
بررسی روایات مشیت و ارادۀ پروردگار
و تفسیر آیۀ ﴿إنّا لله و إنّا اليه راجِعون﴾
مشیت و اراده الهی در روایات، محور اصلی این جلسه درباره بررسی روایات مربوط به دو گونه اراده و نسبت آن با افعال انسان و مسئله جبر و اختیار است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل روایات «اراده حتم» و «اراده عزم» توضیح میدهد که در متون دینی، هم فعل و هم ترک فعل در چارچوب مشیت الهی معنا پیدا میکند و هیچ حادثهای خارج از اراده پروردگار نیست. سپس دیدگاههای مختلف درباره معنای مشیت، از جمله تفسیر آن به جبر، یا به تهیئ اسباب، نقد میشود و نشان داده میشود که این برداشتها بهتنهایی پاسخگوی مسئله نیستند. در ادامه با استناد به روایات، نسبت اراده تشریعی و تکوینی و امکان اختلاف آنها بررسی میشود. در پایان نیز با اشاره به آیه ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾، معنای بازگشت انسان به مبدأ و توهم استقلال در وجود انسان تحلیل میشود.
بررسی روایات مشیت و ارادۀ پروردگار
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تلمیذ: فرموديد که همه ميرسند، همه به فنا خواهند رسيد. بعد سؤال كردم خدمت شما نسبت به تمايز بين سالك و غیر سالک در عالم برزخ، فرموديد که آن سالك است كه سير طولياش را ادامه ميدهد، غير سالك سير عرضياشي را ادامه ميدهد، اين چطور جمع ميشود؟!
استاد: منظور از فنا ادراك مسئلۀ نيستي و اندكاك همۀ هويات در هويت او است. منظور از فنا اين است؛ يعني اين حجاب براي آنها برداشته ميشود و خود را در فنا ميبيند يعني ديگر آن حالت اصالت استقلاليت وجود که همۀ امور را به خود نسبت ميدادند ازبين ميرود؛ اما اينكه واقعاً همۀ مراتب تجردي را طي كرده باشند، نه اين نيست، اين احتياج به سير و حركت دارد.
تفاوت سير و سلوك در عالم برزخ نسبت به افراد مختلف
تلمیذ: چون حضرتعالی منكر خلود نسبت به مراتب هستيد يعني همه بايد سير كنند بروند تا برسند، اگر عدم خلود قائل شويم همه بالأخره بايد اينها را جمع كنند به مقصد و مقصودي برسند.
استاد: كسي كه از اين دنيا ميرود به همان بينش و بصيرت و سعهاي كه دارد به همان مرتبه ميرسد، فقط چيزي كه در اينجا هست اينكه پرده از جلوي چشم آنها برداشته ميشود؛ ولي سلسلۀ مراتب طوليه به قوّت خودش باقي است. يعني فرض كنيد هر كسي در هر مرتبهاي در اين دنيا آمده است و بعد در يكي از مراتب طوليه مانده است يا در ماده مانده است و اصلاً حتي به برزخ هم نرفته است يا در برزخ رفته است و به بالاتر از برزخ نرفته است يا ساير مراتب را طي كرده است هنوز در ...، اينطور نيست كه بقيۀ مراتب را طي كنند و داراي همان مقام مظهريت اسماء كليه شوند يا فناء ذاتي در او پيدا كنند، اينطور نيست.
فرض ما در آنجا مانند خود دنيا است همانطور که اگر در دنيا كسي بود و زحمت ميكشيد مطالب و موارد تا چقدر براي او انكشاف پيدا ميكرد، در حدّ تحول خودش؛ یعنی هرچه تجرد جوهري او بيشتر ميشد انكشاف مسائل براي او بيشتر بود، در قيامت هم مسئله همينطور است؛ يعني در قيامت و در برزخ هر شخصي به هر حدّ از تجردي كه دارد در همان حدّ متوقف است و رشد نمیکند الاّ اينكه سالك باشد. ما نسبت به شمر در مراتب تجردي و در مرحلۀ ابتعاد چه حدّي براي او تصوّر كنيم؟! او در همان حدّ از تجردي ميماند؛ البته الآن داراي كدورت است حالا منبابمثال ميگوييم، ـ حالا یا قائل به مخلّد يا غير مخلّد [باشد] ديگر كاري نداريم ـ او ميرود و بهواسطۀ كدورتي كه دارد و تحوّلي كه پيدا كند آن كدورت از او گرفته ميشود، حالا كه از او گرفته شد، در چه مرتبه ميتواند صعود كند؟ در همان مرتبهاي كه هست، حالا او در مقام عناد نباشد، این مقدار است؛ اما مراتب نورانيت مراتبي است كه نياز به صعود و حركت دارد. آن مراتب ظلمانيت بهواسطۀ عذاب و فشارها و امثالذلک طي ميشود و برداشته ميشود ـ اگر ما قائل به خلود نباشيم ـ ولي صحبت در اين است كه در چه مرتبهاي از مراتب طوليه قرار ميگيرد، اين هست. چون در آنجا مراتب طوليه نياز به حركت دارد و اين حركتي هم كه انجام داده است، در آن مرتبۀ پايين است؛ درعینحال هم ادراك فنا هم براي او ميشود، البته نه ادراك فناي واقعي، بلکه ادراك عدم استقلال و عدم هستي و نيستي مطلق و لا مؤثّر في الوجود إلاّ الله، اين ادراك براي او خواهد شد و همین مقدار كه این مقدار هم برای همه خواهد شد، اين مقدار براي او منكشف ميشود؛ اما واقعاً به حقيقت هستي پي ببرد، به ذات هستي پي ببرد، به عوالم ربوبي اطلاع پيدا كند، به حقيقت وجود برسد، به مافوق نور احاطه پيدا كند، به آن عالم عماء بخواهد برسد، نه! اينها اصلاً به فهم او هم نميآيد.
