنجم از همین باب است:

  • بِهذا الإسنادِ عن یونُس عن حمّادٍ عن عَبدِالأعلى قال: قُلتُ لِأبی‌عبدِاللهِ علیهِ‌السّلامُ: أصلحک اللهُ هَل جُعِلَ فی النّاسِ أداةٌ یَنالون بِها المعرِفة؟ قال فقال: لا، قُلتُ: فهل کُلِّفوا المعرِفةَ. قال: لا على الله البیانُ ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾ و ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾.2

    1.  الکافی، ج ۱، ص ۱63.
    2.  همان.
/