
جنبۀ ارتباط فعل انسان با عالم قضا و قدر
ارتباط فعل انسان با قضا و قدر الهی محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با بررسی جایگاه عالم مثال، تجرد نفس و تفاوت احکام عالم ماده و برزخ، زمینه بحث را فراهم میکند. سپس به مسئله تأثیر اعمالی مانند دعا، صدقه و صله رحم در حوادث زندگی میپردازد و توضیح میدهد که این امور چگونه در نظام علل و اسباب الهی نقش دارند. در ادامه، نسبت میان حوادث خارجی و تقدیر الهی را بررسی کرده و این پرسش را مطرح میکند که افعال انسان چه ارتباطی با قضا و قدر دارند. بخش مهم جلسه به تحلیل مراحل تحقق فعل انسان اختصاص دارد؛ از پیدایش تصور و شوق تا اراده و انجام عمل. حاصل بحث روشن شدن جایگاه واقعی اختیار انسان و تبیین نسبت آن با مشیت و تقدیر الهی، بدون افتادن در دام جبر یا نفی نظام علّی عالم است.
جنبۀ ارتباط فعل انسان با عالم قضا و قدر
4خلاصه آنجا هیچ خبری نیست نه از اینطرف نه از ... ! والاّ خب درآنصورت ظلم است که خدا برای مردها بگذارد [اما برای زنها نگذارد] حالا آن جنبۀ حورالعینش ... اما بالأخره خود زنها هم دلخوشیشان به یک غلمان است حالا غلمان هم...، گاهی اوقات ما در یک جمع فامیلی و اینها نشستیم به این و آن میگوییم که میرویم روز قیامت حورالعینها را میبینیم، آنها هم میگویند: ما میرویم غلمان را میبینیم، میگوییم: از غلمان خبری نیستها، بعد میگویند: حورالعین هم خبری نیست!
تلمیذ: قوامیت مرد در آنجا لحاظ میشود پس این فقط در عالم طبع است.
استاد: بله برای عالم تکلیف است، تکلیف است.
تلمیذ: این معاد جسمانی که میگویند، جسمش متناسب با آن عالم است؟!
استاد: بله متناسب با آن عالم است.
تلمیذ: یعنی حالت تجرد هم دارد؟! تجرد محضه یعنی.
معنای تجرد
استاد: ببینید ما هم الآن تجرد داریم، نهاینکه فقط آنچه که آنجا هست تجرد دارد؛ یعنی الآن ما که در اینجا هستیم با همین ماده، مجرد هستیم، منتها صورت تجرد به این شکل و کیفیت است، در آنجا آن صورت بهنحو دیگر است. منظور از مجرد این نیست که ثقل داشته باشد یا نداشته باشد؛ بلکه منظور از مجرد این است که آن حقیقت نوریه در این ماده وجود دارد، همانطوری که این حقیقت نوریه بدون ماده هم وجود دارد. این معنای مجرد است. معنای تجرد این است که انسان بهواسطۀ بیرون آمدن از قفس تن، آن اشراف حقیقی خود را نسبت به همۀ عوالمی که بر او گذشته است، خواهد داشت؛ این معنای تجرد در قیامت است؛ یعنی وقتی که نفس در گیرودار محبوسیت با بدن در اینجا وجود دارد این بهواسطۀ اینکه این بدن را خلع میکند، جنبۀ بساطت و انبساط او اشتداد پیدا میکند و بر همۀ عوالمی که بر او گذشته است اشراف پیدا میکند این معنای تجرد برای او است.1
تلمیذ: یک مطلبی هست که بعضیها میگویند که انسان بدون اینکه بدن را خلع کند نمیتواند به فنای کامل برسد و به آن وصال حقیقی نائل بشود ...
- . جهت اطلاع بیشتر به رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم، ص 45، تعلیقه رجوع شود.
