اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (2)

و حقیقت ولایت تکوینی

0
اصول
اصول

حقیقت ولایت تکوینی در روایات لا جبر و لا تفویض ناظر به تبیین دقیق نسبت اراده الهی با افعال انسان و اولیای الهی است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بررسی دو روایت از امام صادق علیه‌السلام، ابتدا تفویض را در حوزه تشریع نفی می‌کند؛ یعنی این‌که انسان یا جامعه بتواند بدون وحی و حد الهی برای دین قانون‌گذاری کند. سپس معنای تفویض در حوزه تکوین بررسی می‌شود و روشن می‌گردد که واگذاری مستقل قدرت از خداوند به مخلوقات نیز با توحید افعالی سازگار نیست. در ادامه، نسبت افعال ملائکه، انبیاء و ائمه علیهم‌السلام با اراده الهی تحلیل می‌شود و تفاوت نگاه ظاهری با فهم عمیق توحیدی بیان می‌گردد. نتیجه بحث این است که ولایت تکوینی به معنای استقلال موجودات نیست، بلکه ظهور و مظهریت قدرت الهی در مراتب مختلف وجود است و همه افعال، در نهایت به یک حقیقت واحد بازمی‌گردد.

بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (2)

4
  • در اينجا ما رواياتي از ائمه عليهم‌السّلام داريم و معروف است. «لا تَقولوا فینا رَبّاً وَ قولوا ما شِئتُم و لن تبلغوا»؛1 فقط قائل به الوهيت در ما نشويد و هرچه مي‌خواهيد بگوييد. يا رواياتي كه داریم مثل «نَحن صَنائعُ رَبِّنا وَ الخَلقُ بعد صَنائِعِنا»2 اينها دلالت بر اين مطالب دارد يا مثلاً پيغمبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم مي‌گويند: «قُلتُ لِرسولِ اللهِ صلّى اللهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم اوّل شیءٍ خلق اللهُ تعالى ما هو فقال: نورُ نَبیِّك یا جابِرُ»3 در اين باب دلالاتي بر اين مسائل داريم.

  • دو جنبۀ نفی و اثبات نسبت به ائمه در روایات

  • اين روايات و اين بياناتي كه از حضرات معصومين عليهم‌السّلام نقل مي‌شود دو جنبۀ نفي و اثبات دارد؛ در جنبۀ اثبات، اثبات قدرت مطلقۀ ائمه عليهم‌السّلام و معصومين است و جريان فيض وجود از ناحيۀ آنها است و مبدأيت براي خلقت و تكوّن عالم است و حدوث و بقاء جميع ممكنات به‌واسطۀ وجود آنها و آثار وجودي اينها است، اينها جهات مثبتۀ در اين كلمات ائمه است.

  • و اما جهات منفي كه ممكن است داشته باشد اين است كه بعضي از عقول و اوهام اين مطالب را نمي‌پذيرند؛ همان‌طور که ما در اين زمان هم مي‌بينيم كه اين كتاب‌هايي كه عليه اين مطالب و اين مسائل نوشته مي‌شود، خيلي از اينها به‌خاطر اين است كه نمي‌فهمند. 

  • عدم فهم ولایت تکوینی، ناشی از نقص معرفت امام

  • اين كساني كه ولايت تكويني را انكار مي‌كنند، به جهت اين است كه ولايت تكويني را نمي‌فهمند؛ اصلاً نمي‌فهمند ولايت تكويني چيست؟ چون آنها از امام عليه‌السّلام يك بصيرت و يك رأيي دارند و آنچه که مي‌بينند [ این است که] امام عليه‌السّلام مانند خود اينها دست دارد، پا، يد، رأس، رقبه و امثال‌ذلک دارد و چطور ممكن است که يك بشر عادي بتواند افعال و اعمال غير عادي را انجام دهد، اين امكان ندارد و اينها آنچه را كه در امام عليه‌السّلام مي‌دانند اين است كه امام عليه‌السّلام خيلي عند الله مقرّب باشد، دعا مي‌كند و خداوند دعاي او را مستجاب مي‌كند؛ فقط اين مقدار از امام شعور دارند و واقعاً مشاعر اينها نسبت به امام همين‌قدر است. يعني مي‌گويند که مثلاً رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم دعا مي‌كند و خداوند متعال شقّ القمر مي‌كند؛ رسول خدا دعا مي‌كند و شجره، شهادت به رسالت رسول خدا مي‌دهد؛ يا فرض كنيد من‌باب‌مثال اميرالمؤمنين عليه‌السّلام دعا مي‌كند و آن باب خيبر قلع مي‌شود كه فرمود: «ما قَلعتُ باب خیبر بِقوّةٍ جِسمانیّةٍ و لكِن بِقوّةٍ ربّانیّةٍ»4 پس ائمه عليهم‌السّلام هيچ‌ كاري انجام نمي‌دهند، فقط كاري كه انجام مي‌دهند دعا كردن است. درست مثل افراد متعارف و معمولي كه دعا مي‌كنند و خداوند آن دعا را مستجاب می‌کند، ائمه عليهم‌السّلام هم دعا مي‌كنند. يا به‌طور‌کلی همۀ پيغمبران اصلاً‌ معجزه نمي‌كنند، معجزه اختصاص به ذات پروردگار متعال و ذات الهي دارد و آنچه كه فارق و مايز بين ائمه و بين ما است، اين است كه ائمه عند الله مقرّب هستند و ما مقرّب نيستيم؛ به لحاظ تقرّب آنها خداوند متعال ادعيۀ آنها را در اوقاتي كه صلاح بداند ـ نه در همه وقت ـ مستجاب می‌کند.

    1.  بحارالأنوار، ج 25، أبواب علامات الإمام و صفاته و شرائطه و ما ینبغی أن ینسب إلیه و ما لا ینبغی، باب نفی الغلو فی النبی و الأئمة صلوات الله علیه و علیهم...، ص 347.
    2.  بحارالأنوار، ج 53، تتمة أبواب النصوص من الله تعالى و من آبائه صلوات الله علیهم أجمعین...، باب ما خرج من توقیعاته علیه السلام، ص 178.
    3.  بحارالأنوار، ج 54، أبواب كلیات أحوال العالم و ما یتعلق بالسماویات، باب حدوث العالم و بدء خلقه و كیفیته و بعض كلیات الأمور، ص 170، ح 117.
    4.  کشف‌ الیقین، ج 1، ص 139.