اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبحث اراده و اختيار

0
اصول
اصول

اختیار انسان و حقیقت اراده محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا نسبت اراده با ذات را بررسی می‌کنند و توضیح می‌دهند که میان ذات و اختیار فاصله و واسطه‌ای وجود ندارد. سپس با تفکیک میان جبر، اکراه و اضطرار، نشان می‌دهند که سلب واقعی اختیار تنها در جبر رخ می‌دهد، درحالی‌که در اکراه انسان همچنان فعل را با اراده خود انجام می‌دهد، هرچند عقل و شرع او را در حکم فاقد اختیار می‌دانند. در ادامه، مراحل تحقق فعل از تصور و شوق تا اراده و حرکت به سوی عمل تبیین می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا عوامل بیرونی، غرایز، شرایط تربیتی و ویژگی‌های نفسانی در ترجیح یکی از دو طرف فعل و ترک نقش دارند یا نه. بحث با بررسی روایاتی درباره سعادت و شقاوت و تأثیر زمینه‌های پیشین در انتخاب‌های انسان ادامه می‌یابد و زمینه فهم دقیق‌تر رابطه اختیار، شاکله و مشیت الهی را فراهم می‌کند.

مبحث اراده و اختيار

3
  • تلمیذ: ارادۀ اراده هم نیست یعنی اراده بکند که اراده [نکند یا بکند].

  • استاد: نه آن‌هم نمی‌تواند باشد چون تسلسل لازم می‌آید.

  • اختیار و مقدمات آن

  • بحث ما راجع به اختیار و مقدمات اختیار است. آیا اختیار دارای مقدماتی است یااینکه اختیار احتیاج به مقدمات ندارد؟ 

  • اختیار، یک فعل نفسانی

  • شکّی نیست که اختیار یک فعل نفسانی است و همان‌طوری‌که عرض شد واسطه‌ای بین آن و ذات وجود ندارد و منبعث از ذات است؛ به عبارت دیگر صفتی از اوصاف ملصقۀ به ذات و از عوارض ذاتیّۀ ذات در اراده و در اختیار نقش وساطت را ایفا نمی‌کند؛ بلکه خود ذات فی‌حدّنفسه دارای قدرت فعل و عدم است. 

  • سلب‌شدن اختیار در اجبار

  • وقتی که ما به خودمان نگاه می‌کنیم می‌بینیم در وجود ما این مسئله نهفته است که گاهی از اوقات مُجبَر بر یک امر هستیم و در آنجا مسلوب ‌الإرادة و الاِختیار هستیم و آن در جایی است که فاعلِ قاسر آن معلول را تحت فعل قسری خود قرار می‌دهد. مثلاً روزه هستید دو نفر می‌آیند دهانتان را باز می‌کنند در دهانتان غذا وارد می‌کنند یا شما را در میان حوضی پرتاب می‌کنند در اینجا فاعل قاسر است و این فاعل قاسر و مُجبِر، مُجبَر را مجبور به فعل می‌کند، در اینجا دو امر وجود دارد؛ امر اوّل فاعل است که مُجبِر است و امر دوم مجبَر است که مکلّفی است که بدون اختیار و بدون ارادۀ خود این عمل را انجام می‌دهد. این یک مسئله است که ما در اینجا به دو ذات احتیاج داریم و خیلی باید در اینجا دقّت کنیم، چون بعداً این مسئله به‌درد ما می‌خورد. در بحث جبر و تفویض این بحث را مطرح می‌کنیم که آیا ما در مقام جبر و تفویض دو ذات و دو اختیار و دو اراده داریم و یک اراده غالب بر ارادۀ دیگر است و یک ذات با قدرت فعلیۀ او استعداد نسبت به فعل را در مجبَرٌ عنه سلب می‌کند، یعنی استعداد فعلی او را ازبین می‌برد و اجازه نمی‌دهد که به فعلیت برسد؟! آیا این‌طور است؟! که ما این را در عالم طبع و در حرکات قسریه مشاهده می‌کنیم؛ فرض کنید که فاعل قاسری دارای یک ذات جدایی است و آن مقسور دارای ذات جدایی است و آن نیروی قاسر جلوی حرکت و فعل مقسور را می‌گیرد. این‌هم دارای این جنبۀ قسری در فاعل قاسر در عالم است که ما از آن تعبیر به جبر می‌کنیم. فاعل مجبِر، أجبَرَهُ یعنی ألزمَهُ، أجبرهُ یعنی او را مجبور می‌کند بر اینکه فعل از او سر بزند و او مسلوب ‌الاِختیار است و هیچ اختیاری ندارد. دستش را می‌بندند و از این اتاق بیرون می‌کنند، هیچ اختیاری از خودش ندارد. یک وقتی فعل به‌واسطۀ این عمل قسری و جبری انجام می‌گیرد.