اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تعریف مطلق و مقیّد در بیان شهید صدر (2)

14٬059
اصول

اشکال بر مقدّمات حکمت در اطلاق و تقیید، محور این جلسه بررسی نقد مبنای شهید صدر در کشف اراده عدم قید از عدم ذکر آن است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که در قضیه مطلقه، صرف نبود قید به معنای اثبات اراده عدم قید نیست و این استدلال نیازمند دلیل مستقل است. سپس با تفکیک مقام اثبات و ثبوت نشان می‌دهد که هم در مطلق و هم در مقید، آنچه در کلام دیده می‌شود صرف نحوه بیان است نه کشف اراده درونی. همچنین با طرح لابشرط مقسمی و مقایسه با مجمل و مبین، روشن می‌کند که اگر این مبنا پذیرفته نشود، بسیاری از فروعات اطلاق و تقیید تغییر ماهیت می‌دهد. نتیجه جلسه این است که حمل مطلق بر مقید تنها بر اساس این تحلیل ساده از مقدّمات حکمت قابل دفاع نیست و نیاز به بازنگری دقیق در مبانی دلالت دارد.

تعریف مطلق و مقیّد در بیان شهید صدر (2)

توضیحات:

اشکال بر مقدّمات حکمت در اطلاق و تقیید، محور این جلسه بررسی نقد مبنای شهید صدر در کشف اراده عدم قید از عدم ذکر آن است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که در قضیه مطلقه، صرف نبود قید به معنای اثبات اراده عدم قید نیست و این استدلال نیازمند دلیل مستقل است. سپس با تفکیک مقام اثبات و ثبوت نشان می‌دهد که هم در مطلق و هم در مقید، آنچه در کلام دیده می‌شود صرف نحوه بیان است نه کشف اراده درونی. همچنین با طرح لابشرط مقسمی و مقایسه با مجمل و مبین، روشن می‌کند که اگر این مبنا پذیرفته نشود، بسیاری از فروعات اطلاق و تقیید تغییر ماهیت می‌دهد. نتیجه جلسه این است که حمل مطلق بر مقید تنها بر اساس این تحلیل ساده از مقدّمات حکمت قابل دفاع نیست و نیاز به بازنگری دقیق در مبانی دلالت دارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تعریف مطلق و مقیّد در بیان شهید صدر (2)

7
  • در اینجا مولا یک مقدارش را گفته است؛ یک مقدارش را به عقل سرکار واگذار کرده است. شما که با این مولا هستید و هشتاد درصد می‌بینید که این نوع را می‌خواهد؛ اگر یک انگور دیگر بخرید شما را شماتت نمی‌کند؟! می‌گوید که تو از حال من خبر نداری؟! تو اوضاع من را نمی‌دانی؟! همیشه باید مثل ملا لغتی هر چیزی را به تو بگویم! پس یک مقدار قضیه را مولا می‌گوید، یک مقدار قضیه هم به ما مربوط است. این بیان، مجمل است، حالا تفصیلش خواهد آمد. 

  • بنابراین منظور از مقام بیان، عمل به جمیع مصادیق موضوع به عنوان عام شمولی نیست؛ مقام بیان این است که این مولا در مقام جدّ از این قضیه قرار دارد به نحو اینکه مخاطب یک حکم الزامی را به واسطۀ شهادت حال از این قضیه استنباط می‌کند؛ این، مقام بیان است. اما حالا آن حکم الزامی چیست؟ ممکن است اصلاً حکم الزامی استهزاء باشد؛ مثلاً مولا که می‌گوید در این مجلس باید انگور بیاوریم یعنی برو تمام قم را الآن بگرد اگر توانستی یک جعبه انگور پیدا کنی و در این مجلس بیاوری! که این‌قدر می‌گویی این باید این‌طور باشد! وقتی این مولا دارد مسخره می‌کند؛ آیا مقام بیان این است که واقعاً انگور بخر؟! مقام بیان این است که می‌خواهد بگوید من در مقام هزل نیستم، در مقام لغو نیستم، در نوم نیستم در سُکر نیستم، مست نیستم که دارم این حرف را می‌زنم، یک غرض عقلایی بر این کلام من تعلّق می‌گیرد؛ حالا آن غرض عقلایی چیست؛ گاهی اوقات تقریر است، گاهی اوقات استهزاء‌ است، گاهی اوقات نهی است، تحدید است؛ یعنی اگر می‌توانی برو بکن؛ اینکه می‌گوید: افعل؛ این کار را بکن، آیا مقام بیان این است که این کار را بکن؟! مقام بیانش نهی است؛ یعنی خلاف منطوق خود قضیه است؛ این مقام، مقام بیان است پس مقام بیان، عمل به مفاد نیست. مقام بیان شهادت حال و مراد این متکلم است، که منظور او یک غرض عقلایی است. باید نگاه کنید که این غرض عقلایی چیست؟ آیا غرض عقلایی در اینجا به عمل به مصادیق موضوع تعلّق گرفته است یا غرض عقلایی به استهزاء تعلّق گرفته است؟ غرض عقلایی به چه تعلّق گرفته است؟

/