
جمعبندی بحث افتراق بین اماره و اصول
تفاوت امارات و اصول عملیه در این جلسه به این مسئله میپردازد که آیا امارات و اصول، جعل حکم ظاهری مستقل دارند یا نقش آنها صرفاً معذّریت در برابر واقع است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با بررسی ادله حجیت خبر واحد، استصحاب و قاعدههای طهارت و حلیت توضیح میدهد که امارات از سنخ طریقیت به واقعاند و نه جعل حکم در عرض حکم واقعی. در این نگاه، شارع با امضای سیره عقلاء، برای مکلف در حالت جهل، مسیر عمل ایمن را تعیین میکند بدون آنکه حکم جدیدی در برابر حکم واقعی جعل شود. بر این اساس، بسیاری از اختلافات میان اصولیین در باب حکم ظاهری، با تفکیک میان کشف واقع و صرف معذوریت قابل حل میشود و نقش قضا، ضمان و کشف خلاف نیز روشن میگردد. در نهایت، محور بحث به تفاوت نگاه جعل حکم و نگاه معذوریت بازمیگردد.
جمعبندی بحث افتراق بین اماره و اصول
توضیحات:
تفاوت امارات و اصول عملیه در این جلسه به این مسئله میپردازد که آیا امارات و اصول، جعل حکم ظاهری مستقل دارند یا نقش آنها صرفاً معذّریت در برابر واقع است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با بررسی ادله حجیت خبر واحد، استصحاب و قاعدههای طهارت و حلیت توضیح میدهد که امارات از سنخ طریقیت به واقعاند و نه جعل حکم در عرض حکم واقعی. در این نگاه، شارع با امضای سیره عقلاء، برای مکلف در حالت جهل، مسیر عمل ایمن را تعیین میکند بدون آنکه حکم جدیدی در برابر حکم واقعی جعل شود. بر این اساس، بسیاری از اختلافات میان اصولیین در باب حکم ظاهری، با تفکیک میان کشف واقع و صرف معذوریت قابل حل میشود و نقش قضا، ضمان و کشف خلاف نیز روشن میگردد. در نهایت، محور بحث به تفاوت نگاه جعل حکم و نگاه معذوریت بازمیگردد.
جمعبندی بحث افتراق بین اماره و اصول
12طریقیت اماره برای انکشاف واقع
حالا بحث «کلُّ شَیءٍ لکَ حَلال» نسبت به مسئلۀ اول مشکلتر و سختتر است، در بحث اوّلی از باب امارات مشخص است که خود اماره فیحدّنفسه اظهار و ابرازی از خودش ندارد. اماره ... که واقع را نشان میدهد، اماره اولاًبلااول و به أعلیٰ صوتٍ دارد اعلان میکند که من درقبال حکم واقع جعل حکم نمیکنم و کار و فعل من ابراز و اعلان حکم واقع است نهاینکه ـ همانطور که آقایان گفتند ـ جعل حکم درقبال واقع است، اینطور نیست. اماره میگوید: من دارم حکم واقع را نشان میدهم، همین، تمام! هیچ حرفی دیگر نمیزنم.
عمل به امارات و اصول از باب معذّریت
حالا اگر از این اماره سؤال کنید که اگر شما حکم واقع را نشان ندادید، آیا باید به شما عمل کرد؟! میگوید: بله. چرا باید عمل کرد؟! از باب معذّریت [باید عمل کرد] چون دیگر غیر از این چارهای نیست، نهاینکه جعل حکم ظاهری میکند، در اینجا حکم ظاهری نیست؛ بلکه این حکمی که الآن اماره دارد میگوید: عَن أبیبصیر عَن الإمام صادق علیهالسّلام: الخمرُ حرامٌ، این حکم اماره حکم واقعی است. اگر شما یقین به حکم واقعی داشتید، نمیگفتید که این مؤدّای یقین من، حکم واقع است؟! پس چه چیزی میگفتید؟! میگفتید که حکم ظاهر است؟! اماره که از یقین بالاتر نیست! بالاتر است؟! از علم هم بالاتر است؟! الآن شما یقین به این دارید که امام صادق فرمود: الخمرُ حرامٌ، شما که یقین دارید اگر بعداً یقین شما متبدّل به یقین خلاف بشود، آیا عمل به آن یقین سابق، رفع حکم از یقین لاحق میکند یا نه؟ رفع حکم نمیکند. یقین لاحق به حال خودش محفوظ است، حالا عمل به این یقین سابق معذّر و موجب معذوریت است و همین حرف در مورد اماره هست.
پس یقین برای شما درقبال حکم واقع، حکم ظاهر را جعل نمیکند. این حکم لغو است؛ نهاینکه حکمٌ مجعولٌ فی قبالِ الحُکمِ الواقع، یک همچنین مسئلهای نیست. در مورد امارات اینطور است.
