اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مقام اجمال و تفصیل در عالم ماده و مثال

و بررسی مسئلۀ اتجاه به کعبه

0
اصول
اصول

مقام اجمال و تفصیل در عالم ماده و مثال محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در پاسخ به این پرسش که چگونه حوادث آینده می‌توانند پیش از تحقق خارجی خود وجود داشته باشند، تفاوت میان کشف و خلق را توضیح می‌دهد و نسبت عالم ماده، عالم مثال و مراتب بالاتر وجود را بررسی می‌کند. ایشان با استفاده از نمونه‌هایی مانند خواب، مکاشفه و ادراکات مثالی نشان می‌دهد که آنچه در عالم مثال مشاهده می‌شود، کشف یک واقعیت موجود است نه ایجاد یک حقیقت جدید. سپس مسئلۀ زمان در عالم مثال، نسبت اجمال و تفصیل میان عوالم وجود، و چگونگی بسط حقایق از مراتب بالاتر به عالم ماده را تبیین می‌کند. در ادامه با طرح مسئلۀ فقهی اتجاه به کعبه، نقش کوتاه‌ترین فاصله در تعیین جهت قبله را توضیح می‌دهد. حاصل بحث روشن‌شدن معنای حضور حقایق در علم عنایی الهی و نسبت آن با ظهور تدریجی آنها در عالم ماده است.

مقام اجمال و تفصیل در عالم ماده و مثال

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • تلمیذ: این بحث را چندین بار قبلاً تکرار فرموده بودید دربارۀ هم زمان بودن زمان با مکان فرمودید که عالم ماده و طبع الآن هم هست و بود و چیز جدیدی ایجاد نمی‌شود بلکه زمان می‌آید از تحقق خود عالم ماده پرده برمی‌دارد. عرض بنده این است که در این جسم محدودیتی وجود دارد و این مطلب چطور تحقق پیدا می‌کند که الآن بگوییم حرکتی که بعداً می‌خواهیم انجام دهیم یا حوادثی که بعداً تحقق پیدا می‌کند الآن‌ هم هستند؟ نه در عالم مثال بلکه در عالم ماده و طبع که زمان می‌آید از آنها پرده بر‌می‌دارد، الآن کجا هستند؟ آیا ماورای عالمِ ماده، عالم مادۀ دیگری داریم که می‌آید و می‌رود؟! چطوری است؟!

  • تبیین نحوۀ ادراکات عالم مثال و تفاوت بین کشف و خلق

  • استاد: آنچه که من خدمتتان عرض کردم این است که انسان در هر مرتبه، محکوم به عالم در همان مرتبه است. تا وقتی که انسان در عالم طبع است محکوم به طبع و قوانین طبع و عالم ماده است و وقتی که از عالم طبع و ماده بیرون می‌آید و در عالم برزخ قرار می‌گیرد، در آن حال می‌بیند که مشاهدات و ادراکاتش فرق می‌کند و با آنچه که تا‌به‌حال ادراک می‌کرده تفاوت دارد. نه اینکه این عالم مثال و طبع با توجه ‌به عالم مثال یک مرحلۀ جدیدی برای او خلق می‌کند، نه‌خیر، عالم مثال کشف می‌کند و پرده برمی‌دارد از یک حقیقتی که در آن مخفی بوده است. یک وقت مسئله‌ای پیدا می‌شود، مثل اینکه زیدی در این دنیا وجود ندارد و بعد متولد می‌شود؛ خُب این زید خلق می‌شود، متولد می‌شود، این زید در دو سال قبل نبوده است، بعد این زید خودش خلق می‌شود، پیدا می‌شود. یک وقت پدری هست فرض کنید که مسافرت رفته و بعد از پنج سال برمی‌گردد یک‌دفعه می‌بیند که یک کاکل‌زری در خانه‌اش می‌دود، می‌گوید که فلان فلان شده چه شده؟! ما نبودیم این از کجا آمده است؟! می‌گوید که چیزی نبوده آن موقع ما باهم بودیم بعد تو رفتی، می‌گوید: نه، ما کاری نکردیم، خلاصه این‌ بگو، آن ‌بگو، بعد شروع می‌کند شواهدی را ارائه دادن که طبق این شواهد این بچه از تو است. در بعضی از مناطق هست که...، می‌گویند مصاحبه می‌کردند که زنان ایرانی در خانه محبوس هستند و جایی نمی‌روند؛ به یک منطقه رفتند و پرسیدند شما چکار می‌کنید؟ گفتند: ما صبح مثلا به زنجان می‌رویم، گندم درو می‌کنیم و به شوهرمان کمک می‌کنیم، یک جایی رفتند، گفتند ما در خانه می‌نشینیم و خیاطی می‌کنیم، لباس برای بچه‌ها درست می‌کنیم. خلاصه شواهد می‌آورد که ما در خانه بودیم و جایی نرفتیم. این مسئله با مسئلۀ اوّل تفاوت می‌کند؛ برای این پدر انکشاف است، خلق جدید نیست؛ یعنی در یک ذهنیتی بوده؛ مثلاً مسافرتی کرده است و پنج سال از زنش دور بود، بعد می‌نشیند با خودش فکر می‌کند که این زن من خیال می‌کند که من شهید شدم و کمی صبر کرده و عزاداری کرده است ـ از [این] اتفاق‌ها افتاده است ـ مثلاً در یک خبری، خبر دادند که شوهر تو در راه تصادف کرده است.