
مقدمۀ مبحث برائت
و مباحثی در موضوعشناسی مشروبات الکلی و ماهی پولکدار
اصل برائت در شبهات حکمیه در این جلسه بهعنوان مقدمه بحث برائت شرعیه بررسی میشود و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی سیر عقلایی این اصل را در برخورد با شک در حکم تبیین میکند. ایشان ابتدا تقسیمبندی مشهور شیخ انصاری در شبهات وجوبیه و تحریمیه و تفصیل آن به اقسام فقدان نص، اجمال نص و تعارض نصین را توضیح میدهد و سپس نگاه آخوند خراسانی که محور را به عدم حجیت و سیره عقلاء برمیگرداند میکند. در ادامه تفاوت مهم شبهات موضوعیه و حکمیه مطرح میشود و نشان داده میشود که تشخیص موضوع در بسیاری از موارد بر عهده عرف است نه شارع، مانند تشخیص خمر، الکل و ماهی فلسدار. همچنین بحث میشود که چرا برخی موضوعات از مباحث اصولی خارج شدهاند و نقش شارع در موارد اختلاف عرفی چگونه است. در پایان، نسبت علم اجمالی و جریان برائت در موارد مختلف روشن میشود و تفاوت آن با باب طهارت و نجاست و لزوم دقت در خلط مباحث بیان میگردد.
مقدمۀ مبحث برائت
توضیحات:
اصل برائت در شبهات حکمیه در این جلسه بهعنوان مقدمه بحث برائت شرعیه بررسی میشود و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی سیر عقلایی این اصل را در برخورد با شک در حکم تبیین میکند. ایشان ابتدا تقسیمبندی مشهور شیخ انصاری در شبهات وجوبیه و تحریمیه و تفصیل آن به اقسام فقدان نص، اجمال نص و تعارض نصین را توضیح میدهد و سپس نگاه آخوند خراسانی که محور را به عدم حجیت و سیره عقلاء برمیگرداند میکند. در ادامه تفاوت مهم شبهات موضوعیه و حکمیه مطرح میشود و نشان داده میشود که تشخیص موضوع در بسیاری از موارد بر عهده عرف است نه شارع، مانند تشخیص خمر، الکل و ماهی فلسدار. همچنین بحث میشود که چرا برخی موضوعات از مباحث اصولی خارج شدهاند و نقش شارع در موارد اختلاف عرفی چگونه است. در پایان، نسبت علم اجمالی و جریان برائت در موارد مختلف روشن میشود و تفاوت آن با باب طهارت و نجاست و لزوم دقت در خلط مباحث بیان میگردد.
مقدمۀ مبحث برائت
12منبابمثال شخص چرتش گرفته است و یکدفعه از چرت میپرد یک ظهری در گوشش هست و بلند میشود میآید میگوید که من خودم از امام صادق شنیدم که گفت صلاة ظهر واجب است، میگوییم: بیست نفر صلاة جمعه میگویند، میگوید که نه با همین گوشم شنیدم! حالا این راوی اصلاً راوی خوبی هم هست و راوی صحیح السند هم هست، ولی با یک لحظه غفلت کلام امام صادق برای او مشتبه میشود؛ لذا میآید کار دست ما میدهد. آنوقت ما باید در اینجا چهکار کنیم؟ ما از باب حجیّت اگر نتوانستیم ادلۀ راجحهای پیدا بکنیم، از یک طرف مکلفیم به صَدِّق العادل نسبت به هذا الدلیل عمل کنیم و از یک طرف مکلفیم به صَدِّق العادل نسبت به هذا الدلیل عمل کنیم؛ وقتی ملکف هستیم و جمع بین هردو هم میشود کرد، اگر ما یکی را ترک کنیم آیا احتمال نمیدهیم که در اینجا ممکن است این دلیل واجب باشد؟! اشتغال یقینی و علم اجمالی به أحد الدلیلین موجب استصحاب بقاء تکلیف میشود لذا باید هردو را انجام داد. در علم اجمالی اینجا است که اشتغال یقینی؛ اشتغال به أحد الدلیلین با اتیان به واحد ازبین نمیرود بلکه آن اشتغال و استصحاب باقی میماند.
دلیل عدم انحلال علم اجمالی
آن سؤالی که میخواهم بپرسم ـ حواستان را جمع کنید! ـ اینجاست؛ در بحث شبهات موضوعیه که مطرح کردیم علم اجمالی به نجاست أحد الأطراف با اتیان به بعض الأطراف، منحلّ به شبهۀ بدوی میشود چرا در اینجا نمیشود؟! در آنجا گفتیم که اگر علم اجمالی داشته باشیم که این مورد غیر مشخص از این عبا نجس میشود، علم اجمالی اقتضاء طهارت را میکند و بر این نجاست وجوب طهارت میآید. حالا اگر یک گوشۀ عبا را در آب کر انداختید و این طاهر شد ـ البته این در بحث اشتغال میآید و مفصل هم میآید از شبهۀ عبائیه و نردبانیۀ آقا ضیاء و از این چیزهایی که نشستهاند و بافتهاند، از این بافتنیها بخواهید نخواهید رد میشویم ـ این علم اجمالی چرا منحل میشود و دیگر باقی نمیماند؟ گفتیم: وقتی أحد الأطراف لا بِعینه از دایرۀ علم اجمالی بیرون رفت، اشتغال یقینی ما تبدیل به شبهۀ بدوی میشود و در شبهۀ بدوی هم اصالة الطهاره جاری است. چرا در اینجا این حرف را نمیزنیم؟! چه فرقی بین مانحنفیه و آنجاست؟! اگر اشتغال یقینیّه بِأحد الطرفین که صلاة جمعه و ظهر است باعث اشتغال یقینی میشود ما آمدیم صلاة ظهر را انجام دادیم و یکی از اطراف علم اجمالی از تحت دایرۀ علم اجمالی بیرون رفت، پس شبهۀ ما نسبت به صلاة جمعه شبهۀ بدوی شد، وقتی که شبهۀ بدوی شد چرا اصالة البرائه [جاری نشود؟!]
