اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارتباط فعل انسان با قضا و قدر الهی محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با بررسی جایگاه عالم مثال، تجرد نفس و تفاوت احکام عالم ماده و برزخ، زمینه بحث را فراهم می‌کند. سپس به مسئله تأثیر اعمالی مانند دعا، صدقه و صله رحم در حوادث زندگی می‌پردازد و توضیح می‌دهد که این امور چگونه در نظام علل و اسباب الهی نقش دارند. در ادامه، نسبت میان حوادث خارجی و تقدیر الهی را بررسی کرده و این پرسش را مطرح می‌کند که افعال انسان چه ارتباطی با قضا و قدر دارند. بخش مهم جلسه به تحلیل مراحل تحقق فعل انسان اختصاص دارد؛ از پیدایش تصور و شوق تا اراده و انجام عمل. حاصل بحث روشن شدن جایگاه واقعی اختیار انسان و تبیین نسبت آن با مشیت و تقدیر الهی، بدون افتادن در دام جبر یا نفی نظام علّی عالم است.

جنبۀ ارتباط فعل انسان با عالم قضا و قدر

توضیحات:

ارتباط فعل انسان با قضا و قدر الهی محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با بررسی جایگاه عالم مثال، تجرد نفس و تفاوت احکام عالم ماده و برزخ، زمینه بحث را فراهم می‌کند. سپس به مسئله تأثیر اعمالی مانند دعا، صدقه و صله رحم در حوادث زندگی می‌پردازد و توضیح می‌دهد که این امور چگونه در نظام علل و اسباب الهی نقش دارند. در ادامه، نسبت میان حوادث خارجی و تقدیر الهی را بررسی کرده و این پرسش را مطرح می‌کند که افعال انسان چه ارتباطی با قضا و قدر دارند. بخش مهم جلسه به تحلیل مراحل تحقق فعل انسان اختصاص دارد؛ از پیدایش تصور و شوق تا اراده و انجام عمل. حاصل بحث روشن شدن جایگاه واقعی اختیار انسان و تبیین نسبت آن با مشیت و تقدیر الهی، بدون افتادن در دام جبر یا نفی نظام علّی عالم است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جنبۀ ارتباط فعل انسان با عالم قضا و قدر

10
  • بنابراین نکته در اینجا این است که اگر ما از نظر رتبی بخواهیم نگاه کنیم سلسلۀ تحقّق فعل در عالم اعیان به این کیفیت خواهد بود که اوّل صورت یک شیء پیدا می‌شود، به‌ عبارت دیگر ادراک غایت به‌نحو اجماع برای انسان پیدا می‌شود و بعد نسبت به آن شوق پیدا می‌شود، بعد ادراک تصدیقی نسبت به آن و بعد شوق اکید و اراده نسبت به آن پیدا می‌شود. اگر صحبت ما در این است که بحث را در مقام فعل و در مقام خارج ببریم باید در اینجا بگوییم که آن بحث تجرّی و عدم تجرّی که بین آقایان مطرح شده است ـ ظاهراً من خیال می‌کنم صحبتش را هم کرده باشم ـ آن بحث اصلاً به‌طورکلی منتفی است و اصلاً ما نمی‌توانیم صحبت را در آنجا ببریم و نقل کلام است. یعنی با ادلّۀ عقلیه و ادلّۀ نقلیه ثابت است که هیچ فرقی بین متجرّی و فاعل وجود ندارد، الاّ اینکه فاعل در این دنیا به‌واسطۀ فعل معاقَب است؛ ولکن در آخرت فرقی از این نقطه‌نظر بین او و کسی که فعل از او سر زده است و تحقّق خارجی و عینی پیدا کرده است وجود ندارد. از اینجا و بحثی که مربوط به صارف از فعل و عدم صارف از فعل می‌شود فقط به بحث تجرّی برمی‌گردد و اما از نقطه‌نظر ما که بحث جبر و اختیار و امثال‌ذلک می‌کنیم از آن نقطه‌نظر به مطلب ما کاری ندارد و مربوط نمی‌شود، چون بحثمان فقط بحث اختیار است. یعنی در جهت اختیار است که ما باید مطالب را به سلسلۀ علل مربوط کنیم؛ اما اینکه در خارج آیا انجام می‌گیرد یا انجام نمی‌گیرد، این به فاعل ربطی ندارد. چه‌بسا اینکه فاعل می‌خواهد انجام بدهد یک‌دفعه غش می‌کند و می‌افتد، چه‌بسا اینکه فاعل می‌خواهد کاری انجام بدهد فرض کنید می‌خواهد یک سیلی به گوش بچه بزند همین‌که دستش را بالا می‌برد و پایین می‌آورد یک‌دفعه بچه می‌رود و این طبعاً منتفی می‌شود. یااینکه تا دستش را می‌خواهد بزند به دیوار یا چیزی می‌خورد و مصدوم می‌شود و نمی‌تواند بزند و امثال‌ذلک. این برای ما خیلی مفید نیست، بحثش در مورد تجرّی است و در آنجا عرض کردیم و ثابت است برای اینکه ابداً هیچ فرقی بین متجرّی و غیر متجرّی در عقاب وجود ندارد.

/