اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بيان حقيقت قضيۀ اختيار (2)

تبیین استحقاق ثواب و عقاب بر مبنای وحدت اختیار

14٬090
اصول

استحقاق ثواب و عقاب بر اساس وحدت اختیار، در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تبیین می‌کند که چگونه با پذیرش وحدت اراده و اختیار در نظام هستی، مسئله تکلیف، پاداش و کیفر دچار اشکال نمی‌شود. بحث از اینجا آغاز می‌شود که در برابر برهان عقلی نباید با اشکالات نقضی مانند بهشت و جهنم اصل دلیل را کنار گذاشت، بلکه این موارد باید در چارچوب همان برهان تبیین شوند. سپس توضیح داده می‌شود که انسان در مقام وجدان، اختیار را به خود نسبت می‌دهد و همین ادراک حضوری مبنای تکلیف است. از سوی دیگر، علم ما به اراده الهی در جزئیات فعل وجود ندارد، اما عقل ما را به ترجیح امر راجح و انجام تکلیف سوق می‌دهد. در نهایت روشن می‌شود که ثواب و عقاب ناظر به مخالفت با حکم عقل عملی و نحوه استعمال اختیار در مرتبه ظهور اراده الهی است و تعارضی با وحدت مشیت وجود ندارد.

بيان حقيقت قضيۀ اختيار (2)

توضیحات:

استحقاق ثواب و عقاب بر اساس وحدت اختیار، در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تبیین می‌کند که چگونه با پذیرش وحدت اراده و اختیار در نظام هستی، مسئله تکلیف، پاداش و کیفر دچار اشکال نمی‌شود. بحث از اینجا آغاز می‌شود که در برابر برهان عقلی نباید با اشکالات نقضی مانند بهشت و جهنم اصل دلیل را کنار گذاشت، بلکه این موارد باید در چارچوب همان برهان تبیین شوند. سپس توضیح داده می‌شود که انسان در مقام وجدان، اختیار را به خود نسبت می‌دهد و همین ادراک حضوری مبنای تکلیف است. از سوی دیگر، علم ما به اراده الهی در جزئیات فعل وجود ندارد، اما عقل ما را به ترجیح امر راجح و انجام تکلیف سوق می‌دهد. در نهایت روشن می‌شود که ثواب و عقاب ناظر به مخالفت با حکم عقل عملی و نحوه استعمال اختیار در مرتبه ظهور اراده الهی است و تعارضی با وحدت مشیت وجود ندارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بيان حقيقت قضيۀ اختيار (2)

10
  • تلمیذ: تفصيلي معنا ندارد.

  • استاد: تفصيل و اجمال نداريم.

  • تلمیذ: بالأخره تمام اين صفات که در ذات حضرت حق نيست.

  • استاد: بله برگشتش همه در ذات حق هست، اما اگر بخواهيد اين صفت را به عنوان صفتيت به منشئش نگاه كنيد، منشئش در ذات حق هست.

  • تلمیذ: مگر هم رازق و هم مرزوق در ذات حق منطوي نيستند؟!

  • استاد: يا الله! شما زديد به كربلا! بايد دوباره برويم يك دوره از اوّل [بخوانیم]! رازق اوست، مرزوق اوست، رزق اوست، عالم اوست، معلوم اوست، علم اوست، قادر اوست، مقدور است، قدرت اوست! اينها همه‌اش به‌جاي خود محفوظ ولي بحث اين است: اينكه ما الآن به خداوند متعال رازق مي‌گویيم، آيا قبل از اينكه خداوند ما را خلق كند خودش به خودش رازق مي‌گفت؟! خودش نان در دهان خودش مي‌گذارد؟! خودش به خودش آب و دانه مي‌دهد؟! اينكه معنا ندارد. اما مقام علم و قدرت و حيات سه صفت اصليه است كه چه خلقي داشته باشد يا خلقي نداشته باشد، اين سه صفت در او هست اين را صفات ذاتيه مي‌گوييم. صفات ديگر مقام بروز و ظهور اين صفات ذاتيه هستند. همان‌طوري‌كه اگر آن مقام علّيت بخواهد ظهور و بروز پيدا كند، بايد در معلول بروز پيدا كند و الاّ بروز و ظهور ندارد. عقل اوّل همين‌طور به مقام تجرد خودش باقي است، اگر اين عقل اوّل در دوم و سوم و همين‌طور تا به مقام تعيّنات و عالم كون و فساد كه همين عالم مشاهده و عالم بروزات و ظهورات است نرسد، چگونه ممكن است آن وجود مجرد حقيقي و واقعي بدون تعيّنات بروز و ظهور پيدا كند و متصف به اوصاف بشود؟! معنا ندارد. تا شخصي نكاح نكند و زيد متولد نشود، اتصاف اين ذات به ابوّت ديگر معنا ندارد، اتصاف اين ولد به بنوّت ديگر معنا ندارد. شما بگویيد: اين در اصلاب او هست، در رحم مادر هست، چرا پيدا بكند؟! مقام بروز و ظهور است كه صدق تعنون ذات را به عنوان در اينجا توجيه مي‌كند؛ اگر يك صفتي بخواهد بر ذات حق صادق آيد، لازمه‌اش اين است كه اين صفت كلي در مقام تفصيل بروز و ظهور خارجي داشته باشد.

/