
بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (2)
و حقیقت ولایت تکوینی
حقیقت ولایت تکوینی در روایات لا جبر و لا تفویض ناظر به تبیین دقیق نسبت اراده الهی با افعال انسان و اولیای الهی است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بررسی دو روایت از امام صادق علیهالسلام، ابتدا تفویض را در حوزه تشریع نفی میکند؛ یعنی اینکه انسان یا جامعه بتواند بدون وحی و حد الهی برای دین قانونگذاری کند. سپس معنای تفویض در حوزه تکوین بررسی میشود و روشن میگردد که واگذاری مستقل قدرت از خداوند به مخلوقات نیز با توحید افعالی سازگار نیست. در ادامه، نسبت افعال ملائکه، انبیاء و ائمه علیهمالسلام با اراده الهی تحلیل میشود و تفاوت نگاه ظاهری با فهم عمیق توحیدی بیان میگردد. نتیجه بحث این است که ولایت تکوینی به معنای استقلال موجودات نیست، بلکه ظهور و مظهریت قدرت الهی در مراتب مختلف وجود است و همه افعال، در نهایت به یک حقیقت واحد بازمیگردد.
بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (2)
توضیحات:
حقیقت ولایت تکوینی در روایات لا جبر و لا تفویض ناظر به تبیین دقیق نسبت اراده الهی با افعال انسان و اولیای الهی است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بررسی دو روایت از امام صادق علیهالسلام، ابتدا تفویض را در حوزه تشریع نفی میکند؛ یعنی اینکه انسان یا جامعه بتواند بدون وحی و حد الهی برای دین قانونگذاری کند. سپس معنای تفویض در حوزه تکوین بررسی میشود و روشن میگردد که واگذاری مستقل قدرت از خداوند به مخلوقات نیز با توحید افعالی سازگار نیست. در ادامه، نسبت افعال ملائکه، انبیاء و ائمه علیهمالسلام با اراده الهی تحلیل میشود و تفاوت نگاه ظاهری با فهم عمیق توحیدی بیان میگردد. نتیجه بحث این است که ولایت تکوینی به معنای استقلال موجودات نیست، بلکه ظهور و مظهریت قدرت الهی در مراتب مختلف وجود است و همه افعال، در نهایت به یک حقیقت واحد بازمیگردد.
بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (2)
8چون فقط ائمه معصومين عليهمالسّلام و بهطورکلی چهارده معصوم، واسطۀ براي فيض هستند و چون طفره در عالم محال است؛ بنابراين لحاظ رتبي و لحاظ علّي در عالم كون بهواسطۀ ائمه عليهمالسلام محقّق است و براي اينكه شبهاتي اينچنين پيدا نشود، خود ائمه مسئلۀ جبر و تفويض و نحوۀ تفويض قدرت و مشیّت الهي را اينطور تفسیر ميكنند؛ ميفرمايند كه قدرت الهي به ما تفويض نشده است كه خداوند متعال در كناري بنشيند و از خلق منعزل باشد و ما همهكاره باشيم، نه! اينطور نيست. ما كه مظهريت براي قدرت حق داريم در واقع ظهور حق است كه در ما پيدا شده است و ما كارهاي نيستيم و راست هم ميگويند، ائمه كارهاي نيستند، اگر ائمه كارهاي بودند كه ما ائمه را ديگر امام قبول نداشتيم، ما اميرالمؤمنين را اميرالمؤمنين ميدانيم چون خود را صفر ميداند! ما امام حسين عليهالسّلام را سيدالشهداء ميدانيم چون در برابر قدرت و مشیّت حق خود را صفر ميداند، از اين نظر ما سيدالشهداء را سيدالشهدا ميدانيم والاّ عمر كه خيلي زياد است يزيد كه خيلي زياد وجود دارد.
اين معصومين براي اين براي ما معصوم هستند و براي اين مقتداي ما هستند و براي این وليّ و صاحب اختيار ما هستند و ما در همۀ امور مِن الذّرة إلی الدُّرّة بايد به اين چهارده معصوم تأسي كنيم، براي اينكه اينها به مرحلۀ حقيقت و عبوديت رسيدهاند؛ عبوديت يعني صفريّت در برابر حق، نداشتن در برابر حق، عدم اِعمال قدرت استقلالي در برابر حق، اين معناي ولايت تكويني است.
پس خوب روشن شد که معناي ولايت تكويني كه اينها از آن فرار ميكنند چيست؟! ولايت تكويني عبارت از ظهور ولايت حق در يك مظهري است اينكه چيزي نيست، به اين راحتي و به اين آساني! اين ولايت تكويني است. حالا چرا فرار میکنید؟! دعا كنيد خدا در شما هم مظهريتش را ايجاد كند، آیا خدا بخيل است؟! بهجاي اينكه از خداوند بخواهيم و استغاثه كنيم که خدايا ما را هم مظهر براي ولايت قرار دهد، ما دائماً از آنجا كم ميكنيم و اين كيسه را سوراخ ميكنيم، آقا چرا اينجا را خراب ميكني؟! بيا دعا كن!
