
بررسی روایات مشیت و ارادۀ پروردگار
و تفسیر آیۀ ﴿إنّا لله و إنّا اليه راجِعون﴾
مشیت و اراده الهی در روایات، محور اصلی این جلسه درباره بررسی روایات مربوط به دو گونه اراده و نسبت آن با افعال انسان و مسئله جبر و اختیار است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل روایات «اراده حتم» و «اراده عزم» توضیح میدهد که در متون دینی، هم فعل و هم ترک فعل در چارچوب مشیت الهی معنا پیدا میکند و هیچ حادثهای خارج از اراده پروردگار نیست. سپس دیدگاههای مختلف درباره معنای مشیت، از جمله تفسیر آن به جبر، یا به تهیئ اسباب، نقد میشود و نشان داده میشود که این برداشتها بهتنهایی پاسخگوی مسئله نیستند. در ادامه با استناد به روایات، نسبت اراده تشریعی و تکوینی و امکان اختلاف آنها بررسی میشود. در پایان نیز با اشاره به آیه ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾، معنای بازگشت انسان به مبدأ و توهم استقلال در وجود انسان تحلیل میشود.
بررسی روایات مشیت و ارادۀ پروردگار
4مطلب ديگر اينكه ما كه در اين دنيا آمديم بهواسطۀ ابتعادمان از آن، به انانيت استقلاليه و به خوديت استقلاليه و خودمحوري استقلاليه [بود] و بهطورکلی ما به عالم دنيا آمديم؛ عالم دنيا يعني عالم پايينتر، نهاينكه عالم دنيا يعني عالم ماده، عالمي كه أدنیٰ العوالم است يعني پايينترين از همۀ عوالم كه آن عالم شهوات و انانيات و امثالذلک باشد. سير صعودي اين است كه هر كسي كه از مقام اطلاق كه لا اختيار و لا اراده است، بيايد و بعد اراده و اختيار پيدا كند، [باید] دوباره به آن حالت برگردد، يا با دست خودش برگردد؛ دست خودش يعني با عمل و حركت و سلوك خودش آنجا برگردد يا اينكه با چوب و چماق و امثالذلک در آن دنيا به او بفهمانند كه هيچ اختياري از خودت نداري، يعني احساس و اختيار استقلاليت در مقابل او از خودت نداري و همۀ اينها پوچ بود. اين معناي ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾ است. معنايش این نیست كه تمام آسمان و زمين خراب ميشوند و همه تبديل به نور ميشود و نور هم فقط نوري نبوده است، بالاتر از نور بوده است، عالم ظلمات بوده است؛ پس يكدفعه تمام عالم را ظلمات ميگيرد و هيچچيز ديگر نميماند، نه پيغمبري ميماند، نه علي، نه جبرئيلي، نه ميكائيلي نه شيطاني نه جنّي نه انسي، هيچچيز نميماند. اينکه معناي ﴿إِنَّا لِلَّهِ﴾ نيست.
تلمیذ: منظور معادي است كه شما ميفرموديد، معادي كه ديگران میگویند، بله [آنها] تخريب همه چيز را قائل هستند.
مبدأ و معاد انسان
استاد: معاد هم همين است، معاد يعني انسان برميگردد به نقطهاي كه تمام استقلاليت در وجود را به او منتسب ميكنند، الآن ما اينطور نيستيم، الآن براي خودمان شخصيتي هستيم و اگر كسي بخواهد به حريم ما تجاوز كند عكسالعمل نشان ميدهيم، كسي بخواهد كه مثلاً مالي از ما را غصب كند عكسالعمل نشان ميدهيم، كسي كه بخواهد به عِرض و آبروي ما [تجاوز] كند عكسالعمل نشان ميدهيم و منافع را براي خودمان ميخواهيم، خودمان را خودمحور ميبينيم، مستقل در وجود ميبينيم مؤثّر ميبينيم كارها را بهدست خودمان ميبينيم، اصلاً از آنطرف بهطورکلی غافل هستيم، اينها چيزهايي است كه ما در این دنيا كسب كرديم، در آن دنيا اين حرفها نبود.
