
مبحث اراده و اختيار
اختیار انسان و حقیقت اراده محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا نسبت اراده با ذات را بررسی میکنند و توضیح میدهند که میان ذات و اختیار فاصله و واسطهای وجود ندارد. سپس با تفکیک میان جبر، اکراه و اضطرار، نشان میدهند که سلب واقعی اختیار تنها در جبر رخ میدهد، درحالیکه در اکراه انسان همچنان فعل را با اراده خود انجام میدهد، هرچند عقل و شرع او را در حکم فاقد اختیار میدانند. در ادامه، مراحل تحقق فعل از تصور و شوق تا اراده و حرکت به سوی عمل تبیین میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا عوامل بیرونی، غرایز، شرایط تربیتی و ویژگیهای نفسانی در ترجیح یکی از دو طرف فعل و ترک نقش دارند یا نه. بحث با بررسی روایاتی درباره سعادت و شقاوت و تأثیر زمینههای پیشین در انتخابهای انسان ادامه مییابد و زمینه فهم دقیقتر رابطه اختیار، شاکله و مشیت الهی را فراهم میکند.
مبحث اراده و اختيار
4سلبنشدن اختیار در اکراه
مسئلۀ دوم اینکه این فاعل در فعل خود مجبور نیست؛ اما عملی را که انجام میدهد بهواسطۀ الزام علل مُعدّه و علل محدِّدۀ او است. فرض کنید که مُکرِهای مُکرَه را مجبور بر کاری میکند، اینکه مُکرِه، مُکرَه را مجبور میکند، نه اینکه اختیار و ارادۀ او را سلب میکند؛ بلکه از او میخواهد که با اختیار و با اراده این کار را انجام دهد ولی اگر انجام نداد او را تهدید میکند. در اینجا مکرَه مسلوب الاِختیار نیست؛ اختیار از او سلب نشده است؛ ولی طریق برای اختیار او محدود است. به عبارت دیگر اختیاری که مکرَه دارد انجام میدهد آن اختیار، یکطرفه است و قدرت بر إتیان به طرف مخالف را به هر علّتی ندارد. اینکه قدرت را ندارد نه اینکه قادر تکوینی نیست، بلکه قادر تشریعی نیست، قادر عقلایی نیست، قادر اعتباری نیست. اگر قادر تکوینی نباشد که همان مُجبَر است فرق نمیکند؛ ولی این با اختیار خود طرف مخالف را بر میگزیند.
به او میگویند که از این اتاق خارج شو والاّ ما تو را ازبین میبریم و میزنیم و به تو صدمه وارد میکنیم. خروج از این اتاق به اختیار او است؛ یعنی این شخص همان مقدماتی را که آن مقدمات را ما در حصول فعل عرض کردیم در ذهن خود انجام میدهد؛ اوّل صورت ذهنیۀ خروج را درنظر میگیرد و بعد مسائلی را که در این حولوحوش وجود دارد درنظر میگیرد، تهدید فاعل را درنظر میگیرد و صدمهای را که به او میرسد را تصوّر میکند و جمع بین عدم خروج و خروج میکند؛ بالمآل یکی از دو طرف نقیضین برای او راجح میآید و رجحان او، رجحانِ ملزِم میشود؛ آنوقت اراده و اختیار خروج برای او محقق میشود. پس در مورد مُکرَه هم تمام مقدمات عالیه و واسطۀ بین ادراک غایت تا رسیدن به انبعاث اعضاء و جوارح و حرکت نحو الفعل بدون هیچگونه کم و زیاد وجود دارد.
