
نقد دیدگاه اصولیین در مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت
تحلیل مراد متکلم در مقام بیان
نقد مقدمه اول مقدمات حکمت درباره شرط «مقام بیان» در اطلاق، محور اصلی این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که در آن نسبت میان مراد متکلم و محکی لفظ بررسی میشود. استاد ابتدا تبیین مشهور از مقام بیان را که آن را به «بیان تمام مراد» معنا میکند نقد کرده و نشان میدهد این برداشت با مواردی مانند تهدید، تمهید، استهزاء یا بیان اجمالی سازگار نیست. سپس تفکیک مهمی میان مراد متکلم، محکی لفظ و ظاهر کلام ارائه میشود و توضیح داده میشود که نفی لغویت از کلام بهتنهایی به معنای اراده تمام محکی نیست. در ادامه، اشکال نقضی با مسئله تخصیص و تقیید مطرح میگردد و نشان داده میشود که اگر تمام مراد از ابتدا بیان شده باشد، جایی برای مخصص و مقید باقی نمیماند. بخش مهم جلسه به تفاوت مقام ثبوت و مقام اثبات اختصاص دارد و اینکه مکلف در مقام فهم حکم، ناچار است با قرائن، شرایط و نوع معرفت خود به شارع، به کشف نزدیک به واقع برسد. در پایان نیز نسبت میان برداشتهای مختلف از دین و نقد دیدگاههایی که دین را صرفاً «فهم فردی از متن» میدانند بررسی میشود و بر لزوم وجود حقیقت ثابت در ورای فهمها تأکید میگردد.
نقد دیدگاه اصولیین در مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت
توضیحات:
نقد مقدمه اول مقدمات حکمت درباره شرط «مقام بیان» در اطلاق، محور اصلی این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که در آن نسبت میان مراد متکلم و محکی لفظ بررسی میشود. استاد ابتدا تبیین مشهور از مقام بیان را که آن را به «بیان تمام مراد» معنا میکند نقد کرده و نشان میدهد این برداشت با مواردی مانند تهدید، تمهید، استهزاء یا بیان اجمالی سازگار نیست. سپس تفکیک مهمی میان مراد متکلم، محکی لفظ و ظاهر کلام ارائه میشود و توضیح داده میشود که نفی لغویت از کلام بهتنهایی به معنای اراده تمام محکی نیست. در ادامه، اشکال نقضی با مسئله تخصیص و تقیید مطرح میگردد و نشان داده میشود که اگر تمام مراد از ابتدا بیان شده باشد، جایی برای مخصص و مقید باقی نمیماند. بخش مهم جلسه به تفاوت مقام ثبوت و مقام اثبات اختصاص دارد و اینکه مکلف در مقام فهم حکم، ناچار است با قرائن، شرایط و نوع معرفت خود به شارع، به کشف نزدیک به واقع برسد. در پایان نیز نسبت میان برداشتهای مختلف از دین و نقد دیدگاههایی که دین را صرفاً «فهم فردی از متن» میدانند بررسی میشود و بر لزوم وجود حقیقت ثابت در ورای فهمها تأکید میگردد.
نقد دیدگاه اصولیین در مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت
10بله صحبت در این است که چه نحوه به این مقام ثبوت ما راه داریم. خب هرکسی یکجور است. این شخص برداشتش نسبت به قضیه، یک مسئله است؛ آن شخص برداشتش یکجور دیگر است. منبابمثال یکی میگوید که تدخین، شرب برایش صدق نمیکند. آن شربی که در بین عربها مرسوم است، آن شربی است که مثل آب خوردن باشد و بعد از زمان پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ این شرب به تدخین تسری داده شد. پس لفظ شرب در زمان رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ مصادیقش فقط مایعات هستند؛ نهاینکه تدخین و امثالذلک؛ [پس] اینها جزء مصادیق شرب نیستند. اگر کسی این حرف را زد، خب اشکال ندارد این شرب دخان جزء مصادیق شرب بهحساب نمیآید و آن میرود در غبار غلیظ به حلق داخل کردن؛ که ببینیم آیا آن جزء غبار هست یا اینکه نیست؟ که البته قطعاً جزء غبار هست. اما اگر فرض کنید که در باب صوم، شرب داشتیم این جای سؤال بود که آیا در زمان رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ به این تدخین شرب اطلاق میشد یا نمیشد. آن یک مطلب است. اگر کسی بگوید نمیشود، یا اینکه بگوید میشود، یا اینکه در تطبیق معانی بر الفاظ استصحاب قهقرا بکنیم و استصحاب قهقرا را کسی حجّت بداند ـ که البته ما بعضی از مواردش را حجّت میدانیم ـ اگر اینطور باشد تدخین هم جزء مصادیق شرب است. اگر اینطور نباشد تدخین و سیگار کشیدن و ... موجب ابطال صوم نیست.
اینها اشکال ندارد که هر کسی بر طبق معرفتش نسبت به اوضاع الفاظ و قرائن و شواهد قطعاً آن نظر و بصیرتش با دیگری تفاوت میکند. این یک مسئله عادی و طبیعی است و این همه اختلافاتی که در فتاوا هست بهخاطر همین است. اینجا اشکالی پیش نمیآید؛ صحبت در این است که ما مقام ثبوت را اصلاً انکار کنیم؛ این در اینجا اشکال پیش میآورد. آنوقت در اینجا مکلف باید مقام اثبات خودش را با مقام ثبوت تطبیق بکند. که من خیال میکنم راجع به مقدمۀ اوّل این بحث را کردیم. إنشاءالله فردا اگر خدا بخواهد میرویم سراغ مقدمۀ دوم و بعد از اینکه مقدمات را تمام کردیم آنوقت نظر [آقایان بیان میشود.]
