
مباحثی پیرامون استخاره و تشریح
پرسش و پاسخ
استخاره و احكام تشريح و پيوند اعضا در اين جلسه از مباحث آيتالله سيد محمدمحسن حسيني طهراني به بررسي دو محور اصلي، يعني جايگاه استخاره در كنار توكل و تفويض امر به خدا و همچنين حكم فقهي تشريح و پيوند اعضا ميپردازد. در اين بحث، انواع استخاره مانند ذات الرقاع و استخاره با تسبيح در كنار تأكيد بر اصل توكل مطرح ميشود و ديدگاهها درباره افراط در استخاره و تفاوت آن با علوم غريبه بيان ميگردد و نقش نيت، صفاي نفس و موارد شك در انجام استخاره توضيح داده ميشود. همچنين در بخش فقهي، حكم تشريح بدن، جواز يا عدم جواز پيوند اعضا از زنده و مرده، تفاوت مسلمان و غيرمسلمان و مسئله ضرورت و تزاحم در انقاذ جان انسانها مورد بررسي قرار ميگيرد و معيار كلي حرمت نقص عضو و حدود جواز در موارد اضطرار تبيين ميشود.
مباحثی پیرامون استخاره و تشریح
توضیحات:
استخاره و احكام تشريح و پيوند اعضا در اين جلسه از مباحث آيتالله سيد محمدمحسن حسيني طهراني به بررسي دو محور اصلي، يعني جايگاه استخاره در كنار توكل و تفويض امر به خدا و همچنين حكم فقهي تشريح و پيوند اعضا ميپردازد. در اين بحث، انواع استخاره مانند ذات الرقاع و استخاره با تسبيح در كنار تأكيد بر اصل توكل مطرح ميشود و ديدگاهها درباره افراط در استخاره و تفاوت آن با علوم غريبه بيان ميگردد و نقش نيت، صفاي نفس و موارد شك در انجام استخاره توضيح داده ميشود. همچنين در بخش فقهي، حكم تشريح بدن، جواز يا عدم جواز پيوند اعضا از زنده و مرده، تفاوت مسلمان و غيرمسلمان و مسئله ضرورت و تزاحم در انقاذ جان انسانها مورد بررسي قرار ميگيرد و معيار كلي حرمت نقص عضو و حدود جواز در موارد اضطرار تبيين ميشود.
مباحثی پیرامون استخاره و تشریح
8تلمیذ: اما در این جایی که شخص کلیه نیاز دارد خیلی مهم است.
استاد: به نحو عادی انقاذ کند؛ برود عمل کند، چرا کلیۀ شخص دیگری را بگیرد؟!
تلمیذ: امکان عمل ندارد ...
استاد: ... ندارد خب برود بمیرد مگر قرار است همه زنده باشند؟! خدا میخواهد کلیههایش چرک کنند و عفونی شوند و از بین بروند!
تلمیذ: در این صورت پس چه نیازی به پزشک است؟!
استاد: منبابمثال میگویند که یا دستت را قطع میکنیم یا تو را میکشیم؛ آیا بهخاطر نمردن باید دستت را قطع کنی؟! آیا این انقاذ است؟! انگشتت را هم نمیتوانی قطع کنی! روایاتی داریم که حتی فی الدم حتی الجروح که شخص نمیتواند بهخاطر اینکه نجات پیدا کند این کار را انجام بدهد.
تلمیذ: پس اینکه کلیه را میفروشند جایز نیست.
استاد: نخیر، جایز نیست.
تلمیذ: اینجا نقص عرفی مدنظر است یا نقص پزشکی؟
استاد: نقص عرفی.
تلمیذ: کسی که یك كليه نداشته باشد پزشكي نقص حساب نميشود. يك كليه كار آن كليه را انجام نميدهد؟!
استاد: نه اينطور هم نيست، خدا بيخود دوتا كليه براي بدن نگذاشته است، اگر اين كليه عفونت كرد چهكار ميكني؟! شما از فردا خبر داري؟! سينه پهلو ميكند و ...
تلمیذ: ممكن است سنگ كليه بگیرد!
استاد: بله سنگ كليه بگیرد، پزشك الآن ميگويد که در شرايط فعلي با اين كيفيت يك كليه كارش را انجام ميدهد؛ اما اگر فردا کلیه سنگ آورد و گفتند: آقا بايد مرخص بشود، [آنوقت چه؟!] او فكر فردا را كه نميكند.
تلمیذ: در آنجايي كه دو نفر داخل يك استخر هستند و نجات يك نفر مقدور است و يكي بالأخره بايد بميرد، يكي از آنها مرجع و عالم است و يكي هم يك آدم عادي است، اينجا همان بحث اهم و مهم است؟!
استاد: بله.
تلمیذ: پس ملاك وضع فعلي كسي نميشود كه الآن با يك كليه ميتواند تحمل كند.
استاد: نهخير، شما بايد فكر هميشهات را بكني.
تلمیذ: مردي كه دارد ميميرد و وصيت ميكند که اعضايش را به سالن تشريح دانشكده پزشكي براي آموزش بدهند، مسلمان هم هست، بعد از فوتش وظيفۀ وارثين چيست؟!
