
تعریف مطلق و مقیّد در بیان شهید صدر (2)
اشکال بر مقدّمات حکمت در اطلاق و تقیید، محور این جلسه بررسی نقد مبنای شهید صدر در کشف اراده عدم قید از عدم ذکر آن است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که در قضیه مطلقه، صرف نبود قید به معنای اثبات اراده عدم قید نیست و این استدلال نیازمند دلیل مستقل است. سپس با تفکیک مقام اثبات و ثبوت نشان میدهد که هم در مطلق و هم در مقید، آنچه در کلام دیده میشود صرف نحوه بیان است نه کشف اراده درونی. همچنین با طرح لابشرط مقسمی و مقایسه با مجمل و مبین، روشن میکند که اگر این مبنا پذیرفته نشود، بسیاری از فروعات اطلاق و تقیید تغییر ماهیت میدهد. نتیجه جلسه این است که حمل مطلق بر مقید تنها بر اساس این تحلیل ساده از مقدّمات حکمت قابل دفاع نیست و نیاز به بازنگری دقیق در مبانی دلالت دارد.
تعریف مطلق و مقیّد در بیان شهید صدر (2)
توضیحات:
اشکال بر مقدّمات حکمت در اطلاق و تقیید، محور این جلسه بررسی نقد مبنای شهید صدر در کشف اراده عدم قید از عدم ذکر آن است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که در قضیه مطلقه، صرف نبود قید به معنای اثبات اراده عدم قید نیست و این استدلال نیازمند دلیل مستقل است. سپس با تفکیک مقام اثبات و ثبوت نشان میدهد که هم در مطلق و هم در مقید، آنچه در کلام دیده میشود صرف نحوه بیان است نه کشف اراده درونی. همچنین با طرح لابشرط مقسمی و مقایسه با مجمل و مبین، روشن میکند که اگر این مبنا پذیرفته نشود، بسیاری از فروعات اطلاق و تقیید تغییر ماهیت میدهد. نتیجه جلسه این است که حمل مطلق بر مقید تنها بر اساس این تحلیل ساده از مقدّمات حکمت قابل دفاع نیست و نیاز به بازنگری دقیق در مبانی دلالت دارد.
تعریف مطلق و مقیّد در بیان شهید صدر (2)
11تلمیذ: این مؤمِّن چیست؟ عدم البیان است.
استاد: این مؤمِّن عدم البیان است.
ثمرۀ اختلاف با نظر مشهور
آن وقت ثمره در اینجا ظاهر میشود، در مورد اثبات یکجور و در مورد نفی یکجور دیگر است. در مورد اثبات اگر شما در اینجا قرینهای پیدا نکردید یعنی قرینه معیّنه که به اصطلاح مطلق باشد پیدا نکردید ـ هشتاد درصد و ... که معیّنه است، اصلاً ما میگوییم در اینجا این اصلاً معیّنه است و بهعکس آقایان که میگویند باز مولا در اینجا نگفته است ما اصلاً میگوییم که در اینجا معیّنه است ـ حالا اگر احتمال عقلایی و جدّی دادید که مطلوب مولا فلان مصداق است، اگر اینطور شد آن وقت عقل به شما حکم میکند برای برائت ذمه، آن فرد اتم را انجام بدهید. در مورد نفی، قضیه عکس میشود؛ یعنی اگر مولا نهی از یک موردی کرد بدون اینکه قید بیاورد؛ شما در اینجا برای برائت ذمه نمیتوانید دیگر برائت را در اینجا جاری کنید، باید در اینجا به احتیاط عمل کنید و آن فرد نازل را در آنجا نهی کنید. این ثمرۀ بین این دو بحث ما با بحث قوم میشود.
اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
