
مشیت الهی و اختیار انسان
اشارهای به آیات و روایات
مشیت الهی و اختیار انسان در جبر و اختیار، محور اصلی این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که نسبت اراده خداوند با انتخاب انسان را بررسی میکند. بحث با تفکیک دو سنخ اراده، یعنی اراده حتمی و اراده عِزمی، آغاز میشود و نشان میدهد چگونه نظام تکوین و تشریع در طول یکدیگر قرار دارند. سپس با تبیین نقش ملاکات خیر و شر در عالم امکان، روشن میشود که احکام تشریعی از دل همان نظام تکوینی انتزاع میشوند. در ادامه، آیات قرآن درباره تقدم مشیت الهی بر اراده انسان بررسی میشود تا توهم تعارض میان اختیار و قضا و قدر برطرف گردد. در پایان، روشن میشود که اختیار انسان در عین استناد به مشیت الهی، در ظرف علم و ادراک او معنا پیدا میکند و جبر و اختیار در دو سطح متفاوت تحلیل میشوند.
مشیت الهی و اختیار انسان
توضیحات:
مشیت الهی و اختیار انسان در جبر و اختیار، محور اصلی این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که نسبت اراده خداوند با انتخاب انسان را بررسی میکند. بحث با تفکیک دو سنخ اراده، یعنی اراده حتمی و اراده عِزمی، آغاز میشود و نشان میدهد چگونه نظام تکوین و تشریع در طول یکدیگر قرار دارند. سپس با تبیین نقش ملاکات خیر و شر در عالم امکان، روشن میشود که احکام تشریعی از دل همان نظام تکوینی انتزاع میشوند. در ادامه، آیات قرآن درباره تقدم مشیت الهی بر اراده انسان بررسی میشود تا توهم تعارض میان اختیار و قضا و قدر برطرف گردد. در پایان، روشن میشود که اختیار انسان در عین استناد به مشیت الهی، در ظرف علم و ادراک او معنا پیدا میکند و جبر و اختیار در دو سطح متفاوت تحلیل میشوند.
مشیت الهی و اختیار انسان
12تلمیذ: پس در این صورت باز هم اختياري نيست همان طرف مرجح را ترجيح ميگيرد.
استاد: ببينيد، بحث اختياري نيست ... ما جبر را چه ميگرفتيم؟! اينكه شخص در نفس خود بين الطرفين نبيند، ما به این جبر ميگوييم. الآن ميبينيد يا نميبينيد؟ الآن ميبينيد يعني بين الطرفين در نفس خود ميبينيد، وقتي كه بينالطرفين در نفس خود ديد پس احدالطرفين را مستند به خود ميكند و استناد به خود ميدهد. حالا صحبت در اين است كه اينكه به خود استناد ميدهد آيا از مبدأ غافل است كه هم ذات خودش و هم عوارض ذات خودش معلول علةالعلل است؟! همۀ مردم غافل هستند، لذا نسبت به خود ميدهد و اگر از اين مسئله غافل نيست، پس نهتنها اختيار خود را به آن علةالعلل نسبت ميدهد ذات خودش را هم به آن علةالعلل نسبت ميدهد، يعني ذات واحد كه در اينجا معلول براي علةالعلل است، با توجه به جوانب خودش و شوائب خودش و آثار و بروزات خودش، معلول براي علةالعلل هستند. اينطور نیست كه ذات معلول علةالعلل است، ولی آثار و افعال او برای خودش است؛ یا آثار و افعال مستند به او است و اين خود را جداي از او ميبيند، اگر خود را جداي از او ديد، این باطل است، جداي از او نميبيند...
...با علم به مصالح و مفاسد احدالطرفين را انتخاب كردن، اين را اختيار ميگويند. حالا صحبت در اين است كه اين اختيار مستند به اين ذات است يا مستند به علةالعلل است؟! مستند به علةالعلل است. پس در اينجا جبري وجود ندارد. اختيار ميشود اختيارِ واحد و فعل هم ميشود فعلِ واحد، اراده و مشیّت هم ميشود ارادۀ واحد؛ پس هم ذات، معلول است هم آثار و شوائب آن.
اينكه ما بحث را داريم به اين كيفيت مطرح ميكنيم بهخاطر اين است كه ميخواهيم مطلب آنطور که هست بهنظر بيايد. اصلاً دأب من اين است يعني بهطورکلی در مسائل علمي ميخواهم جايي را كم نگذارم و مسامحهاي نباشد، بهاصطلاح مجاملهاي در اين ميان نباشد.
