اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (2)

روایت «الشَّقِيُّ مَن شَقِي فِي بَطنِ أُمِّهِ و السّعِيدُ مَن سعِد فِي بَطنِ أُمِّهِ»

0
اصول
اصول

سعادت و شقاوت انسان موضوع اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی روایات «الشقی من شقی فی بطن امه و السعید من سعد فی بطن امه» توضیح می‌دهند که مقصود این روایات چیست و آیا سعادت و شقاوت واقعاً در رحم مادر شکل می‌گیرد یا به حقیقتی فراتر از عالم ماده بازمی‌گردد. ایشان ابتدا معنای بطن مادر را در فرایند تکوین انسان بررسی می‌کنند و سپس با طرح دیدگاه‌های فلسفی درباره نفس، تجرد روح و نسبت جسم و جان، جایگاه این روایات را روشن می‌سازند. در ادامه رابطۀ عالم ثابتات و علم ازلی الهی با سعادت و شقاوت انسان تبیین می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه عوامل ظاهری مانند غذای حلال و حرام، حالات مادر و شرایط دوران بارداری با حقایق ثابت و ازلی انسان ارتباط پیدا می‌کنند. حاصل بحث، روشن‌شدن نسبت میان تقدیر الهی، تکوین انسان و نقش اسباب ظاهری در شکل‌گیری مسیر زندگی او است.

بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (2)

4
  • اگر شخصی در اينجا اشكال كند و بگويد: بالأخره ما نفهميديم اين جسمي كه داراي وزن است به‌واسطۀ تبدّل به حقيقت جوهري كه تجرد است چند گرم از او كم مي‌شود؟! بالأخره دوتا مي‌شود ديگر؛ يعني يك جسم در عين ثقالتي كه دارد، من‌باب‌مثال وزن ابتدايي انسان ده گرم است اين ده گرم بخواهد متبدّل بشود، متبدّل بشود، بعد تبدیل به يك حقيقت مجرده مي‌شود كه نفس است، وقتي كه متبدّل به اين حقيقت مجرد شد ما مي‌توانيم به هر دوي اينها اشاره كنيم و اينها را از هم منفك كنيم و بگویيم که جسم است و نفس دارد. همين مضغه و علقه و اينها داراي نفس نيستند، البته نفس ظاهر نيستند اما همان‌طوري‌كه قبلاً عرض شد همان روح حيواني در اينها وجود دارد، منتها يك وقتي آن روح حيواني حركت دارد و يك وقتي روح حيواني حركت ندارد، اين روح حيواني مي‌آيد كم‌كم متبدّل به جسميّت مي‌شود، همان‌طوري‌كه در خود نطفه هم يك روح حيواني وجود دارد، منتها قُدما چون به‌واسطۀ همين اكتشافات علمي و اينها دستشان از اين مسائل بسته بود اين مسئلۀ «جسمانیة الحدوث وروحانیة البقاء»‌ را مطرح كردند. خيال مي‌كردند نطفۀ انسان يك چيز جامدي است مثل بقيه جامدات كه هيچ‌گونه حركتي ندارد و هيچ‌گونه تمايزي ندارد. اصلاً در سابق خيال مي‌كردند كه هرچه هست به‌واسطۀ نطفه مرد است و نطفۀ ‌زن در اينجا كاري انجام نمي‌دهد و اصلاً اين مسئله را نمي‌فهميدند كه بايد اسپرم و اوول [تخمك زن‌] وجود داشته باشد تااينكه نطفه منعقد بشود، خيال مي‌كردند فقط نطفه، نطفۀ ‌مرد است لذا در عبارات قدما هيچ اسمي از زن نمي‌بينيم که در اينجا باشد. بله، اينكه بالأخره اين در رحم زن رشد كرده و خصوصيات اخلاقي مادر را گرفته و اينها، از اين مسائل هست اما اينكه بايد داراي اين دو شرط باشد [را بیان نکردند و خبری] از اين مسائل نيست. آنها شايد به اين مسئله نرسيده بودند يا اگر رسيدند در دسترس ما نيست. و لذا آنها اين نطفه را بي‌جان و بي‌روح مي‌ديدند، فقط صرف يك وسيله و آلتي است كه اين باعث خلقت انسان و خلقت آدمي است. اما اگر ما اين مطلب را مورد دقت قرار بدهيم كه همين نطفه با خصوصيتش كه روح حيواني را دارد و تحرّک دارد و امروزه این مسئله ثابت شده و يك چيز خيلي بديهي است، هر بچه‌اي هم مي‌تواند اين مسئله را در آزمايش و اين حرف‌ها مشاهده كند، اين ما را از اين مسئلۀ جنبۀ ماديِ صرف، يك قدم به جنبۀ تجرد مي‌كشاند. اين نطفه و اين روح حيواني از كجا آمد؟ وقتي كه انسان يك غذايي مي‌خورد اين غذا در بدنش تبديل به نطفه مي‌شود و اين نطفه داراي حيات است. اين حيات را از كجا آورد؟