
بيان حقيقت قضيۀ اختيار (2)
تبیین استحقاق ثواب و عقاب بر مبنای وحدت اختیار
استحقاق ثواب و عقاب بر اساس وحدت اختیار، در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تبیین میکند که چگونه با پذیرش وحدت اراده و اختیار در نظام هستی، مسئله تکلیف، پاداش و کیفر دچار اشکال نمیشود. بحث از اینجا آغاز میشود که در برابر برهان عقلی نباید با اشکالات نقضی مانند بهشت و جهنم اصل دلیل را کنار گذاشت، بلکه این موارد باید در چارچوب همان برهان تبیین شوند. سپس توضیح داده میشود که انسان در مقام وجدان، اختیار را به خود نسبت میدهد و همین ادراک حضوری مبنای تکلیف است. از سوی دیگر، علم ما به اراده الهی در جزئیات فعل وجود ندارد، اما عقل ما را به ترجیح امر راجح و انجام تکلیف سوق میدهد. در نهایت روشن میشود که ثواب و عقاب ناظر به مخالفت با حکم عقل عملی و نحوه استعمال اختیار در مرتبه ظهور اراده الهی است و تعارضی با وحدت مشیت وجود ندارد.
بيان حقيقت قضيۀ اختيار (2)
توضیحات:
استحقاق ثواب و عقاب بر اساس وحدت اختیار، در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تبیین میکند که چگونه با پذیرش وحدت اراده و اختیار در نظام هستی، مسئله تکلیف، پاداش و کیفر دچار اشکال نمیشود. بحث از اینجا آغاز میشود که در برابر برهان عقلی نباید با اشکالات نقضی مانند بهشت و جهنم اصل دلیل را کنار گذاشت، بلکه این موارد باید در چارچوب همان برهان تبیین شوند. سپس توضیح داده میشود که انسان در مقام وجدان، اختیار را به خود نسبت میدهد و همین ادراک حضوری مبنای تکلیف است. از سوی دیگر، علم ما به اراده الهی در جزئیات فعل وجود ندارد، اما عقل ما را به ترجیح امر راجح و انجام تکلیف سوق میدهد. در نهایت روشن میشود که ثواب و عقاب ناظر به مخالفت با حکم عقل عملی و نحوه استعمال اختیار در مرتبه ظهور اراده الهی است و تعارضی با وحدت مشیت وجود ندارد.
بيان حقيقت قضيۀ اختيار (2)
17تلمیذ: وقتي نفس نداشته باشند، ندارند.
استاد: ميتواند انجام ندهد.
تلمیذ: نه ديگر.
استاد: نه، صرف عدم اتيان. صرف عدم اتيان ميتواند يا نميتواند؟! ميتواند.
تلمیذ: نه ديگر ﴿وَهُم بِأَمۡرِهِۦ يَعۡمَلُونَ﴾1 به حكم اينكه موجب عقلاني محض است.
استاد: همين ديگر. عقلاني همين است كه جنبۀ مصلحت در آنجا به فعليت رسيده است؛ ولي قدرت بر فعل ...، فرض كنيد شخصي اصلاً شهوت هم نداشته باشد اصلاً شهوت به زن ندارد، اصلاً بهطورکلی شهوت ندارد، آيا میتواند زنا كند؟! توانستن كه ميتواند. شما فرض كنيد یک پيرزن صد و شصت و پنجساله پیدا کنید بياوريد كه فقط چيز است آيا اصلاً شما بهاندازه يك ميليونيم شهوت نسبت به اين داريد؟! شهوت ندارید که هيچ بلکه اصلاً نهايت انزجار را هم داريد، نهايت تنفر را هم داريد، ولی درعینحال ميتوانيد او را نكاح كنيد.
تلمیذ: اصلاً شايد همين حقيقت حق يك معنایي است كه اين را ميطلبد كه بايد در آن اختيار هم باشد.
استاد: بله، اصلاً عقل يعني همين؛ عقل يعني جنبۀ ايجاد يا جنبۀ ترك هر دوي اينها، اختیاراً، اين معنايش است. منتها مسئله اين است كه چون عقل آنها به فعليت رسيده است، اصلاً معصيت از آنها متمشی نمیشود. معنا اين است.
تلمیذ: امر هم ديگر معنا پيدا ميكند و ما امرهم، امر در جايي است كه عقل باشد.
استاد: بله، امر هم هست ديگر.
تلمیذ: يعني همين كه امر هست دلالت بر عقل ميكند؟
استاد: بله، بله، بله.
اللهم صَلّ عَلیٰ محمدٍ و آل محمد
- . سوره أنبیا (21) آيه 27. نور ملكوت قرآن، ج 2، ص 406:
«و آنها [ملائکه] به امر خدا عمل مىنمايند.»
- . سوره أنبیا (21) آيه 27. نور ملكوت قرآن، ج 2، ص 406:
