اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

محاذیر تعبد به امارات در اصول فقه از مباحث اصلی این جلسه است که آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل آن می‌پردازد. بحث با بررسی اشکال «اجتماع مثلین و ضدین» در صورت انطباق یا تخالف امارات با احکام واقعی آغاز می‌شود و سپس دیدگاه مرحوم آخوند در مسئله تصویب و تفاوت آن با مصلحت سلوکیه توضیح داده می‌شود. در ادامه، ماهیت مصلحت سلوکیه و این‌که چگونه شارع می‌تواند در فرض عدم وصول مکلف به واقع، مصلحت ثانویه‌ای در مسیر امارات جعل کند بررسی می‌شود. سپس اشکال اصلی به این دیدگاه، یعنی آلی بودن طریق و عدم استقلال امارات در جعل مصلحت، مطرح می‌گردد. بخش مهمی از جلسه به نسبت علم و اماره اختصاص دارد و این‌که آیا علم قاضی و ادله ظاهری در حکم واحد قرار می‌گیرند یا نه. در نهایت، با تحلیل روایات باب قضا، نقش بیّنه، حدود شهادت و محدودیت علم قاضی در نظام قضایی روشن می‌شود و این نتیجه به دست می‌آید که طرق اثباتی صرفاً ابزار کشف هستند نه منشأ جعل حکم مستقل.

محاذیر تعبد به أمارات (1)

توضیحات:

محاذیر تعبد به امارات در اصول فقه از مباحث اصلی این جلسه است که آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل آن می‌پردازد. بحث با بررسی اشکال «اجتماع مثلین و ضدین» در صورت انطباق یا تخالف امارات با احکام واقعی آغاز می‌شود و سپس دیدگاه مرحوم آخوند در مسئله تصویب و تفاوت آن با مصلحت سلوکیه توضیح داده می‌شود. در ادامه، ماهیت مصلحت سلوکیه و این‌که چگونه شارع می‌تواند در فرض عدم وصول مکلف به واقع، مصلحت ثانویه‌ای در مسیر امارات جعل کند بررسی می‌شود. سپس اشکال اصلی به این دیدگاه، یعنی آلی بودن طریق و عدم استقلال امارات در جعل مصلحت، مطرح می‌گردد. بخش مهمی از جلسه به نسبت علم و اماره اختصاص دارد و این‌که آیا علم قاضی و ادله ظاهری در حکم واحد قرار می‌گیرند یا نه. در نهایت، با تحلیل روایات باب قضا، نقش بیّنه، حدود شهادت و محدودیت علم قاضی در نظام قضایی روشن می‌شود و این نتیجه به دست می‌آید که طرق اثباتی صرفاً ابزار کشف هستند نه منشأ جعل حکم مستقل.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

محاذیر تعبد به أمارات (1)

11
  • مُحَمَّدُ بنُ یَعقوبَ عَن مُحَمَّدِ بنِ یَحیَى عَن أحمَدَ بنِ مُحَمَّدِ بنِ عیسَى وَ عَن عَلیِّ بنِ إبراهیمَ عَن أبیهِ جَمیعاً عَنِ ابنِ‌مَحبوبٍ عَن عَلیِّ بنِ الحسَنِ بنِ رِباطٍ عَنِ بنِ مُسکانَ عَن أبی‌مَخلَدٍ عَن أبی‌عَبدِاللهِ عَلَیهِ‌السَّلامُ قالَ: کُنتُ عِندَ داوُدَ بنِ عَلیٍّ فَأُتیَ بِرَجُلٍ قَد قَتَلَ رَجُلاً. فَقالَ لَهُ داوُدُ بنُ عَلیٍّ: ما تَقولُ؟! قَتَلتَ هَذا الرَّجُلَ؟! قالَ: نَعَم أنا قَتَلتُهُ. فَقالَ لَهُ داوُدُ: وَ لِمَ قَتَلتَهُ؟!

  • فَقالَ: إنَّهُ کانَ یَدخُلُ مَنزِلی بِغَیرِ إذنی فاستَعدَیتُ عَلَیهِ الوُلاةَ الَّذینَ کانوا قَبلَکَ فَأمَرونی إن هوَ دَخَلَ بِغَیرِ إذنٍ أن أقتُلَهُ فَقَتَلتُهُ.

  • حضرت می‌فرماید که پیش داود بن علی بود، بعد یک مردی را آوردند که شخصی را کشته بود. داود گفت که آیا او را کشته‌ای؟! گفت: بله من او را کشته‌ام، داود به او گفت که چرا او را کشتی؟! گفت که این شخص بدون اجازۀ من در منزلم می‌آمد و من پیش آن افرادی که قبل از تو [در مسند قضاوت] بودند رفتم و شکایت پیش آنها بردم که این شخص بدون اجازۀ من در منزلم می‌آید و خلاصه دیگر نمی‌دانم چه‌کار کنم، آنها به من گفتند که اگر این مرتبه بدون اذن آمد او را بکش، من هم او را کشتم!

  • فالتَفَتَ إلَیَّ داوُدُ بنُ عَلیٍّ فَقالَ: یا أباعَبدِاللهِ ما تَقولُ فی هَذا؟! فَقُلتُ: أرَى أنَّهُ أقَرَّ بِقَتلِ رَجُلٍ مُسلِمٍ فاقتُلهُ فَأمَرَ بِهِ فَقُتِلَ.

  • حضرت می‌فرمایند که داود بن علی به من رو کرد و به من و گفت: یا أباعبدالله چه می‌گویی؟! حضرت فرمودند که این شخص اقرار به قتل یک مرد کرده است باید او را بکشی،[پس امر کرد که کشته شود].

  • حضرت در اینجا این را می‌خواهند بگویند که باید دلیل داشته باشد.

  • ثُمَّ قالَ أبوعَبدِاللهِ عَلَیهِ السَّلامُ: إنَّ ناساً مِن أصحابِ رَسولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ و سلّم، کانَ فیهِم سَعدُ بنُ عُبادَةَ ، فَقالوا یا سَعدُ ما تَقولُ لَو ذَهَبتَ إلَى مَنزِلِکَ فَوَجَدتَ فیهِ رَجُلاً عَلَى بَطنِ امرَأتِکَ ما کُنتَ صانِعاً بِهِ. فَقالَ سَعدٌ: کُنتُ وَ اللهِ أضرِبُ رَقَبَتَهُ بِالسَّیفِ.

/ 0