اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نکره در بحث اطلاق

بررسی دیدگاه مرحوم آخوند و آیةالله حکیم

14٬066
اصول

نکره در اطلاق در اصول فقه در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، مفهوم نکره در نسبت با اطلاق و دلالت الفاظ بررسی می‌شود. ایشان با تبیین دیدگاه محمدکاظم خراسانی درباره تعدد دال و مدلول در نکره، نشان می‌دهند که نکره را گاه دارای فرد معین در واقع و مبهم در خطاب دانسته‌اند و از آن نتیجه اطلاق گرفته شده است. در ادامه نقدی بر این تحلیل مطرح می‌شود و توضیح داده می‌شود که نکره در حقیقت دلالت بر طبیعت مبهمه دارد و نه بر فرد مردد، و دلالت تابع اراده متکلم است. همچنین اشکال سید محسن حکیم بر امکان اطلاق بر مفهوم مبهم بررسی شده و پاسخ داده می‌شود که اطلاق از خود لفظ ناشی نمی‌شود بلکه از تعیین متکلم شکل می‌گیرد. در پایان نسبت میان اسم جنس، نکره و مقدمات حکمت روشن می‌شود و زمینه برای ورود به بحث اطلاق فراهم می‌گردد.

نکره در بحث اطلاق

توضیحات:

نکره در اطلاق در اصول فقه در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، مفهوم نکره در نسبت با اطلاق و دلالت الفاظ بررسی می‌شود. ایشان با تبیین دیدگاه محمدکاظم خراسانی درباره تعدد دال و مدلول در نکره، نشان می‌دهند که نکره را گاه دارای فرد معین در واقع و مبهم در خطاب دانسته‌اند و از آن نتیجه اطلاق گرفته شده است. در ادامه نقدی بر این تحلیل مطرح می‌شود و توضیح داده می‌شود که نکره در حقیقت دلالت بر طبیعت مبهمه دارد و نه بر فرد مردد، و دلالت تابع اراده متکلم است. همچنین اشکال سید محسن حکیم بر امکان اطلاق بر مفهوم مبهم بررسی شده و پاسخ داده می‌شود که اطلاق از خود لفظ ناشی نمی‌شود بلکه از تعیین متکلم شکل می‌گیرد. در پایان نسبت میان اسم جنس، نکره و مقدمات حکمت روشن می‌شود و زمینه برای ورود به بحث اطلاق فراهم می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نکره در بحث اطلاق

6
  • نقد اشکال آیةالله حکیم و دفاع از مرحوم آخوند

  • مطلبی که می‌شود در مقام دفاع از مرحوم آخوند بیان کرد این است که در این مطلب آقای حکیم می‌شود تأمل کرد؛ به این بیان که طبیعت مهمله و نکره همان‌طوری که عرض شد هیچ‌گونه دلالتی بر سعه و عموم ندارد، بلکه منظور از رجل در جئنی برجلٍ فقط صرف الطبیعة المهملة و المبهمة است. در جئنی برجلٍ، رجل یعنی طبیعت مهمله و مبهمه. بله، متکلم در مقام بیان این طبیعت مبهمه و مهمله را تعیّن می‌دهد، تعیّن دادن یعنی روی او حکم کردن و مشخص کردن. وقتی که متکلم می‌گوید: جئنی برجلٍ‌؛ این جئنی به معنای وجود خارجی این طبیعت است لا علی التعیین. بنابراین اینکه این رجل به عنوان نکره یا اسم جنس، دلالت بر اطلاق نمی‌کند صحیح است؛ ولی صحبت در این است که ما مطلق را یک جنبۀ تعیّن و تشخّص خارجیِ جدای از مراد متکلم نمی‌دانیم. ما در لغت به عنوان مطلق لفظی را نداریم، متکلم است که لفظ را از ابهام و از اهمال بیرون می‌آورد و به آن لفظ، اطلاق را اهداء می‌کند. اگر متکلم آن طبیعت مهمله را تشخّص خارجی ندهد اطلاق هم معنا ندارد.

  • و لذا عرض شد و بعداً هم إن‌شاء‌‌الله در ایام آتیه خواهد آمد، که اطلاق هیچ فرقی با عموم از نقطه‌نظر تصریح و نصوصیّت ندارد، إلاّ اینکه در عموم لفظ دال علی الجمیع وجود دارد؛ ولی در اطلاق لفظ دال علی الجمیع وجود ندارد؛ بلکه نفس طبیعت، به لحاظ افراد خارجی آن مورد لحاظ قرار می‌گیرد، اما لفظ دال علی الجمیع نیست. یک وقتی شما می‌گویید: أکرم کل رجلٍ عالم، یک وقتی می‌گویید: أکرم الرجل العالم، هیچ فرقی در اینجا ندارد؛ آن هم در آنجا اطلاق دارد و حکم روی طبیعت علم رفته است با اضافه به رجولیّت.

  • بنابراین متکلم در مقام بیان به لفظ اطلاق می‌دهد، اما اینکه خود لفظ بر اطلاق دلالت کند، نه، این‌طور نیست؛ لفظ دلالت بر طبیعت مهمله می‌کند. فلهذا آنچه که در اینجا مطرح است این است که اگر در بعضی از موارد ما می‌بینیم که اهل لغت به یک لفظ، اطلاقِ مطلق کرده‌اند، شاید منظور اهل لغت هم همین طبیعت مهمله و مبهمه‌ای باشد که آن طبیعت مهمله و مبهمه جهت اطلاق، به‌معنای ارسال در اینجا آمده است، نه به‌معنای آن مطلقی که منظور است. یعنی حدود این طبیعت روشن نشده و مشخص نشده است، که ما سابقاً از آن تعبیر به طبیعت مرسله می‌کردیم، طبیعتی که مرسله است و مقید به شیئی نخواهد بود و از طبیعت مبهمه و مهمله تعبیر به طبیعت لابشرط مقسمی می‌کردیم، اگر نظر آقایان باشد در اینجا. این هم مطلب راجع به نکره و راجع به اسم جنس.

/ 380