اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بيان حقيقت قضيۀ اختيار (2)

تبیین استحقاق ثواب و عقاب بر مبنای وحدت اختیار

0
اصول
اصول

استحقاق ثواب و عقاب بر اساس وحدت اختیار، در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تبیین می‌کند که چگونه با پذیرش وحدت اراده و اختیار در نظام هستی، مسئله تکلیف، پاداش و کیفر دچار اشکال نمی‌شود. بحث از اینجا آغاز می‌شود که در برابر برهان عقلی نباید با اشکالات نقضی مانند بهشت و جهنم اصل دلیل را کنار گذاشت، بلکه این موارد باید در چارچوب همان برهان تبیین شوند. سپس توضیح داده می‌شود که انسان در مقام وجدان، اختیار را به خود نسبت می‌دهد و همین ادراک حضوری مبنای تکلیف است. از سوی دیگر، علم ما به اراده الهی در جزئیات فعل وجود ندارد، اما عقل ما را به ترجیح امر راجح و انجام تکلیف سوق می‌دهد. در نهایت روشن می‌شود که ثواب و عقاب ناظر به مخالفت با حکم عقل عملی و نحوه استعمال اختیار در مرتبه ظهور اراده الهی است و تعارضی با وحدت مشیت وجود ندارد.

بيان حقيقت قضيۀ اختيار (2)

8
  • بناءًعلیٰ‌هذا از اين نقطه‌نظر كه مسئله تمام است؛ يعني مكلف و شخص مختار، در مقام اختيار يك امر را مستند به خود مي‌بيند مستند به ذات مي‌بيند. همان‌طوري‌كه صفاتي كه در وجود مكلف هست و در وجود شخص عاقل هست ـ حالا آن ديوانه از خودش اختیاری ندارد ـ و همان‌طوری‌که شخص مكلف صفاتي را مستند به ذات مي‌داند، مثلاً شخص مكلف داراي قوۀ غضبيه است، اين قوۀ غضبيه را مستند به ذات مي‌داند، شخص مكلف داراي قوۀ شهويه است، اين را مستند به ذات مي‌داند، داراي قوۀ رحمت و عطوفت است و اين را مستند به ذات خود مي‌داند، داراي قوۀ مفكّره است و اين را مستند به ذات مي‌داند و به‌واسطۀ اين قوا، بر ديگران مي‌بالد و افتخار مي‌كند، و به‌واسطۀ اين قوا، ذات خود را أعليٰ و ارفع از ديگران احساس مي‌كند، تمام اينها صفاتي است كه اين صفات را مستند به خود مي‌داند. درست شد؟! مستند به خود است؛ اما اگر همين شخص بالغ و عاقل در مقام تفكر بخواهد با اين ادلّه‌ و با اين خصوصيات، با اين صفات مقابله كند و روبه‌رو شود، تمام اين صفاتي را كه مستند به ذات خود مي‌داند را مستند به صفت واحده مي‌داند، مثلاً علمي را كه مستند به خود مي‌داند را مستند به علم كلي مي‌بينند، آن جنبۀ غضبيه‌اي كه در خود هست را مستند به قوۀ قاهريت مطلقۀ پروردگار مي‌بيند. اينها در مقام استدلال است نه در مقام مشاهده؛ در مقام استدلال و تفكر و استدلال عقلي، صفاتي را كه مستند به ذات مي‌بيند، ذات را مظهر براي اين صفات مي‌بيند نه منشأ براي...

  • صفت غضب و رحمت و عطوفت صفات مختلفۀ واحده حق است؛ اين صفات را كه مستند به ذات مي‌بيند ذات را مظهر و آلت مي‌بيند، مبدأ مستقل و علت مستقله و منشأ بالاستقلال در قبال منشائيت حق و در قبال مبدأيّت حق نمي‌بيند؛ يعني در مقام استدلال با برهان اين‌طور مشاهده مي‌كند، همين‌طور خود ذات را متدلّی به آن ذات واحد مي‌بيند، صفات را متدلّی به ذات و ذات را متدلّی به آن ذات واحد مي‌بيند.