
موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (2)
و مبحث قضاوت زن
انصراف و اطلاق در اصول فقه در این جلسه به بررسی نحوه فهم الفاظ در دوران تساوی استعمال حقیقی و مجازی پرداخته میشود و دیدگاه مرحوم آخوند درباره جریان اصالة الحقیقة و اصالة عدم القرینه تحلیل میگردد. در ادامه روشن میشود که در مواردی که عرف بین معنای حقیقی و مجازی یا اطلاق و تقیید توقف میکند، امکان تمسک به اصول لفظی محل تأمل است و وظیفه مکلف به سمت قواعد دیگر سوق داده میشود. سپس این مبانی در مثالهایی مانند آیه ﴿ومن لم یحکم بما انزل الله﴾ و مسئله قضاوت زن تطبیق داده میشود تا روشن شود که صرف اطلاق یا ادعای انصراف برای اثبات یا نفی ولایت قضایی کافی نیست. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل دقیق عرفی و اصولی نشان میدهند که بسیاری از برداشتهای جنسیتی از ادله، فاقد پشتوانه قطعی است و باید به قدر متیقن و دلالت واقعی ادله توجه کرد.
موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (2)
توضیحات:
انصراف و اطلاق در اصول فقه در این جلسه به بررسی نحوه فهم الفاظ در دوران تساوی استعمال حقیقی و مجازی پرداخته میشود و دیدگاه مرحوم آخوند درباره جریان اصالة الحقیقة و اصالة عدم القرینه تحلیل میگردد. در ادامه روشن میشود که در مواردی که عرف بین معنای حقیقی و مجازی یا اطلاق و تقیید توقف میکند، امکان تمسک به اصول لفظی محل تأمل است و وظیفه مکلف به سمت قواعد دیگر سوق داده میشود. سپس این مبانی در مثالهایی مانند آیه ﴿ومن لم یحکم بما انزل الله﴾ و مسئله قضاوت زن تطبیق داده میشود تا روشن شود که صرف اطلاق یا ادعای انصراف برای اثبات یا نفی ولایت قضایی کافی نیست. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل دقیق عرفی و اصولی نشان میدهند که بسیاری از برداشتهای جنسیتی از ادله، فاقد پشتوانه قطعی است و باید به قدر متیقن و دلالت واقعی ادله توجه کرد.
موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (2)
13تلمیذ: انصراف موجب میشود که طرف دیگر مرجوح بشود. ما نمیخواهیم بگوییم که اینجا انصراف است که طرف مرأه مرجوح بشود.
استاد: علی السواء هستند.
تلمیذ: رجل فرد بارز است.
استاد: نه، بارز که همان انصراف است. ما میخواهیم بگوییم که رجولیت و انوثیت اصلاً از این بحث برود کنار. وقتی رفت کنار، ملاک اعلمّیت میماند. دیگر اصلاً، نه روایت ناظر بر رجولیت و انوثیت است چون میگوید « نظر فی حلالنا و حرامنا» [و نه آیه ناظر بر رجولیت و انوثیت است.]
تلمیذ: شبهه پیش میآید دیگر!
استاد: نه، شبهه به رجولیت برنمیگردد. شبهه به علم برمیگردد. روایت میگوید: «عرف أحکامنا» یعنی عارف به حکم باشد؛ نگفته است رجل یا مرأه باشد. روایت میگوید: ناظر در حکم باشد؛ ناظر در حدیث باشد. مرأه یا رجل را که نگفته است! ﴿وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ﴾ فقط میگوید که حاکمِ ﴿بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ﴾ باشد. در مرأه یا مرء بودنش مسئلهای نیست. پس اصلاً بحث رجولیت و انوثیت از آیه میرود کنار. حالا ما هستیم و دو نفر که در اینجا هستند؛ یکی مرد است یکی زن است. هر دوی اینها از نقطهنظر علم علی السوی هستند. فرض کنید یک زن و شوهر، با همدیگر لمعه خواندند و با هم مباحثه کردند؛ رسائل و مکاسب خواندند و با هم مباحثه کردند. حالا یک مورد اختلافی پیش میآید و فرض کنید زن هم محرم است و در آن مورد میتواند قضاوت کند. آن دلیلی که ما را ملزم کند مرد را بر حکومت انتخاب کنیم چیست؟
تلمیذ: ملزم نمیکند؛ در مرد هیچ شبههای نیست، کسی شبهه نمیکند.
استاد: اینکه کسی شبهه نمیکند یعنی فرد متیقّن است؟
تلمیذ: فرد متیقّن به عنوان انصراف نیست.
استاد: خُب همین دلیل در اینجا میآید دیگر! اگر این فرد، فرد متیقّن نیست، پس بود و نبودش چه فایدهای دارد؟ شما میخواهید این را بگویید که رجوع به مرد، متیقّن است و رجوع به زن مشروط است؛ بنابراین این بر او رجحان دارد. امّا من این را میخواهم بگویم که به همان دلیلی که ما گفتیم؛ ادلۀ اباحۀ رجوع به مرأه، ما این اختیار رجوع به زن را داریم. آیا این اختیار در مباح هست یا نه؟ یا ما ملزم هستیم؟
