اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

محاذیر تعبد به امارات در اصول فقه از مباحث اصلی این جلسه است که آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل آن می‌پردازد. بحث با بررسی اشکال «اجتماع مثلین و ضدین» در صورت انطباق یا تخالف امارات با احکام واقعی آغاز می‌شود و سپس دیدگاه مرحوم آخوند در مسئله تصویب و تفاوت آن با مصلحت سلوکیه توضیح داده می‌شود. در ادامه، ماهیت مصلحت سلوکیه و این‌که چگونه شارع می‌تواند در فرض عدم وصول مکلف به واقع، مصلحت ثانویه‌ای در مسیر امارات جعل کند بررسی می‌شود. سپس اشکال اصلی به این دیدگاه، یعنی آلی بودن طریق و عدم استقلال امارات در جعل مصلحت، مطرح می‌گردد. بخش مهمی از جلسه به نسبت علم و اماره اختصاص دارد و این‌که آیا علم قاضی و ادله ظاهری در حکم واحد قرار می‌گیرند یا نه. در نهایت، با تحلیل روایات باب قضا، نقش بیّنه، حدود شهادت و محدودیت علم قاضی در نظام قضایی روشن می‌شود و این نتیجه به دست می‌آید که طرق اثباتی صرفاً ابزار کشف هستند نه منشأ جعل حکم مستقل.

محاذیر تعبد به أمارات (1)

توضیحات:

محاذیر تعبد به امارات در اصول فقه از مباحث اصلی این جلسه است که آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل آن می‌پردازد. بحث با بررسی اشکال «اجتماع مثلین و ضدین» در صورت انطباق یا تخالف امارات با احکام واقعی آغاز می‌شود و سپس دیدگاه مرحوم آخوند در مسئله تصویب و تفاوت آن با مصلحت سلوکیه توضیح داده می‌شود. در ادامه، ماهیت مصلحت سلوکیه و این‌که چگونه شارع می‌تواند در فرض عدم وصول مکلف به واقع، مصلحت ثانویه‌ای در مسیر امارات جعل کند بررسی می‌شود. سپس اشکال اصلی به این دیدگاه، یعنی آلی بودن طریق و عدم استقلال امارات در جعل مصلحت، مطرح می‌گردد. بخش مهمی از جلسه به نسبت علم و اماره اختصاص دارد و این‌که آیا علم قاضی و ادله ظاهری در حکم واحد قرار می‌گیرند یا نه. در نهایت، با تحلیل روایات باب قضا، نقش بیّنه، حدود شهادت و محدودیت علم قاضی در نظام قضایی روشن می‌شود و این نتیجه به دست می‌آید که طرق اثباتی صرفاً ابزار کشف هستند نه منشأ جعل حکم مستقل.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

محاذیر تعبد به أمارات (1)

13
  • تلمیذ: حالا اگر شخصی را خود قاضی دید چگونه است؟!

  • استاد: نه دیگر، چون خودش قاضی است.

  • تلمیذ: من‌باب‌مثال همسر خودش را در حال این عمل دید، در اینجا می‌توانیم بگوییم که اینجا هم باید برای محکمه دلیل داشته باشد؟!

  • استاد: نه دیگر.

  • تلمیذ: آن موقعیت چه خصوصیتی پیدا می‌کند که دیگر در اینجا دلیل نمی‌خواهد؟!

  • استاد: چون، خودش مجری است.

  • تلمیذ: در اینجا که خود قاضی دارد در خانۀ خودش این عمل را می‌بیند، دیگر مجری نیست بلکه شاکی است.

  • استاد: مگر مجری حکم، قاضی نیست؟!

  • تلمیذ: بله مجری حکم قاضی است، اما اگر خود قاضی در خانه‌اش این را دید چه باید کرد؟!

  • استاد: حالا اگر قرار باشد خود این قاضی کارش زیر سؤال برود، آن‌وقت چه باید کرد؟! فرض کنید اگر یک قاضی بالاتر یا حاکم نسبت به کار این قاضی شک کند ...

  • تلمیذ: پس دراین‌صورت باید چهارتا شاهد بیاورد.

  • استاد: باید ثابت کند و اگر نه خودش را اعدام می‌کنند. البته نسبت به شخصِ خودِ قاضی اگر عملی را انجام بدهد در این مسئله قاضی استقلال ندارد. فرض کنید که خود قاضی با شخصی در یک مالی مخاصمه دارند، خب نمی‌تواند بگوید که چون من قاضی هستم حق با من است، باید پیش قاضی شرع دیگری تعین بشود، به‌طورکلی قاضی همیشه حکمی برای غیر خودش باید بکند نه آن احکامی را که مربوط به خودش است.

  • مثل خود امیرالمؤمنین علیه‌السّلام که با آن شخص یهودی در مورد زره اختلاف پیدا کردند، امیرالمؤمنین با اینکه حاکم هست، اما در این حال نمی‌تواند بگوید که این مال، مال من است و من چون حاکم هستم دیگر آن، مسلّم السقوط است، لذا به شریح رجوع کردند تا شریح برای حضرت و برای آن شخص، حکومت بکند،1 همین‌طور در مورد قاضی هم همین‌طور است.

  • تلمیذ: این‌هم با اربعة شهدا باید ثابت بشود؟!

  • استاد: بله باید ثابت بشود.

  • حالا دیگر ادامۀ بحث برای جلسۀ بعد باشد، بخواهیم دومی‌اش را بخوانیم خسته می‌شویم.

    1.  الکافی، ج ۷، ص ۳۸5، با قدری اختلاف.
/ 260