اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (3)

و نحوۀ تقدیر پروردگار

0
اصول
اصول

نحوه تقدير پروردگار در قضا و قدر در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، با تکیه بر روایات «لا جبر و لا تفویض» تبیین می‌شود. بحث با بررسی چند روایت از امام صادق علیه‌السلام آغاز می‌شود که در آن‌ها هم تفویض نفی می‌شود و هم جبر، و معنای «امر بین امرین» به وجود راه و قدرت انجام تکلیف توضیح داده می‌شود. سپس روشن می‌شود که انسان نه مستقل از خداوند است و نه مجبور مطلق، بلکه اختیار او در چارچوب اراده و مشیت الهی معنا پیدا می‌کند. در ادامه، مراتب علم، مشیت، اراده، تقدیر، قضا و امضا در قالب یک سلسله علّی بیان می‌شود که نشان می‌دهد افعال از علم الهی آغاز شده و در مراتب پایین‌تر تحقق پیدا می‌کنند. در جمع‌بندی، تأکید می‌شود که همه مراتب قضا و قدر در نهایت به توحید افعالی بازمی‌گردد و بدون فهم توحید، مسئله جبر و اختیار قابل حل نخواهد بود.

بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (3)

5
  • روایت امام موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام دربارۀ نحوۀ تقدیر

  • يك روايتي هست نحوۀ تقدير را در عالم قضا و قدر معرفي مي‌كند كه در اصول كافي جلد يك باب البداء، صفحۀ 148 در حديث شمارۀ شانزده از حسين بن ‌محمد از معليٰ بن ‌محمد روايت كرده است كه ظاهراً [منظور از عالم] موسي بن‌ جعفر است، معمولاً از موسي بن‌جعفر در روايات تعبير به عالم مي‌آورند:

  • الحُسَینُ بنُ مُحَمَّدٍ عَن مُعَلَّى بنِ مُحَمَّدٍ قالَ: سُئِلَ العالِمُ علیه‌السّلام كَیفَ عِلمُ اللهِ؟ قالَ: عَلِمَ و شاءَ و أرادَ و قَدَّرَ و قَضَى و أمضَى فَأمضَى ما قَضَى و قَضَى ما قَدَّرَ و قَدَّرَ ما أرادَ فَبِعِلمِهِ كانَتِ المَشیئَةُ و بِمَشیئَتِهِ كانَتِ الإرادَةُ و بِإرادَتِهِ كانَ التَّقدیرُ و بِتَقدیرِهِ كانَ القَضاءُ و بِقَضائِهِ كانَ الإمضاءُ و العِلمُ مُتَقَدِّمٌ عَلَى المَشیئَةِ و المَشیئَةُ ثانیَةٌ و الإرادَةُ ثالِثَةٌ و التَّقدیرُ واقِعٌ عَلَى القَضاءِ بِالإمضاءِ ... .1

  • حضرت در اينجا شش مرتبه را متسلسلاً بيان می‌کند؛ اوّل «علم» بعد «شاء» بعد «اراد» بعد «قدر» بعد «قضا» بعد «أمضي»؛ بعد دوباره از ناحيۀ معلول به سمت علت مي‌رود و اين مراتب عليت را به معلوليت مي‌رساند؛ بعد مي‌فرمايد كه «و العِلمُ مُتقدِّمٌ على المشیئةِ و المشیئةُ ثانیةٌ و الإرادةُ ثالِثةٌ و التّقدیرُ واقِعٌ على القضاءِ بِالإمضاءِ» حضرت در مقام تبيين سلسلۀ علّيت در اينجا بيان مي‌كنند كه علم سابق بر همه است و بعد از علم، مشیّت است و بعد از مشیّت، اراده است و بعد از اراده، تقدير است و بعد عالمِ قضا و بعد از عالمِ قضا، عالمِ امضا و اِبرام است. روايات مسائل جبر و تفويض و امثال‌ذلک كه در آنها اين مطالب بود تمام شد.

  • البته روايات ديگري هم در اين زمينه داريم كه در ابواب مختلفه و در طرق مختلفه بيان شده‌اند، آنچه كه از مسئلۀ تفويض و از مسئلۀ جبر و از مسئلۀ تقدير مدّ‌نظر بود به‌نحو نه خيلي مجمل و نه مفصل از نقطه‌نظر قاعدۀ عقلي و نقلي عرض شد.

    1. . الكافى، ج 1، كتاب التَّوحیدِ، بابُ البَداءِ، ص 148، ح 15. ترجمه:
      «معلى بن محمد گويد: از عالم (امام) از کیفیت علم خدا سؤال شد فرمود: بداند و بخواهد و اراده كند و مقدر سازد و حكم صادر كند و اجراء كند؛ اجراء كند آنچه را حكم صادر كرده و حكم صادر كند نسبت به آنچه تقدير كرده و اندازه گرفته و تقدير كند آنچه را اراده كرده، از علم او مشيت خيزد و از مشيت او اراده آيد و از اراده‌اش تقدير زايد و از تقديرش حكم بر آيد و به حكم اجراء پديد شود. علم بر مشيت مقدّم است و مشيت در درجۀ دوم است و اراده سوم و تقدير بر قضاى مقرون به امضاء و اجراء واقع شود.»