
ادلۀ قرآنی بر برائت (1)
ادلۀ قرآنی برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی استدلالهای قرآنی بر اصل برائت و نسبت آن با حظر و اباحه پرداخته میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل آیات «وما کنا معذبین»، «لا یکلف الله نفساً»، و «ما کان الله لیضل قوماً» نشان میدهد که عدم وصول بیان و تبیین، مانع تحقق تکلیف و عقاب است. در ادامه، دیدگاه مرحوم نائینی درباره اجمال برخی آیات و تفاوت برائت با اصالة الحظر و اباحه و نیز نقش شک غیر عقلایی در عدم جریان اصول عملیه بررسی میشود. نتیجه جلسه تأکید بر این است که در فقدان بیان معتبر، تکلیف فعلی ثابت نیست و برائت بر اساس فهم قرآنی و عقلایی قابل استناد است. همچنین مفهوم «شک غیر قابل اعتنا» و حدود جریان اصول عملیه به صورت دقیق تبیین میگردد.
ادلۀ قرآنی بر برائت (1)
توضیحات:
ادلۀ قرآنی برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی استدلالهای قرآنی بر اصل برائت و نسبت آن با حظر و اباحه پرداخته میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل آیات «وما کنا معذبین»، «لا یکلف الله نفساً»، و «ما کان الله لیضل قوماً» نشان میدهد که عدم وصول بیان و تبیین، مانع تحقق تکلیف و عقاب است. در ادامه، دیدگاه مرحوم نائینی درباره اجمال برخی آیات و تفاوت برائت با اصالة الحظر و اباحه و نیز نقش شک غیر عقلایی در عدم جریان اصول عملیه بررسی میشود. نتیجه جلسه تأکید بر این است که در فقدان بیان معتبر، تکلیف فعلی ثابت نیست و برائت بر اساس فهم قرآنی و عقلایی قابل استناد است. همچنین مفهوم «شک غیر قابل اعتنا» و حدود جریان اصول عملیه به صورت دقیق تبیین میگردد.
ادلۀ قرآنی بر برائت (1)
12زمان صلاة صبح در لیالی مقمره و سایر لیالی
تلمیذ: پس شما در لیالی مقمره هم قائل به عدم تبیین هستید؟
استاد: قائل به تبیّن نیستم. حکم لیالی مقمره با سایر لیالی فرق نمیکند؛ الاّ اینکه نور قمر در اینجا حاجب است. بحث لولایی است؛ یعنی لولا قمر، لولا غیوم، لولا غبار و اینها این روشن بشود والاّ اگر شما در اتاقتان بنشینید و مدام چیزی بخورید و پرده را هم بیندازید و بعد هم بگویید که هنوز تبیّن نشده است تا یکدفعه ببینید آفتاب در اتاقتان زد! اینطور که نیست بلکه این لولا مانع است و خود لیل مقمره خودش مانعٌ و شارع تبیّن را براساس اطلاق خود افق و اطلاق خود ظلمت قرار میدهد؛ نهاینکه با چیز دیگر باشد.
تلمیذ: درهرصورت میشود در لیالی مقمره نماز را همان ساعت بخواند که روز قبل خوانده است؟
استاد: بله.
تلمیذ: تأخیر لازم نیست؟
استاد: نهخیر!
بنابراین سه آیه در اینجا راجع به استدلال بر برائت عرض کردیم که اصولیین ذکر کردند و این آیۀ آخر را ذکر نکردند. همینطور سایر آیات را إنشاءالله عرض میکنیم و تمام اینها میتوانند دلیل بر برائت باشند لولا ادلۀ دیگر که ذکر میکنیم؛ یعنی خود این آیات بِحیالها دلیل برائت هستند؛ چون احتجاج را بر بلوغ و تکلیف را بر بلوغ و عذاب و اضلال را مترتب بر بلوغ میدانند و درصورت فقدان نص و اجمال نص و یا در تعارض نصین همانطوریکه عرض شد بلوغ و ابلاغ در آنجا معنا ندارد.
تلمیذ: برای اعمال نص مگر نباید فحص کند؟ بالأخره باید به نص اشراف داشته باشد؟
استاد: بله، بحث تفحص بهجای خودش هست.
تلمیذ: شما فرمودید: در اجمال نص و فقدان نص، در اجمال نص تکلیف بر ما مشخص شود؟
استاد: کجا مشخص شده است؟! مشخص نیست.
تلمیذ: مثلاً اجمالاً که میدانیم تکلیفی هست.
استاد: بله، در علم اجمالی هم میدانیم تکلیف هست. اجمال نص را وقتی میگوییم که تفحصمان را کردیم، بعد میگوییم: اجمال نص، والآ نهاینکه با یک نظرۀ بدوی و ابتدایی این را بگوییم. در نظرۀ بدوی کسی نگفته است، هیچ کسی نگفته است؛ بلکه بهمحض اینکه شما متوجه میشوید یک تکلیفی در اینجا هست باید بهدنبال بروید والاّ در هر موردی انسان کتاب را کنار بگذارد و بگوید که من نمیدانم در این چه چیزی نوشته است حالا هرچه میخواهد نوشته باشد، من که نمیدانم چه چیزی نوشته چرا آن را باز کنم؟! اینطور که نمیشود! آن علم اجمالی نسبت به تکلیف علم ملزم است و انسان را الزام میکند به اینکه تتبع و تفحص بکند، حتی در مورد عام قبل از فحصِ از مخصص نمیشود عمل به عام کرد! دیگر بالاتر از اینکه نیست.
