اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (1)

0
اصول
اصول

امر بین الامرین و نفی جبر و تفویض در این جلسه به‌عنوان محور اصلی بحث بررسی می‌شود و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین معنای صحیح این روایت در پرتو مجموعه‌ای از روایات اهل‌بیت می‌پردازند. ابتدا نشان داده می‌شود که روایات «لا جبر و لا تفویض» در یک سطح واحد صادر نشده‌اند، بلکه هر امام با توجه به ظرفیت فهم مخاطب، بیان متفاوتی ارائه کرده است و همین نکته در فهم دقیق مسئله بسیار تعیین‌کننده است. سپس با بررسی نمونه‌هایی از روایات امام صادق، امام رضا، امیرالمؤمنین و امام کاظم علیهم‌السلام، روشن می‌شود که نفی جبر به معنای سلب اختیار از انسان نیست و نفی تفویض نیز به معنای واگذاری مستقل کارها به انسان در برابر اراده الهی نخواهد بود. در ادامه، مفهوم «امر بین الامرین» به‌عنوان جمع میان اختیار انسان و اراده و مشیت الهی توضیح داده می‌شود و نشان داده می‌شود که افعال انسان در عین انتساب به او، در طول اراده الهی قرار دارند. در نهایت، جلسه به رفع سوءفهم‌های رایج درباره جبر و تفویض و تبیین جایگاه حقیقی اختیار انسان در نظام توحیدی می‌رسد.

بررسی روايات «لا جبر و لا تفويض» (1)

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  •  

  • [یکی از مطالب در این باب] از ائمه عليهم‌السّلام و همين‌طور در لسان اهل تحقیق اين روايت معروف «لا جَبرَ وَ لا تَفویضَ بل أمرٌ بَینَ أمرَینِ»1 است.

  • البته اين روايت به اشكال و انحاء مختلفي از ائمه عليهم‌السّلام نقل شده است. از امیرالمؤمنین عليهم‌السّلام روايت شده است از امام صادق و امام رضا و موسي بن ‌جعفر عليهم‌السّلام روايت شده است و هركدام بياني مشابه دارند؛ بعضي‌ها شرح بيشتر و بعضي‌ها كمتر دارند.

  • مراتب روایات، بر اساس مراتب معرفتی افراد ‌

  • قبل از بيان اين روايت بايد اين مطلب را عرض كنيم كه يك مسئلۀ بسيار مهمي در باب اخبار است و آن نحوۀ تكلّم حضرات معصومين با افراد مختلفه برحسب مراتب مختلفه است و ما اين مطلب را در خيلي از موارد مشاهده مي‌كنيم. وقتي كه افراد مختلف خدمت معصومين مي‌رسيدند و مسائل گوناگون و مختلفي را مطرح مي‌كردند، اين مسائل برحسب مراتب ادراك آنها بوده است و جواب حضرات هم برحسب مراتب ادراك بوده است.

  • مثلاً در علل [الشرایع] راجع به علت جهر به صلاة صبح و اخفات صلاة ظهر حضرت مي‌فرمايد كه صلاة صبح بايد جهراً خوانده شود چون شخص نمي‌بيند و هوا تاريك و مُظلَم است و نور وجود ندارد ممكن است شخص در حال سجده باشد و شخصي حركت كند و او را نبيند و قدم بر رأس یا پا و دست او بگذارد.2 مشخص است كه امام عليه‌السّلام نمي‌خواهد اين مطلب را بفرمايد؛ چون شخص بيش از اين ادراك نمي‌كند و خلاصه نمي‌فهمد و حضرت نمي‌توانند آن خصوصيات واقعي و حقيقي و آن مصالح نفس الأمريۀ جهر و اخفات را بگويند كه نماز صبح خصوصيتش جهاراً است و چرا جهاراً است، لابد به‌خاطر مطالبي كه در آن عوالم ملكوت و اينها هست و ارتباط بين ملك و ملكوت و نحوۀ صعود ملائكه و بردن اين صلاة، اقتضاي جهر را مي‌كند و همين‌طور ممكن است ارتباطي كه بين ظلمت و صلاة باشد، اينها همه مطالبي هست كه ممكن است ما اطلاع نداشته باشيم كه يك ‌نحوه ارتباطي بين عالم ملك و ملكوت اقتضاء بكند كه صلاة صبح يا صلاة مغرب و عشاء كه در هنگام ظلمت ليل خوانده مي‌شود بايد جهاراً باشد. چون راوي نمي‌تواند اينها را بفهمد لذا امام عليه‌السّلام اين حقيقت را به اين صورت و به اين كيفيت بيان مي‌كند و اين يك مسئلۀ بسيار مهمي است كه ما در باب جمع بين اخبار بايد متوجه اين نكته باشيم؛ چون امام عليه‌السّلام در مصدر تشريع است يا در مصدر تبيين و تفسير احكام است و بايد با هر شخصي براساس همان شخص صحبت و تكلّم كند.

    1.  الکافی، ج ۱، كتابُ التَّوحیدِ ، بابُ الجَبرِ وَ القَدَرِ و الأمرِ بَینَ الأمرَینِ، ص ۱6۰، ح 13.
    2. علل الشرائع، ج 2، ص 323، با قدری اختلاف.