
مقدمات حکمت بنابر تقریر شهید صدر
بررسی مقدمۀ اول و دوم
مقدمات حکمت شهید صدر در این جلسه با تمرکز بر نقد دو مقدمه نخست و بازخوانی معنای اطلاق در قضایای مطلق بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که در مقدمه اول، خلط میان «تمام الموضوع» و «تمام المصادیق» رخ داده و متکلم در مقام بیان تنها طبیعت مهمله را لحاظ میکند نه مجموعه مصادیق را. در ادامه، مقدمه دوم یعنی قاعده «ما لا یقوله لا یریده» نقد میشود و نشان داده میشود که عدم ذکر قید لزوماً به معنای عدم اراده نیست و در محاورات عرفی و شرعی تفاوت جدی وجود دارد. نتیجه جلسه این است که با اصلاح این دو مقدمه، استدلال مشهور در استنباط اطلاق نیاز به بازنگری دارد و نمیتوان اطلاق را به سادگی بر تمام مصادیق حمل کرد. همچنین نسبت میان دلالت وضعی اسم جنس و نقش قرائن در تعیین مراد نیز در خلال بحث تبیین میشود.
مقدمات حکمت بنابر تقریر شهید صدر
توضیحات:
مقدمات حکمت شهید صدر در این جلسه با تمرکز بر نقد دو مقدمه نخست و بازخوانی معنای اطلاق در قضایای مطلق بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که در مقدمه اول، خلط میان «تمام الموضوع» و «تمام المصادیق» رخ داده و متکلم در مقام بیان تنها طبیعت مهمله را لحاظ میکند نه مجموعه مصادیق را. در ادامه، مقدمه دوم یعنی قاعده «ما لا یقوله لا یریده» نقد میشود و نشان داده میشود که عدم ذکر قید لزوماً به معنای عدم اراده نیست و در محاورات عرفی و شرعی تفاوت جدی وجود دارد. نتیجه جلسه این است که با اصلاح این دو مقدمه، استدلال مشهور در استنباط اطلاق نیاز به بازنگری دارد و نمیتوان اطلاق را به سادگی بر تمام مصادیق حمل کرد. همچنین نسبت میان دلالت وضعی اسم جنس و نقش قرائن در تعیین مراد نیز در خلال بحث تبیین میشود.
مقدمات حکمت بنابر تقریر شهید صدر
14در شرایط فعلی ارزش مالی مملکت به نقدین نیست؛ به نفت هم نیست. چون ممکن است نفت هم تمام بشود؛ ارزش مالی هر مملکتی به نتیجۀ مجموع ملاکات مطلوبۀ برای عرف بین الملل است؛ به آن میگویند ارزش مالی یک مملکت. الآن ما روی دریای نفت قرار گرفتیم؛ ولی ارزش مالی ما صد برابر تنزل کرده است. یعنی اگر در زمان شاه، در زمان سابق یک دلار، هفت تومان بود الآن به هفتصد تومان رسیده است، یعنی صد برابر. این بهخاطر این است که مسئله فقط مسئلۀ نفت که نیست، بلکه یک سری مسائل دیگری که نمی توانم الآن عرض کنم، ضمیمه شده است و این پول ما و این ارزش ما، این ارزش پولی ما را متنزل کرده است به این مقداری که مشاهده میکنیم. حالا اگر ما آدم خوبی باشیم و اخلاق خودمان را خوب کنیم، بهطوری که دنیا نسبت به ما و به کردار ما اعتماد پیدا کند؛ ارزش پولی بالا میرود.
پس فقط مسئله، مسئلۀ نفت نیست. اگر نفت است که الآن عراق روی دریای نفت قرار گرفته است؛ ولی میدانید چقدر الآن پولش ارزش دارد؟ اگر شما در عراق 50 دلار بدهید، به شما یک کیلو پول میدهند؛ ما که رفتهایم و دیدهایم دیگر! اسکناسهایش 250 دیناری است همهاش هم فتوکپی و زیراکس است؛ زرد، سفید قرمز، آبی و ...؛ یعنی اینقدر ارزش ندارد، که اینها را چاپ کنند؛ چون اگر بخواهند چاپ کنند نمیصرفد. ارزش پول عراق پنج هزار برابر تنزل کرده است. یعنی سابق در عراق قبل از این جنگها و ... سه دلار و نیم یا بیشتر، قیمت یک دینار عراقی بود، اما الآن قیمت هر دینار عراقی، سه قران، سه ریال ما است؛ یعنی250 دینار، میشود هفتاد و پنج تومان ما. در حالی که الآن روی دریای نفت است و زراعتش هم خیلی زراعت عالی است؛ از ما خیلی زراعتش عالیتر است، دوتا نحر بسیار وسیع از عراق عبور میکند. خُب برای چه اینطور است؟ بهخاطر این است که موقعیت عراق از نظر عرف بین الملل یک موقعیت مردود است؛ نه به حرفش کسی عمل میکند و نه روی کلامش کسی بار میکند. نفتش را هم دیگر کسی نمیخرد. اینها همه مسائلی است که ضربه میزند. آنوقت روی این حساب دیگر اصلاً بهطورکلی ملاکها تغییر پیدا میکند.
