اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (1)

0
اصول
اصول

روایات سعادت و شقاوت در بطن مادر و مسئله اختیار انسان محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی چند دسته از روایات مربوط به سعادت و شقاوت را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که برخی از این روایات چگونه سرنوشت انسان را به علم الهی نسبت می‌دهند و نه به یک جبر از پیش‌تعیین‌شده. سپس روایاتی مطرح می‌شود که از تأثیر شرایط تکوینی، بطن مادر، ویژگی‌های نفسانی و تفاوت‌های افراد در فهم، عقل و گرایش‌های رفتاری سخن می‌گویند. در ادامه، نسبت این روایات با مسئله بداء، قضا و قدر، مشیت الهی و اختیار انسان تحلیل می‌شود و این پرسش مورد توجه قرار می‌گیرد که عوامل پیشینی تا چه اندازه در سعادت و شقاوت مؤثرند. حاصل بحث، تبیین راهی برای فهم روایات ظاهراً جبرآمیز و جمع میان علم و مشیت الهی با مسئولیت و اختیار انسان است.

بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (1)

3
  • نکتۀ سومی که در اینجا هست این است که راوی در اینجا از این کلام حضرت این برداشت را می‌کند ـ یعنی ما که چنین برداشتی از این روایت نکردیم، حالا این راوی این برداشت را کرده است و جهتش را نمی‌دانیم که چیست، شاید معنای این کلام حضرت را متوجه نشده باشد ـ که از اوّل مُهر شقاوت و سعادت بر این طفل در رحم مادر زده شده است، از این کلام حضرت که «مَن عَلِمَ اللهُ و هو فی بَطنِ أُمِّهِ أنّهُ سَیَعمَلُ أعمالَ السُّعداءِ» گفته است که اصلاً مهر زده شده است، حالا که این مهر زده شده است «فما مَعنى قَولِهِ صَلّى اللهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم«اِعمَلوا فَكُلٌّ مُیَسَّرٌ لِما خُلِقَ لهُ» این مقام امر و نهی دیگر برای چیست؟!

  • وقتی که به یکی بگویند: تو شقی هستی، بعد [چه معنا دارد که به او] بگویند: نماز بخوان! [می‌گوید:] خدایا من که تقصیر ندارم تو خودت از اوّل به من شقی گفتی، می‌خواستی نگویی! تو یک مهر کشتارگاه برداشتی و به ما زدی بعد هم من‌باب‌مثال ما را در کشتارگاه بردی تا سرمان را ببرند، بعد می‌گویی که چرا اینجا آمدی؟! می‌گویم که خودت به ما مهر زدی، اگر مهر نمی‌زدی من‌باب‌مثال دیگر ما را به‌عنوان یک گوسفند مریض به کشتارگاه نمی‌آورند، بلکه در بیابان می‌گشتیم؛ حالا خودت مهر زدی و اینجا آوردی بعد می‌پرسی برای چه به اینجا آمدی؟! پس این «اِعمَلوا» و امثال‌ذلک برای چیست؟! «فكُلٌّ مُیسّرٌ لِما خُلِق لهُ» هر شخصی به همان مسیری که خلق شده است حرکت می‌کند و آماده شده است و مهیّا شده است.

  • حضرت در اینجا کلام را بر می‌گردانند به آن‌جهتی که ما عرض کردیم؛ می‌فرمایند که مهری زده نشده است؛ یک‌وقت مهر زده می‌شود و یک‌وقت مهر زده نمی‌شود، «إنّ الله عزّوجلّ خَلَقَ الجِنَّ و الإنسَ لیعبُدوهُ و لم یَخلُقهُم لیَعصوهُ» یعنی غایت، عبادت است و عصیان نیست، این غایت، عصیان و تمرّد نیست؛ بلکه غایت، عبادت است «و ذلِك قولُهُ عزّوجلّ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ﴾» یعنی کل جن و انس برای عبادت هستند، نه‌اینکه یک عدّۀ خاصّی از آنها اختصاص به عبادت و یک عدّۀ اختصاص به گناه و امثال‌ذلک داشته باشند. «فَیَسَّرَ كُلاًّ لِما خَلَقَ لهُ» که همه را برای این مسیر که عبادت است خلق کرده است.