اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ

14٬050
اصول

حقیقت اطلاق و مقدمه اول حکمت محور اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان اشکال وارد بر دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی را درباره «مقام بیان» و انعقاد اطلاق بررسی می‌کنند و سپس پاسخ ایشان را مبنی بر تفکیک میان بیان بدوی و بیان در وقت حاجت مورد نقد قرار می‌دهند. در ادامه، معنای صحیح «مقام بیان» تبیین شده و تفاوت اساسی میان عام و نکره از جهت ظهور در مصادیق توضیح داده می‌شود. استاد نشان می‌دهند که در الفاظ عام، شمول افراد از دلالت لفظی به‌دست می‌آید، اما در اطلاق و نکره، شمول افراد مبتنی بر دلالت عقلی و امکان انطباق بر مصادیق است. سپس جایگاه اصالة الحقیقه، اصل عدم مخصص و حدود جریان اصول عقلایی در فرض وجود یا عدم وجود احتمال عقلاییِ تقیید بررسی می‌شود و این مباحث با تطبیق بر آیه «الزانی لا ینکح إلا زانیة» روشن می‌گردد.

نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ

توضیحات:

حقیقت اطلاق و مقدمه اول حکمت محور اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان اشکال وارد بر دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی را درباره «مقام بیان» و انعقاد اطلاق بررسی می‌کنند و سپس پاسخ ایشان را مبنی بر تفکیک میان بیان بدوی و بیان در وقت حاجت مورد نقد قرار می‌دهند. در ادامه، معنای صحیح «مقام بیان» تبیین شده و تفاوت اساسی میان عام و نکره از جهت ظهور در مصادیق توضیح داده می‌شود. استاد نشان می‌دهند که در الفاظ عام، شمول افراد از دلالت لفظی به‌دست می‌آید، اما در اطلاق و نکره، شمول افراد مبتنی بر دلالت عقلی و امکان انطباق بر مصادیق است. سپس جایگاه اصالة الحقیقه، اصل عدم مخصص و حدود جریان اصول عقلایی در فرض وجود یا عدم وجود احتمال عقلاییِ تقیید بررسی می‌شود و این مباحث با تطبیق بر آیه «الزانی لا ینکح إلا زانیة» روشن می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ

12
  • من در یک جا گفتم؛ قبلاً هم صحبت کردم؛ اینکه اصول عملیه را انسان جاری بکند، در جایی است که احتمال جدّی عقلایی باشد؛ اگر احتمال جدّی عقلایی نباشد که اصلاً اصول عملیه در اینجا نباید جاری شود. فرض کنید که شما صبح می‌روید در بیابان و در همین‌جا که نشستید احتمال می‌دهید یک حیوانی مثل ذئب ادرار کرده و رفته است؛ الآن که شما آمدید، هنوز شمس بر آن نتابیده و نجس باشد. اصلاً یک هم‌چنین احتمالی، عقلایی نیست که شما حالا در اینجا اصالة الطهاره جاری کنید. اصلاً پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ هم به شما می‌خندد؛ می‌گوید: مگر من اصلاً اصالة الطهاره را برای اینجا آوردم؟! در بیابانی که پرنده هم پرواز نمی‌کند؛ بگوییم که حالا گرگ و ذئب آمده است،‌ آن هم از همین‌جا گذشته و ادرار کرده است، آن هم قبل از اینکه خورشید حالا به آن بخورد شما رسیدید. این هم یک احتمال است دیگر! احتمال، احتمال است! این احتمال که اصلاً جای اجرای اصل نیست.

  • جایگاه صحیح جریان اصول عملیه

  • اجرای اصول عملیه در جایی است که احتمال جدّی است. فرض کنید که در اینجا یک مجلس عروسی است؛ مجلسی است که زن و بچّه می‌آیند و می‌روند؛ مثلاً پانزده‌تا بچه اینجا هستند. وقتی که می‌روند شما می‌بینید که اینجا رطوبت دارد. احتمال جدّی عقلایی این است که از آن پانزده‌تا بچه یکی اینجا ادرار کرده است. این احتمال جدّی عقلایی است دیگر! بالاخره در اتاقی که پانزده بچّه بیایند و آن هم بازی کنند، آن هم در یک سنینی که نتوانند خودشان را ضبط و حفظ کنند! اینجا شارع می‌گوید: نه آقا! بگو اصالة الطهاره است؛ لعلّ اینکه اینجا ماء باشد؛ نه‌اینکه در یک جایی که اصلاً احتمال عقلایی نیست جاری کنید؛ به‌عنوان مثال من احتمال بدهم که شاید منظور شارع از أعتق رقبةً، رقبۀ پیر باشد، یا مریض باشد؛ این احتمال، احتمالی نیست که حالا مسئله را احراز بکند بلکه در اینجا این احتمالات با این اصول دفع می‌شود. یعنی خلاصه این احتمالی که عرف بر آن احتمال، بهایی و ارزشی ندهد [مطرح نمی‌شود]. یک وقت احتمال، احتمال جدّی است آن احتمال جدّی در باب اطلاق محرز است، و‌ اصلاً اصل در آنجا نمی‌تواند [جاری شود]. اگر احتمال، احتمال غیر جدّی است ولی قابل برای طرح است و مثلاً می‌شود بگوییم بینا بین است؛ آن با اصل دفع می‌شود. آن احتمالی هم که اصلاً قابل برای طرح نیست که اصلاً‌ قابلیت ندارد که با اصل طرح بشود و یا طرح نشود.

/ 0