
كيفيّت ترتب حوادث در عالم تكوين و نحوه نزول مشيت خداوند
بیان مقدمات
کیفیت نزول مشیت الهی و ترتب عوالم وجود محور اصلی این بحث است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا رابطه علّیت و معلولیت میان عوالم ماده، مثال، ملکوت و مراتب بالاتر را تبیین میکند و نشان میدهد که هیچ حادثهای در عالم تکوین بدون عبور از این سلسله مراتب تحقق نمییابد. سپس با بررسی نمونههایی مانند معجزات حضرت عیسی علیهالسلام، کیفیت تحقق نفوس و ارواح و نسبت آن با اراده الهی را توضیح میدهد. در ادامه، نقش زمان در عالم ماده، تفاوت آن با عوالم مجرد و چگونگی صدور حوادث تدریجی از اراده واحد الهی مورد بررسی قرار میگیرد. حاصل بحث، روشن شدن نسبت میان مشیت خداوند، نظام علّی عالم و چگونگی پیدایش حوادث تکوینی است.
كيفيّت ترتب حوادث در عالم تكوين و نحوه نزول مشيت خداوند
توضیحات:
کیفیت نزول مشیت الهی و ترتب عوالم وجود محور اصلی این بحث است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا رابطه علّیت و معلولیت میان عوالم ماده، مثال، ملکوت و مراتب بالاتر را تبیین میکند و نشان میدهد که هیچ حادثهای در عالم تکوین بدون عبور از این سلسله مراتب تحقق نمییابد. سپس با بررسی نمونههایی مانند معجزات حضرت عیسی علیهالسلام، کیفیت تحقق نفوس و ارواح و نسبت آن با اراده الهی را توضیح میدهد. در ادامه، نقش زمان در عالم ماده، تفاوت آن با عوالم مجرد و چگونگی صدور حوادث تدریجی از اراده واحد الهی مورد بررسی قرار میگیرد. حاصل بحث، روشن شدن نسبت میان مشیت خداوند، نظام علّی عالم و چگونگی پیدایش حوادث تکوینی است.
كيفيّت ترتب حوادث در عالم تكوين و نحوه نزول مشيت خداوند
9تلمیذ: موضوع خیال است، ما فرض میکنیم.
استاد: خیال نیست آقاجان، انتزاع است.
تلمیذ: بله، قوۀ خیال شاید اثبات این را بکند که یک مروری هست، بعضی قوهها ...
استاد: ببینید همانطوری است که شما مکان را احساس میکنید. ببینید شما اصلاً هیچ چیزی [را نمیبینید] نه زمین را میبینید و نه چیزی. اصلاً یکی از ادلّۀ تجرد نفس که شیخالرئیس در شفا میآورد1 همین قضیه است، میگوید که فرض کنید اگر شما بهطورکلی در هوا معلق باشید و دستتان را هم به بدنتان نزنید تا با تماس این دست با بدن، بخواهید یک احساس جرمیّت و جسمیّت کنید و پاهای شما از هم جدا باشد و سرتان به هیچ جا تدلّی نداشته باشد و دستتان هم همینطور، آیا در آنجا بدون اینکه وجود خود ـ وجود مادی ـ را احساس کنید خودتان را مییابید یا نمییابید؟! [مییابید] درست شد؟! این «نفس» میشود. یعنی این یکی از ادلّۀ تجرد نفس است و بسیار دلیل خوبی است. حالا اگر شما بگویید که جسم هستید و پا، سر، دست و سایر اعضاء دارید؛ تمام اینها را دیدید که پیدا کردید، این مکانیت خودتان و این مکان را در آنجا احساس میکنید یا نمیکنید؟! اینکه منبابمثال میتوانید خودتان را از این نقطه به نقطۀ دیگری ببرید؛ یعنی فرض کنید الآن در اینجا هستید یک حرکت کنید، همینکه توانستید حرکت کنید احساس مکان در اینجا برای شما پیدا میشود، همینطور که توانستید حالت حرکت را با قبل از حرکت درنظر بگیرید این «زمان» میشود، درست شد؟!
تحقق زمان در عالم ماده
پس برای خلق ماده و حوادث ماده نیاز به زمان داریم، امکان ندارد بدون زمان حادثهای در این عالم پیدا شود، حالا از آنطرف ما میبینیم که این زمان در عالم ماده تحقق پیدا میکند و اصلاً معلول ماده است؛ اگر مادهای نباشد زمانی نیست. خلق این زمان اعتباری است و انتزاع عقلی است، چه اعتبار واقعی باشد، یعنی چه انتزاع واقعی باشد، یعنی نفسالأمری داشته باشد یا صرف انتزاع عقل باشد، بر هر دو مبنا معلول برای خلق ماده است. اگر مادهای وجود نداشته باشد دیگر زمان معنا ندارد، زمان یعنی گذشت ماده، وقتی که ماده نیست دیگر زمان یعنی چه؟! بنابراین آنچه که موجب خلق است و موجب بروز حادثه در عالم ماده است، مربوط به زمان است؛ اما در سلسلۀ علّیت که در آنجا دیگر زمان اصلاً بهطورکلی معنا ندارد؛ یعنی وقتی که ما پا را از مرحلۀ ماده بیرون گذاشتیم و وارد در مجردات شدیم به مجرد اوّل که مثال است برخورد کردیم، میبینیم که در عالم مثال زمان نیست ـ البته زمان متناسب با خودش هست اما نه این زمان و همین گذشت ماده ـ وقتی از مثال بالاتر رفتیم دیدیم در آنجا اصلاً زمان راه ندارد مکان دیگر در آنجا راه ندارد.
- الاشارات و التنبيهات، النمط الثالث فی النفس الأرضیة و السماویة، ص 80.
