
مباحثی پیرامون استخاره و تشریح
پرسش و پاسخ
استخاره و احكام تشريح و پيوند اعضا در اين جلسه از مباحث آيتالله سيد محمدمحسن حسيني طهراني به بررسي دو محور اصلي، يعني جايگاه استخاره در كنار توكل و تفويض امر به خدا و همچنين حكم فقهي تشريح و پيوند اعضا ميپردازد. در اين بحث، انواع استخاره مانند ذات الرقاع و استخاره با تسبيح در كنار تأكيد بر اصل توكل مطرح ميشود و ديدگاهها درباره افراط در استخاره و تفاوت آن با علوم غريبه بيان ميگردد و نقش نيت، صفاي نفس و موارد شك در انجام استخاره توضيح داده ميشود. همچنين در بخش فقهي، حكم تشريح بدن، جواز يا عدم جواز پيوند اعضا از زنده و مرده، تفاوت مسلمان و غيرمسلمان و مسئله ضرورت و تزاحم در انقاذ جان انسانها مورد بررسي قرار ميگيرد و معيار كلي حرمت نقص عضو و حدود جواز در موارد اضطرار تبيين ميشود.
مباحثی پیرامون استخاره و تشریح
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مبحث استخاره
کیفیت استخاره ذات الرقاع
استاد: بر همان اساس در خود شرع هم خود استخاره وارد شده است، استخارۀ روايت معروف ذات الرقاع هست كه شخصی در طريق مكه مالي را كه داشته و ميخواسته بفروشد ميبيند كه [بازار] كساد شد و ضرر ميكند، بعد شك ميكند كه مالش را بهطرف يمن ببرد يا بهطرف مصر ببرد و بفروشد. حضرت در آنجا اين استخارۀ ذات الرقاع را به او تعليم ميكند كه چندتا رقعه بردارد و ...1
اين استخارۀ ذات الرقاع است كه معروف است و از امام صادق عليهالسّلام است و روايتش هم صحيح است.
تلمیذ: يعني مورد خاصّي نبوده است؟
استاد: نهخير، تجارتي داشته است و شك ميكند كه كجا برايش مناسبتر است كه مالش را بفروشد.
تلمیذ: ميخواهم بگويم که مخصوص ايشان که نبوده است؟!
استاد: نهخير، حضرت قید كلي دارند. بعد هم استخارههایي هست مثل استخارۀ هشتتايی با تسبيح كه به آن ثمانيه2 ميگويند: اين استخاره از سيد بن طاووس نقل شده است و از حضرت هست و موثّق میباشد.3 اصل شریعتش توكل بر خدا و تفویض امر به او است و اين راه هم راه براي رفع ترديد و تعيین است و مبنا اين است، منتها با اين كيفيت بيان شده است. در بعضي از جاها هست ظاهراً در اقبال يا در مهجّه البیضاء كه همين آيۀ ﴿وَلَا رَطۡبٖ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ﴾4 را بخواند و بسم الله بگويد و بعد استخاره كند.
نظر مرحوم علامه طهرانی دربارۀ استخاره
از نظر تجربي هم يك امر مسلّم و دارجي هست، منتها صحبت در شخص استخاره كننده هست كه آن حالت او و نفس او و صفاي او در تنجّز طرفين خيلي مؤثّر است، اين مهم است.
اين اواخر نظر مرحوم آقا اين بود كه انسان بايد همان توكل بر خدا و تفويض امر به او بكند و بعد به هركدام كه قلبش راه ميدهد، انجام بدهد. با توجه به اينكه با خدا شرط كند كه اگر صلاح نيست خودش منصرف كند و موانعي پيش بياورد؛ ولي من خودم از ايشان ميديدم که در بعضي از موارد هم استخاره ميكردند، يعني علاوه بر همين ثمانيه مثلاً با قرآن حتي استخاره میکردند و به ما توصيه ميكردند که هيچوقت با قرآن استخاره نكنيد، فهم آيات مشكل است. همين استخارههاي ثمانيه را ميگفتند [بگیرید] و از باب اينكه انسان مدام به استخاره نیفتد ميگفتند كه انسان نبايد استخاره كند، استخاره براي سالك صحيح نيست؛ بلکه همان توكل بر خدا کند اين [کلام ایشان] نفي آن موارد معدوده را نميكند، بلکه براي این است که نفس انسان در این جهت نیفتد؛ مثل کسی نشود که لاي عمامهاش يك دانه تسبيح گذاشته و ـ جدّي ـ با هركسي که برخورد ميكرد استخاره ميكرد كه سلام بكند يا نكند! اينطوري شده بود، من او را ميشناسم! اين شخص ديگر از زندگي ساقط ميشود! و اين استخارهها خيلي عجيب است. آنوقت در اينجا مسائلي هست و طرق مختلفي هست. راههاي خيلي مختلفی هست.
- البلد الأمين، ص 159. مطلع انوار، ج 4، ص 93:
طريق استخاره ذات الرِّقاع:
بايد در سه رقعه بنويسد: «بِسمِ اللَهِ الرّحمَن الرّحیم، خیَرَةٌ مِن اللَهِ العَزیزِ الحَكیمِ لِفلان بن فلانة، إفعَل» و در سه رقعه ديگر عين عبارت مذكور را بنويسد، با اين فرق كه به جاى «إفعَل»، «لا تَفعَل» بنويسد.
سپس آنها را در زير مصلاّى خود گذارد و سپس دو ركعت نماز كند؛ بعد از نماز به سجده رود و صد مرتبه بگويد: «أستَخیرُ اللَهَ بِرَحمَتِهِ، خیَرَةً فى عافیَةٍ».
سپس درست بنشيند و بگويد: «أللهُمَّ خِر لى و اختَر لى فى جَمیعِ امورى فى یُسرٍ مِنكَ و عافیَةٍ».
پس از آن رقعهها را مشوّش كند و بيرون بكشد؛ اگر سهتاى اوّلى «إفعل» بود، خوب است؛ و اگر «لا تفعل» بود، بد است؛ و اگر بعضى «إفعل» و بعضى «لاتفعل»، ميانه است. - جواهر الكلام، ج 12، ص 172.
- جهت اطلاع به مطلع انوار، ج 4، ص 95 رجوع شود.
- سوره انعام (6) آيه 59. سر الفتوح ناظر بر پرواز روح، ص 49:
«هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتاب آشكار خداست.»
- البلد الأمين، ص 159. مطلع انوار، ج 4، ص 93:
