
تلخیص و نتیجهگیری مبحث اطلاق
مفهوم اطلاق در اصول فقه در این جلسه با محور جمعبندی مباحث اطلاق و نسبت آن با ظهور عرفی و مقدمات حکمت بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با تبیین نقش متکلم و مخاطب نشان میدهد که ظهور الفاظ بر اساس قرائن و شرایط ذهنی هر مخاطب شکل میگیرد و اطلاق، یک فهم عرفی وابسته به این زمینههاست. در ادامه تفاوت عموم بدلی و استیعابی و نیز اطلاق واقعی و اطلاق لولایی توضیح داده میشود و روشن میگردد که گاه عقل در صورت نبود دلیل قطعی به احتیاط و انتخاب افضل افراد حکم میکند. در پایان، نحوه برخورد با دلیل مقید پس از اطلاق و معیار سنجش قوت ادله بیان میشود تا روشن شود کدام ظهور در مقام استنباط مقدم است. این بحث جمعبندی نهایی مبحث اطلاق در سلسله اصول فقه است.
تلخیص و نتیجهگیری مبحث اطلاق
توضیحات:
مفهوم اطلاق در اصول فقه در این جلسه با محور جمعبندی مباحث اطلاق و نسبت آن با ظهور عرفی و مقدمات حکمت بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با تبیین نقش متکلم و مخاطب نشان میدهد که ظهور الفاظ بر اساس قرائن و شرایط ذهنی هر مخاطب شکل میگیرد و اطلاق، یک فهم عرفی وابسته به این زمینههاست. در ادامه تفاوت عموم بدلی و استیعابی و نیز اطلاق واقعی و اطلاق لولایی توضیح داده میشود و روشن میگردد که گاه عقل در صورت نبود دلیل قطعی به احتیاط و انتخاب افضل افراد حکم میکند. در پایان، نحوه برخورد با دلیل مقید پس از اطلاق و معیار سنجش قوت ادله بیان میشود تا روشن شود کدام ظهور در مقام استنباط مقدم است. این بحث جمعبندی نهایی مبحث اطلاق در سلسله اصول فقه است.
تلخیص و نتیجهگیری مبحث اطلاق
9حالا آمدیم سراغ این مطلب اگر متکلم [لفظ کُل را استفاده نکرد و کلام را به شکلی نیاورد که] از [آن] توسعه استفاده بکند؛ یعنی دال باشد بریک معنای عامی؛ هیچکدام از این دوتا نبود؛ بلکه اوّلاً بلااوّل عبد در خانه را باز میکند و مولا به او میگوید قبل از اینکه داخل خانه بیایی؛ برو یک کیلو انگور بخر و بیاور. این در راه میگوید که چه انگوری مورد نظر مولا است؟! حدودش را بیان نکرده است و قیدی برای این نیاورده است و من هم نسبت به خوصیات مولا در اینجا شاک هستم که این چه انگوری را دوست دارد و چه انگوری را دوست ندارد! در اینجا اگر عبد مسائلی را نفهمد و خصوصیاتی را نفهمد و برداشت خاصی را از مولا نداشته باشد، از باب اینکه اگر منظور مولا این بود که یک نوع انگور خاص مورد نظرش باشد باید دلیل میآورد؛ این کلام مولا را حمل برمعنای توسعه میکند. این توسعه، توسعۀ لولائیه است؛ این توسعه، توسعۀ شرطیه است؛ این توسعه، توسعۀ تعلقیه است. یعنی حمل کلام مولا بر انگور از باب بدبختی و بیچارگی است؛ نه از باب اینکه مولا کلامش دال بر توسعه است. چون من دلیلی را ندارم بر اینکه کلام مولا در اینجا بر چه دلالت میکند، در اینجا مجبورم بگویم پس کلام مولا مانعی ندارد از اینکه بر هرکدام حمل بشود. آنوقت در یک همچنین شرایطی بحث میکنیم که در اینجا مکلف باید به افضل افراد اتیان بکند؛ فردی را اتیان کند که در نزد خودش یقین میداند که اگر این فرد را اتیان کند کلام مولا را در اینجا اتیان کرده است. این مقام، مقام احتیاط است، همانطوری که عرض شد. چون در اینجا دلیلی بر فرد ندارد، در اینجا عقل حکم میکند بر اینکه شما فردی را باید اتیان بکنید که آن فرد در اینجا مرضیّ نظر مولا باشد و [اما] قاعدۀ قبح عقاب بلابیان که در اینجا مطرح است درصورتی است که عقل منجّز و مأمن نداشته باشد؛ در آنجا قاعدۀ قبح عقاب بلابیان میآید؛ ولی وقتی عقل میگوید که شما میتوانید افضل افراد را در اینجا اتیان کنید بهنحوی که یقین داشته باشید؛ خود همین اتیان، با توجه به تعلق حکم بهنحو وجوب از یک طرف، و با توجه به ارشاد عقل به افضل افراد از طرف دیگر، عقل دراینجا منجز است که شما باید افضل افراد را اتیان کنید تا از عهدۀ تکلیف در اینجا بربیاید.
