
محورهاى اصلى و سير منطقى بحث نسخ و بداء
حقیقت نسخ و نسبت آن با بداء در تشریع و تکوین موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه رایج درباره نسخ را بررسی میکند و توضیح میدهد که نسخ به معنای ابطال حکمی که از ابتدا برای همیشه جعل شده باشد نیست، بلکه با تغییر موضوع و شرایط، حکم نیز دگرگون میشود. سپس با مثالهایی مانند احکام سبق و رمایه، قبله، بیع خون و برخی احکام اجتماعی نشان میدهد که تغییر موضوع چگونه منشأ تغییر حکم میشود. در ادامه، ارتباط این بحث با مسئله بداء مطرح میشود و نسبت میان نسخ در عالم تشریع و بداء در عالم تکوین بررسی میگردد. استاد همچنین مسیر پژوهش در مسئله بداء را در سه محور آیات قرآن، روایات و مباحث عقلی ترسیم میکند و جایگاه قضا و قدر، مشیت الهی و اختیار انسان را در این چارچوب توضیح میدهد. حاصل بحث، ارائه تصویری منسجم از معنای نسخ و بداء و رفع برخی برداشتهای نادرست درباره این دو مفهوم است.
محورهاى اصلى و سير منطقى بحث نسخ و بداء
3تفاوت سبق و رمایه در زمان پیغمبر اکرم و زمان کنونی
در زمان پیغمبر اکرم منبابمثال احکامی جهت سبق و رمایه و امثالذلک داشتیم. گرچه الآن بعضی از فقها فتوا میدهند بر اینکه حلّیت مشارطه در سبق و رمایه به همان موضوع زمان پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم که اسبدوانی است اختصاص دارد؛ اما اگر ما قائل شویم بر اینکه بهطورکلی در زماننا هذا تبدّل موضوع است و آن زمان سبق و رمایه یک اثر عقلایی و منافع عقلائیه داشت و از این باب پیغمبر اکرم در سبق و رمایه قائل به مشارطه و تشارط و امثالذلک شده بود؛ اما در زماننا هذا این مسئله بهطورکلی تفاوت کرده است، رمایۀ در زماننا هذا فقط یک عنوان لعب و لهوی به خود گرفته است، آن رمایۀ با تیری که با نیزه است فقط یک عنوان بازی و لعبی به خود گرفته است، آن سبق در زمان اهل شرع و در زمان پیغمبر اکرم که یک جنبۀ عقلایی داشت که برای دفاع از اسلام و جهاد مورد استفاده قرار میگرفت الآن یک عنوان تفریح و تَکَیُّف به خود گرفته است. لذا وقتی که اینطور است طبعاً تبدّل موضوع برای ما آشکار است؛ الآن اسب بهدرد نمیخورد تا اینکه شما روی آن شرطبندی کنید، در جایی که صحبت از صواریخ1 و آلات حربیۀ امروزی و حدیثه است [صحبت از] تیرکمان در اینجا مضحکه است که به تیرکمان سبق و رمایه اطلاق شود و بهطورکلی میتوانیم بگوییم که حکم سبق و رمایه نسبت به موضوعات اوّلیۀ خودش در زمان شارع نسخ پیدا کرده است.
پس نسخ عبارت از تبدّل حکم بهواسطۀ انقضاء اَمَد آن حکم نیست که یا آن اَمَد از ابتدا برای شارع مُبیَّن و واضح و ظاهر باشد یا از ابتدا حتی برای شارع هم بگوییم که واضح و آشکار نباشد و بعد از نسخ برای او روشن شود و خداوند متعال و شارع این حکم را مُؤجّل تشریع کرده است و این حکم در اینجا در یک اَجل و امدی تشریع شده است، هم به این نسخ میگویند و هم به اینکه بهطورکلی موضوع برای یک حکمی برداشته شود؛ بهطوریکه الآن خیلی از احکام دیگر موضوع ندارند، مثل حرمت و نجاست بیع دَم و بسیاری از احکامی که در زمان پیغمبر اکرم تشریع شده است، مؤجّل به اَجلی است و آن اَجَل عدم انتفاع عقلائیۀ از موضوع در یک زمانی است؛ ولی اگر در یک زمانی یک انتفاع عقلائی و یک انتفاع واقعی نسبت به حکمی برای مکلفین بهوجود بیاید دراینصورت آن حرمت بیع متبدّل به حلیّت بیع میشود. چه اشکال دارد که بیع دَم بهخاطر اینکه انتفاعی الآن هست، حلال و بلامانع شود؟! اصلاً در آن زمان دَم انتفاعی نداشت؛ انتفاع عقلائیه در آن زمان مطرح نبود، الآن این وسایل و ابزار و آلات جدیده و حدیثه است که این موضوع را بهطورکلی متبدّل کرده است. بنابراین آن حکم هم در اینجا تغییر پیدا میکند، ما به این هم نسخ میگوییم.
- موشك كه از سلاحهاى نوين جنگ است. (محقّق)
