اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (3)

و تفسیر آیۀ ﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ﴾

14٬137
اصول

بررسی انصراف در آیه «الرجال قوامون على النساء» در کلام آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل حدود دلالت این آیه بر قوامیت مردان نسبت به زنان اختصاص دارد. در این جلسه ابتدا تبیین می‌شود که آیا آیه اطلاقی فراتر از مسئله زوجیت دارد یا اساساً از ابتدا در همین حوزه انصراف یافته است. سپس دو محور اصلی آیه، یعنی «بما فضل الله بعضهم على بعض» و «بما أنفقوا من أموالهم» بررسی می‌شود تا روشن گردد این دو دلیل بیشتر ناظر به نظام خانواده هستند تا عرصه قضاوت و حکومت. در ادامه با تفکیک میان حکم عقلایی و صرف اختیار فردی، نشان داده می‌شود که در برخی موارد رجوع به مرجع قضاوت یا حکم، تابع ملاک‌های کارآمدی و رفع نزاع است نه جنسیت. در نهایت نتیجه بحث این است که استناد به آیه برای تعمیم قوامیت به همه حوزه‌های اجتماعی، از جمله قضا و حکومت، نیازمند دقت بیشتر و قابل مناقشه است.

موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (3)

توضیحات:

بررسی انصراف در آیه «الرجال قوامون على النساء» در کلام آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل حدود دلالت این آیه بر قوامیت مردان نسبت به زنان اختصاص دارد. در این جلسه ابتدا تبیین می‌شود که آیا آیه اطلاقی فراتر از مسئله زوجیت دارد یا اساساً از ابتدا در همین حوزه انصراف یافته است. سپس دو محور اصلی آیه، یعنی «بما فضل الله بعضهم على بعض» و «بما أنفقوا من أموالهم» بررسی می‌شود تا روشن گردد این دو دلیل بیشتر ناظر به نظام خانواده هستند تا عرصه قضاوت و حکومت. در ادامه با تفکیک میان حکم عقلایی و صرف اختیار فردی، نشان داده می‌شود که در برخی موارد رجوع به مرجع قضاوت یا حکم، تابع ملاک‌های کارآمدی و رفع نزاع است نه جنسیت. در نهایت نتیجه بحث این است که استناد به آیه برای تعمیم قوامیت به همه حوزه‌های اجتماعی، از جمله قضا و حکومت، نیازمند دقت بیشتر و قابل مناقشه است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (3)

8
  • مرد آن است که گیرد اندر گوش***ور نوشته است پند بر دیوار1
  • ممکن است یک‌وقت یک کلام حکمت آمیز از دهان یک کافر بیرون بیاید، از دهان یک بچه بیرون بیاید. اشکال ندارد که انسان اینها را مورد توجه قرار دهد.

  • بناءًعلیٰ‌هذا در مسئلۀ قضاوت مقتضای احتیاط رجوع به مرء و رجل است. یعنی حتی اگر ما دلیل نداشته باشیم بر اینکه رجوع به مرء و رجل منجّز است؛ نفس رجحان رجوع به مرء‌ در دوران امر بین رجوع به مرء و مرأه، منافی با اختیار در رجوع به مرأه نیست؛ چون اختیار رجوع به مرأه از نظر عرف و از نظر شرع در مانحن‌فیه موقعیتی ندارد. چون مسئله، مسئلۀ رجوع به فصل حکومت است؛ حالا فصل حکومت سواءٌ کان بِید هذا أو بید هذا! چه فرق می‌کند؟! این با مسئلۀ نکاح در اینجا متفاوت است. پس مقتضای احتیاط در اینجا رجوع به مرء است.

  • معیار اعلمیت در رجوع به زن یا مرد در قضاوت

  • اما وقتی ما ملاک را از نقطه‌نظر عقل، اعلمّیت در حکم و اطلاع بر جوانب و عدم غلبه احساسات دانستیم؛ اگر موردَینی بود؛ در یک مورد مرء و در یک مورد مرأه و اطلاع مرأه بر مسائل اقوی بود از مرء و غلبۀ احساسات در مرأه اقل بود از غلبۀ احساسات بر مرء [در اینجا چه باید کرد؟] ما خیلی از موارد داریم؛ بعضی مردها هستند که تا یکی می‌آید پیش آنها اقامه دعوا می‌کند؛ شروع می‌کنند گریه کردن. حالا دارد دروغ می‌گوید! ولی این شروع می‌کند به گریه کردن. خُب این به‌درد قضاوت نمی‌خورد. کسی به‌درد قضاوت می‌خورد که اگر سرش را جلویش بریدند این بایستد و نگاه کند و بگوید که خلاصه ببینیم قضیه چیست؟ حالا خودت هم مثل این بیفتی روی زمین که فایده ندارد. مخصوصاً در مسئلۀ زن‌ها که وقتی می‌آیند خیلی مجلس را تحت تأثیر قرار می‌دهند و شدیداً گریه می‌کنند و مجلس را منقلب می‌کنند. درحالتی‌که حالا حق با شوهر و زوج است؛ ولی این می‌آید و داد می‌کند و شیون می‌کند و غلبه می‌کند. بعضی‌ها هم که آنجا نشسته‌اند می‌گویند: ببین چه شوهر و زوج ظالمی دارد! چقدر دارد به این ظلم می‌کند! خُب این زوجه از حدش تعدّی و تجاوز کرده است و مرد هم فرض کنید که تنبیهش کرده است. خُب تعدی نکند! تجاوز نکند! در غلبۀ احساسات قرار گرفتن، ما خودمان می‌بینیم بعضی از مواقع هست که زن از این نقطه‌نظر اقوای از مرء است. بعضی از مرء‌ها اشبه بالنساء هستند؛ اینها قابلیت ندارند. خُب در این‌گونه موارد با توجه به این ملاک باید به مرأه مراجعه کرد. عرض کردم تمام اینها لولا الدلیل است! که دلیل در خارج نداشته باشیم.

    1.  گلستان سعدی (ایزدپرست)، ص 269.
/