
بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (3)
و نحوۀ تقدیر پروردگار
نحوه تقدير پروردگار در قضا و قدر در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، با تکیه بر روایات «لا جبر و لا تفویض» تبیین میشود. بحث با بررسی چند روایت از امام صادق علیهالسلام آغاز میشود که در آنها هم تفویض نفی میشود و هم جبر، و معنای «امر بین امرین» به وجود راه و قدرت انجام تکلیف توضیح داده میشود. سپس روشن میشود که انسان نه مستقل از خداوند است و نه مجبور مطلق، بلکه اختیار او در چارچوب اراده و مشیت الهی معنا پیدا میکند. در ادامه، مراتب علم، مشیت، اراده، تقدیر، قضا و امضا در قالب یک سلسله علّی بیان میشود که نشان میدهد افعال از علم الهی آغاز شده و در مراتب پایینتر تحقق پیدا میکنند. در جمعبندی، تأکید میشود که همه مراتب قضا و قدر در نهایت به توحید افعالی بازمیگردد و بدون فهم توحید، مسئله جبر و اختیار قابل حل نخواهد بود.
بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (3)
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث در نحوۀ بيان مسئلۀ قضا و قدر بود و عرض شد كه در روايات مسائل مختلفي در اين زمينه بيان شده است. اين مسئله در بعضي از روايات جنبۀ استناد به فاعل مورد بحث قرار گرفته است و در بعضي از روايات جنبۀ استناد به مبدأ مورد بحث قرار گرفته است و هركدام از اينها منافاتي با ديگري ندارد.
روایت امام صادق علیهالسلام در معنای «لا جبر و لا تفويض»
روايتي كه ما در اينجا آورديم راجع به استناد به فاعل در اينجا بيان ميشود و درعينحال آن جنبۀ استناد به مبدأ هم در اين روايت هست و روايت اين است:
روی لنا عن الصادق علیه السلام أنه قال: لا جَبرٌ و لا تفویضٌ بَل أمرٌ بینَ أمرین، فَما مَعناه؟ قالَ: مَن زَعَمَ أن اللهَ فَوَضَ أمرَ الخَلق وَ الرِزق إلى عِباده فَقَد قالَ بِالتَفویض، قُلتُ: یا ابنَ رسولِ الله وَ القائلُ بِه مُشرك؟ فَقال: نَعَم، وَ مَن قال بِالجَبر فَقَد ظَلَمَ الله تَعالى، فَقُلتُ: یا ابنَ رَسولِ الله فَما أمرٌ بَینَ أمرین؟
فَقال: وُجودُ السَبیلِ إلى إتیانِ ما أُمِروا بِه، وَ تَرَكَ ما نهوا عَنه.1
[روایت دیگر]:
و قال و قد قال لَهُ رَجُلٌ: إن الله تَعالى فَوَضَ إلَى العِباد أفعالَهم؟ فَقال: هُم أضعَف مِن ذلِك و أقَل، قال: فجَبرَهُم؟ قال: هوَ أعدَلُ مِن ذلِك و أجَل، قال:
فَكَیفَ تَقول؟ قال: نَقول: إن الله أمَرَهُم وَنَهاهُم وَأقدَرَهُم علَى ما أمَرَهُم بِه وَ نَهاهُم عَنه.2
يعني تفويض فعل به عباد صحيح نيست كه خداوند متعال خودش داراي مشیّت نباشد، واجد مشیّت نباشد، بلكه تفويض فعل به عباد كرده باشد، آنها اضعف و كمتر از آن هستند كه خداوند متعال تفويض كرده باشد؛ چون تفويض فعل لازمهاش استقلال در ذات است ابتدائاً، و استقلال در ذات بهعنوان وجود بنفسه در تعيّنات مستحيل است، وجود تعيّنات وجود فینفسه هست، اما بنفسه نيست؛ بلكه بغيره است. وقتي كه استقلال در ذات نبود استقلال در افعال هم بالتبع ممتنع خواهد بود.
- . بحارالأنوار، ج 75، تتمة أبواب المواعظ و الحكم، باب مواعظ الرضا علیهالسّلام، ص 354.
- . همان.
