اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اشکال اجتماع مثلین در حجیت امارات، در این جلسه از دیدگاه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود و به مسئله جعل حجیت در مؤدای امارات و نسبت آن با احکام واقعی پرداخته می‌شود. بحث بر این است که در صورت تطابق یا تعارض مؤدای اماره با حکم واقعی، آیا اجتماع مثلین یا اجتماع ضدین لازم می‌آید یا خیر و این اشکال چگونه شکل می‌گیرد. سپس تفاوت میان اجتماع مثلین واقعی و دو حکم در دو حیث یا دو ظرف بیان شده و موارد عدم استحاله توضیح داده می‌شود. در ادامه مسئله تصویب و مراتب آن و نیز دیدگاه مصلحت سلوکیه مطرح شده و در نهایت پاسخ مرحوم آخوند بر اساس تفکیک مراتب انشاء، بعث و فعلیت بیان می‌گردد. این بحث نشان می‌دهد که اشکال اجتماع مثلین و ضدین در مقام تحلیل دقیق احکام به نحوه تلقی از مراتب حکم و نحوه جعل حجیت وابسته است.

بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (4)

توضیحات:

اشکال اجتماع مثلین در حجیت امارات، در این جلسه از دیدگاه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود و به مسئله جعل حجیت در مؤدای امارات و نسبت آن با احکام واقعی پرداخته می‌شود. بحث بر این است که در صورت تطابق یا تعارض مؤدای اماره با حکم واقعی، آیا اجتماع مثلین یا اجتماع ضدین لازم می‌آید یا خیر و این اشکال چگونه شکل می‌گیرد. سپس تفاوت میان اجتماع مثلین واقعی و دو حکم در دو حیث یا دو ظرف بیان شده و موارد عدم استحاله توضیح داده می‌شود. در ادامه مسئله تصویب و مراتب آن و نیز دیدگاه مصلحت سلوکیه مطرح شده و در نهایت پاسخ مرحوم آخوند بر اساس تفکیک مراتب انشاء، بعث و فعلیت بیان می‌گردد. این بحث نشان می‌دهد که اشکال اجتماع مثلین و ضدین در مقام تحلیل دقیق احکام به نحوه تلقی از مراتب حکم و نحوه جعل حجیت وابسته است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (4)

10
  • پس حکم هیچ ارتباطی با علم و عدم علم ندارد! آن حکم در مرتبۀ خودش محفوظ است و آن حکم ملزمه و مصلحت ملزمه است. اگر به این رسید، از باب این است که فعلیت پیدا می‌کند ولی برای او الزام است؛ نه‌اینکه علم موجب بشود که آن مصلحت تبدیل به الزام بشود. ما گفتیم که علم به عنوان شرط وقوع در ...

  • طریقیت علم مکلف برای مصلحت و مفسدۀ ملزمه

  • درصورتی این حکم برای شما الزام دارد که نسبت به آن عالم بشوید و از آن‌طرف هم درصورتی این الزام برای مکلف مشخص می‌شود که اطلاع بر حکم داشته باشد، خب در اینجا توقفُ الشیء عَلی نَفسِه لازم می‌آید و دور لازم می‌آید. اصلاً مصلحت ملزمه و مفسدۀ ملزمه ارتباطی به علم مکلف و غیر آن ندارد؛ بلکه اولاً مربوط به موقعیت مکلف از نظر نفسانی و قدرت بر فعل است و ثانیاً شرائط اجتماعی برای تحقق فعل در خارج و ثالثاً اینکه اصل قضیه این است که اگر خود اصل فعل در خارج نباشد، اصلاً آن مصلحت و مفسده در اینجا معنا ندارد.

  • علم مکلف فقط راه به آن مفسده و مصلحت ملزمه است و الزام برای او هست، الآن الزام برای این است، اگر مکلف علم نداشته باشد در اینجا شارع او را می‌بخشد. اگر علم داشته باشد باید انجام بدهد؛ نه‌اینکه خود علم مکلف برای او ایجاد مصلحت می‌کند! لذا گفتیم که اگر کسی علم به ملاکات پیدا کند برای او واجب است که عمل کند. اصلاً احکام به علم مکلف کاری ندارد، احکام در مقام ملاک، انشاء، بعث و زجر کار خودشان را انجام می‌دهند و یک ارتباطی بین خودشان و مکلف دارند و اگر این مکلف قدرت دارد، برای او الزام است [و اگر قدرت ندارد الزامی هم نیست]. الآن در اینجا یا خداوند این الهام را به او می‌کند و این الزام را متوجه می‌شود [که در‌این‌صورت] باید انجام بدهد ولو اینکه شارع نگفته باشد! ولو اینکه پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نگفته باشد باید انجام بدهد! یااینکه خداوند او را مطلع نمی‌کند، خب پس معذور است و به این مسئله مربوط نیست.

/