اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بيان حقيقت قضيۀ اختيار (2)

تبیین استحقاق ثواب و عقاب بر مبنای وحدت اختیار

0
اصول
اصول

استحقاق ثواب و عقاب بر اساس وحدت اختیار، در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تبیین می‌کند که چگونه با پذیرش وحدت اراده و اختیار در نظام هستی، مسئله تکلیف، پاداش و کیفر دچار اشکال نمی‌شود. بحث از اینجا آغاز می‌شود که در برابر برهان عقلی نباید با اشکالات نقضی مانند بهشت و جهنم اصل دلیل را کنار گذاشت، بلکه این موارد باید در چارچوب همان برهان تبیین شوند. سپس توضیح داده می‌شود که انسان در مقام وجدان، اختیار را به خود نسبت می‌دهد و همین ادراک حضوری مبنای تکلیف است. از سوی دیگر، علم ما به اراده الهی در جزئیات فعل وجود ندارد، اما عقل ما را به ترجیح امر راجح و انجام تکلیف سوق می‌دهد. در نهایت روشن می‌شود که ثواب و عقاب ناظر به مخالفت با حکم عقل عملی و نحوه استعمال اختیار در مرتبه ظهور اراده الهی است و تعارضی با وحدت مشیت وجود ندارد.

بيان حقيقت قضيۀ اختيار (2)

7
  • تقدم مقام عقل بر مقام نقل

  • بنابراين مقام عقل و استدلال و برهان مقدّم بر مقام نقل است و خود مقام برهان از نقطه‌نظر اثبات معاد و از نقطه‌‌نظر اثبات جنت، باز از جهت عقلي مقام ثبوتي وجود حق و مقام ثبوتي استناد تمام متعيّنات و استناد تمام حوادث ذاتيه و عرضيه به حق، مقدّم بر مقام ثبوتي و اثباتي مسائل جنت و نار و مسائل معاد است؛ يعني از نقطه‌نظر ثبوتي آن مسائل مقدّم است و از نقطه‌نظر اثباتي باز آنها مقدّم هستند.

  • شما در مقام تقدّم و تأخّر در استدلال آيا مِن أوّل الأمر سراغ مسائل معاد و جنت و نار مي‌رويد يا اوّل سراغ خدا و مسائل صفات سلبيه و ثبوتيه او مي‌رويد؟! كدام را مقدّم مي‌كنيد؟! آيا در مقام استدلال بحث از وحدت و اصالت وجود می‌کنید یا بحث از عوارض و آثار وجود مي‌كنيد؟! اوّل كدام است؟! در مقام استدلال و اثبات تعيّن، اوّل صحبت از معاد و بازگشت و رجوع اين ذوات به مبدأ خود مي‌كنيد يا اوّل بحث از استناد خود ذوات و آثار خود ذوات به مبدأ أعليٰ مي‌كنيد؟! كدام يك از اينها مقدّم است؟! از نظر رتبه هركدام از ديگري متأخّر است و هر كدام از اينها بالعلية متقدّم بر ديگري است ثبوتاً و اثباتاً؛ به عبارت ديگر واسطۀ در اثبات بايد برهاناً بر خود مُثبت له مقدّم باشد؛ بر خود آن قضيه‌اي كه در مقام اثبات آن هستيم و به عبارت ديگر در آن امر مجهول و نتيجۀ مجهوله كه آن نتيجۀ مجهوله تصديق مكتَسب ما و تصديق نظري ما بر اثبات يا تصوّر نظري ما بر يك مطلب است.

  • تقدّم اثبات «وحدت اختیار» در مبحث جبر و اختیار

  • بناءًعلیٰ‌هذا آنچه كه در مسئلۀ جبر و اختيار مطرح است اين است كه ما بايد اوّلاً‌بلا‌اوّل در مقام اثبات اين مسئله باشيم که آيا ما مي‌توانيم وحدت اختيار را اثبات بكنيم يا نمي‌توانيم؟! اين يك مسئله است، به قيامت چه‌كار داريم؟! به معاد چه‌كار داريم؟! هنوز نوبت به بعث رسل و انزال كتب نرسيده است. ما در وهلۀ اوّل بنا بر قواعد حِكَميه و عقليه يك امر وحداني كه عبارت از وحدت اختيار در عالم وجود است نمي‌بينيم. يك ارادۀ واحده در كل عالم وجود مشاهده نمي‌كنيم، يك مشیّت واحده مشاهده نمي‌كنيم بلکه صور مختلف است،‌ اين مطلب ثابت مي‌شود. حالا كه اين مطلب ثابت شد بعد آن‌وقت بايد سراغ مسائل معاد بيایيم كه معاد چه مي‌شود؟! جنت و نار چه مي‌شود؟! انزال كتب و انبعاث رسل چه مي‌شود؟! تكاليف چه مي‌شوند؟! مسئلۀ جهل و جاهل چه مي‌شود؟! جاهل مركب چطور است؟! عامد چطور؟! عاصي چطور؟! و امثال‌ذلک. اينها همه در مقام متأخّر از اثبات اين مسائل وحدت صفاتی و وحدت افعالي است.