اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نکره در بحث اطلاق

بررسی دیدگاه مرحوم آخوند و آیةالله حکیم

14٬066
اصول

نکره در اطلاق در اصول فقه در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، مفهوم نکره در نسبت با اطلاق و دلالت الفاظ بررسی می‌شود. ایشان با تبیین دیدگاه محمدکاظم خراسانی درباره تعدد دال و مدلول در نکره، نشان می‌دهند که نکره را گاه دارای فرد معین در واقع و مبهم در خطاب دانسته‌اند و از آن نتیجه اطلاق گرفته شده است. در ادامه نقدی بر این تحلیل مطرح می‌شود و توضیح داده می‌شود که نکره در حقیقت دلالت بر طبیعت مبهمه دارد و نه بر فرد مردد، و دلالت تابع اراده متکلم است. همچنین اشکال سید محسن حکیم بر امکان اطلاق بر مفهوم مبهم بررسی شده و پاسخ داده می‌شود که اطلاق از خود لفظ ناشی نمی‌شود بلکه از تعیین متکلم شکل می‌گیرد. در پایان نسبت میان اسم جنس، نکره و مقدمات حکمت روشن می‌شود و زمینه برای ورود به بحث اطلاق فراهم می‌گردد.

نکره در بحث اطلاق

توضیحات:

نکره در اطلاق در اصول فقه در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، مفهوم نکره در نسبت با اطلاق و دلالت الفاظ بررسی می‌شود. ایشان با تبیین دیدگاه محمدکاظم خراسانی درباره تعدد دال و مدلول در نکره، نشان می‌دهند که نکره را گاه دارای فرد معین در واقع و مبهم در خطاب دانسته‌اند و از آن نتیجه اطلاق گرفته شده است. در ادامه نقدی بر این تحلیل مطرح می‌شود و توضیح داده می‌شود که نکره در حقیقت دلالت بر طبیعت مبهمه دارد و نه بر فرد مردد، و دلالت تابع اراده متکلم است. همچنین اشکال سید محسن حکیم بر امکان اطلاق بر مفهوم مبهم بررسی شده و پاسخ داده می‌شود که اطلاق از خود لفظ ناشی نمی‌شود بلکه از تعیین متکلم شکل می‌گیرد. در پایان نسبت میان اسم جنس، نکره و مقدمات حکمت روشن می‌شود و زمینه برای ورود به بحث اطلاق فراهم می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نکره در بحث اطلاق

4
  • بناءًعلیٰ‌هذا به‌طور‌کلی نکره را به دو قسم کردن و تعدّد دال و مدلول را در اینجا مدّنظر قرار دادن این غلط است. بله، یک وقت منظور از نکره در مانند آیۀ شریفه ﴿وَجَآءَ مِنۡ أَقۡصَا ٱلۡمَدِينَةِ رَجُلٞ يَسۡعَىٰ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱتَّبِعُواْ ٱلۡمُرۡسَلِينَ﴾ فردِ مشخص فی الواقع است و غیر مشخص عند المخاطب است، و یک وقت در جئنی برجلٍ فردِ غیر مشخص است فی الواقع و عند المخاطب، هردو، و این مطلب فرق می‌کند.

  • در جئنی برجلٍ‌، رجل دلالت بر نکره می‌کند و این دلالت بر نکره ناشی از این می‌شود که در اینجا منظور از رجل، طبیعت مهمله است. در اینجا آن طبیعت مهمله متعلق برای مجیء واقع شده است و چون طبیعت مهمله کلی است، دلالت می‌کند بر تمام افرادی که در تحت این کلی قرار دارند، لا بحیث التردد والتردید بین الأفراد، بلکه بر تک‌تک افراد دلالت می‌کند.

  • یک وقتی منظور از رجل فردِ مردد است؛ یعنی إما هذا و إما هذا مثل اینکه می‌گوییم: تزوّج هنداً أو أختها، در اینجا اصل نکاح بر تردید بین الطرفین می‌رود و عدمُ اجتماع الطرفین فی لحظةٍ واحدة، إما هنداً و إما أختها. یعنی نفس التردید اینجا متعلق برای نکاح واقع شده است، نه یک فرد خاص و نه هر دو مجتمعاً.

  • یک وقتی نه، نکره خودش دلالت بر تردید نمی‌کند طبیعت کلّیه است و طبیعت مبهمه است. این طبیعت مهمله و مبهمه دلالت طبعی دارد بر تک‌تک افراد. دلالت علی کل فردٍ من حیث الشمول و الجمعیة ندارد و علی فردٍ‌ خاص و متشخّص ندارد؛ بلکه کلی طبیعی دلالت می‌کند بر تک‌تک افراد لا علی التعیین؛ مانند انسان، مانند بقر و مانند غنم، إلاّ اینکه در آنجا دال بر اسم جنس است، در اینجا نکره است. منظور در آنجا جنس است و در اینجا منظور نکره است.

  • اطلاق مطلق بر نکره و اسم جنس از منظر مرحوم آخوند

  • پس اسم نکره درست مانند اسم جنس می‌ماند، نه تقیید در آن راه دارد و نه اطلاق در آن راه دارد، هردوی اینها دو مقیِّد برای نکره خواهند بود، و آن را از ابهام و اهمال بیرون می‌آورند.

/ 380