
كيفيّت ترتب حوادث در عالم تكوين و نحوه نزول مشيت خداوند
بیان مقدمات
کیفیت نزول مشیت الهی و ترتب عوالم وجود محور اصلی این بحث است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا رابطه علّیت و معلولیت میان عوالم ماده، مثال، ملکوت و مراتب بالاتر را تبیین میکند و نشان میدهد که هیچ حادثهای در عالم تکوین بدون عبور از این سلسله مراتب تحقق نمییابد. سپس با بررسی نمونههایی مانند معجزات حضرت عیسی علیهالسلام، کیفیت تحقق نفوس و ارواح و نسبت آن با اراده الهی را توضیح میدهد. در ادامه، نقش زمان در عالم ماده، تفاوت آن با عوالم مجرد و چگونگی صدور حوادث تدریجی از اراده واحد الهی مورد بررسی قرار میگیرد. حاصل بحث، روشن شدن نسبت میان مشیت خداوند، نظام علّی عالم و چگونگی پیدایش حوادث تکوینی است.
كيفيّت ترتب حوادث در عالم تكوين و نحوه نزول مشيت خداوند
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در جلسات گذشته عرض شد که برای بداء باید در سه محور صحبت شود؛ آیات قرآن، سنت و روایت، برهان فلسفی و قواعد عقلی، ولی ما بحث راجع به قواعد عقلی و برهان فلسفی را بر آن دو مقدّم کردیم [که] از نقطهنظر افاده و استفاده ـ نه از باب ارزش آن دو ـ ارجح و اَقدم باشد، که آیات قرآنی است، از باب مقدمیت؛ مقدمۀ علمیه.
مقدمات لازم برای بیان کیفیت ترتّب حوادث در عالم تکوینی و نحوۀ نزول و ارادۀ مشیت خدا
برای این مسئله که مسئلۀ کیفیت ترتّب حوادث در عالم تکوینی و نحوۀ نزول و ارادۀ مشیت خدا است باید چند مقدمه عرض شود؛ که البته ما در این مقدمات خیلی نمیمانیم، از جهت اینکه خیلی از این مسائل بهنحو مبسوط یا بهنحو اجمال در مسائل فلسفی بحث شدهاند؛ اما در اینجا ناچاریم که یادی از آنها کنیم و مروری بر آن مسائل داشته باشیم.
مقدمۀ اول: ترتب عوالم وجود بر یکدیگر از نظر علّیت و معلولیت
مقدمۀ اوّل: ترتّب عوالم وجود بر یکدیگر از نقطهنظر علّیت و معلولیت است. شکی نیست که عوالم وجود تقدّم طبعی و تقدّم علّی بر یکدیگر دارند، عالم ماده طبعاً و معلولاً از عالم مثال متأخّر است و همینطور [عالم مثال] نسبت به عالم ملکوت و همینطور تا به مقام اراده و مشیت حق برسد. نحوۀ این ترتّب به این شکل است که هر کدام از این مراتب وجودی برای مرتبۀ مادون علت هستند یعنی نفساً به ملاحظۀ قاعدۀ سنخیت بین علت و معلول و به ملاحظۀ عدم امکان طفره و به ملاحظۀ آن امکان ذاتی و فقر ذاتی و استعدادی و احتیاج معلول به علت، هر کدام از این مراتب وجودی، وجود بالغیر دارند بهواسطۀ علت مافوق که مرتبۀ مافوق وجودی آنها است. و این مسئله در فلسفه ثابت شده است بر این اساس بعضی از حکما قائل به عقول عشره شدند که همین حکایت از سلسلۀ مراتب طولیه در نزول اراده و مشیت خداوند متعال در عوالم کثرت میکند. بهنحویکه اگر کل عالم ماده بخواهد تکوّن پیدا کند لازمهاش این است که قبل از آن، عالم مثال تکوّن پیدا کرده باشد؛ یعنی مثالِ این عالم ماده، تکوّن پیدا کند و قبل از اینکه مثال ماده تکوّن پیدا کند باید قطعاً ملکوت این مثال تکوّن پیدا کرده باشد و قبل از ملکوت باید جبروت و لاهوت، تمام اینها تکوّن پیدا کنند تا اینکه به اراده و مشیت حق برسد. مشیت و ارادۀ حق بدون اینکه این سلسلۀ مراتب طولیه در اینجا انجام شوند، تکوّن پیدا نمیکند.
