اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كيفيّت حضور عينى اشياء در علم عنائى حق (2)

0
اصول
اصول

حضور اعیان خارجی در علم ربوبی و نسبت آن با بداء محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با تبیین تفاوت عالم خلق و عالم امر، به این مسئله می‌پردازد که همه موجودات و اعیان خارجی به‌نحو کشف تفصیلی در علم ربوبی حضور دارند و از همین‌جا امکان بررسی معنای بداء و نسبت آن با مشیت الهی را مطرح می‌کند. سپس بحث به این نکته منتقل می‌شود که تقدیر الهی بر اساس مجموعه‌ای از قوانین ثابت مادی و معنوی جریان می‌یابد؛ قوانینی که هم در بقا و هم در زوال انسان نقش دارند. در ادامه، رابطه میان مشیت الهی، علل و اسباب خارجی، و حوادث عالم تبیین می‌شود و این پرسش بررسی می‌گردد که چگونه وقایع طبیعی و اختیاری در چارچوب نظام علت و معلول تحقق پیدا می‌کنند. حاصل بحث روشن شدن نسبت میان تقدیر، اسباب، بداء و اختیار انسان در نظام حکیمانه الهی است.

كيفيّت حضور عينى اشياء در علم عنائى حق (2)

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • تلمیذ: «اوّل ما خلق الله نوری»1 که می‌گوییم جزء خلق حساب می‌شود، از آن طرف عالم امر است، آیا از عالم خلق است یا امر؟

  • استاد: به‌طورکلی از نظر اصطلاحی مبدعات جزء عالم امر هستند، غیر مبدعات جزء عالم خلق هستند. این اصطلاح خود قرآن است و ﴿أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُ﴾2 که خلق جنبۀ غیر ابداعی دارد و امر جنبۀ فاعلی دارد، خلق هم جنبۀ مفعولی دارد. بنابراین اسماء کلیۀ الهیّه و مجردات جزء عالم امر هستند و عالم مثال و برزخ و ماده جزء عالم خلق به‌حساب می‌آیند؛ یعنی هرچه که جنبۀ نوری دارد و به صورت درنیامده است، می‌شود به آن گفت که امر است و اگر به صورت در بیاید جنبۀ خلق دارد. گرچه به یک لحاظ، به تنزّل ذات، خلق می‌گویند؛ یعنی همین که ذات در اسماء و صفات تنزّل پیدا می‌کند به آن خلق گفته می‌شود و تعابیر در اینجا مختلف است.

  • تلمیذ: اشتراک لفظی است، دو معنا می‌تواند داشته باشد.

  • استاد: بله دو معنا می‌تواند داشته باشد، هر چیزی که ملصق به ذات است و از لوازم ذات است به تعبیر بعضی از عرفا جنبۀ امری دارد، مثل اسماء و صفات کلیه الهی و هرچه که جنبۀ تنزّل از آن پیدا می‌کند، به عبارت دیگر معلول اوّل به بعد، جنبۀ خلقی دارد، بعضی‌ها این‌طور تفسیر کردند. یعنی به اسماء کلیه الهیه «خلق» نمی‌گویند بلکه به آن امر می‌گویند؛ چون لازمۀ ذات است؛ ولی هرچه را که مترتّب بر اسماء کلیه است، فرض کنید به‌نحو اسماء جزئیه، جنبۀ خلقی دارد. فرض کنید که اسم خالق که وصف است جنبۀ امری دارد؛ چون ملصق به ذات است؛ ولی آن اسم خالق وقتی که موجب خلق اشیاء دیگر شود ولو مجرّد، به آن جنبۀ خلقی می‌گویند، تعابیر در اینجا مختلف است.

  • تلمیذ: در مورد «اوّل‌ ما خلق‌ الله»، این خلق را در اینجا استعمال کرده است اگر همین را با عالم مثال بسنجیم مخلوق است و اگر فی‌نفسه بسنجیم عالم امر است به این جهت که جزء مجردات است.

    1.  بحارالأنوار، ج 15، ص 24. معاد شناسى، ج ‌9، ص 452، تعلیقه:
      «روايات در اين معنى به مضامين مختلفى وارد است كه اوّل ما خَلَق اللهُ، ماء است، و يا قلم، و يا لوح، و يا عقل، و يا نور. در مرصاد العباد ص 46 و ص 52 گويد: أوَّلُ ما خَلَق اللهُ العَقلُ. و نيز در ص 52 گويد: أوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ القَلَمُ. و نيز در ص 37 و ص 52 و ص 403 گويد: أوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ روحى. و نيز در ص 37 و ص 133 و ص 159 گويد: أوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ نورِى. و ليكن استاد ما علّامه طباطبائى مدّ ظِلّه العالى نظرشان اين است كه از همه اين روايات روشن‌تر و قوى‌تر همين كلام رسول خداست كه به جابر فرمود: أوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ نورُ نَبیِّكَ یا جابِرُ.»*
      *. مهر تابان، ص 350.
    2. سوره اعراف (7) آیه 54. معاد شناسى، ج ‌4، ص 279:
      «دو عالم امر و عالم خلق ـ عالم امر: عالم ملكوت؛ عالم خلق: عالم طبع و ماده. ملكوت، ملكوت عليا ملكوت سفلى فرق نمى‌كند‌ ـ تمام اين موجودات اختصاص به تو دارد مال تو است.»