اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علم ذات حقّ به مخلوقات

و مقایسۀ تثلیث با وحدت وجود

0
اصول
اصول

علم خداوند به مخلوقات محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را با تبیین حقیقت علم و تفاوت علم حصولی و علم حضوری آغاز می‌کند و سپس نشان می‌دهد که همۀ موجودات به‌سبب رابطۀ علّی و قیّومی خود، نزد پروردگار حضور عینی و حضوری دارند. در ادامه با استناد به آیات مختلف قرآن، احاطۀ علمی و قیّومیت خداوند نسبت به همۀ اشیا، حتی حوادث آینده و امور غیبی، بررسی می‌شود. استاد سپس آیاتی مانند ﴿ما یکون من نجوی ثلاثة﴾ را در توضیح معیت الهی و وحدت وجودی تحلیل می‌کند و از همین مسیر به نقد دیدگاه تثلیث در مسیحیت می‌پردازد و تفاوت آن را با وحدت وجود توضیح می‌دهد. حاصل بحث این است که هیچ موجودی از حیطۀ علم الهی خارج نیست و همۀ اشیا پیش از ظهور در عالم ماده، نزد حق تعالی حضور عینی و علمی دارند.

علم ذات حقّ به مخلوقات

5
  • تلمیذ: این در محاورات عرفی معمول است؛ من با شما دوتا می‌شوم با ایشان می‌شوم سومی با ایشان می‌شوم چهارمی. جهات‌ فرق می‌کند، لحاظ‌ها فرق می‌کند، یک وقت لحاظ را یکی می‌کنید، یک وقت لحاظ را دوتا می‌کنید، یک وقت لحاظ را سه‌تا می‌کنید. لحاظ فرق می‌کند.

  • استاد: درست است ولی صحبت در این است که درعین‌حال که به‌عنوان چهارتا، این پنجمی هست یعنی پنجمی از اینجا، درعین‌حال با همین اولی، دومی به‌حساب می‌آید.

  • تلمیذ: به لحاظ است دیگر؟

  • استاد: به کدام لحاظ؟

  • تلمیذ: شما اگر لحاظ یک می‌کنید پس لحاظ چهار دیگر نیست اگر لحاظ چهار می‌کنید لحاظ یک دیگر نیست؟ محال است.

  • استاد: درعین‌حال هم این پنجمی است درعین‌حال سومی است این چطور ممکن است باشد؟!

  • تلمیذ: همین، درعین‌حال به لحاظ‌های مختلف ...

  • استاد: صحبت سر این است که این چه لحاظی دارد؟

  • تلمیذ: همین لحاظ را در محاورات عرفی هم می‌توانیم بگوییم. این درحالی‌که دومی است سومی هم هست.

  • استاد: ببیند وقتی که یک مجموعه باهم هستند، یک وقتی ما نظر به مجموعه داریم ﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ الاّ هُوَ رَابِعُهُمۡ﴾ یعنی سه‌تایی نه یکی یعنی این عنوان چهارمی رفته روی این گروه ثلاثه، چهارمی این گروه ثلاثه باید خدا باشد. حالا اگر گروه دوتا شدند، سومی خدا است؛ بنابراین در واقع خدا در اینجا یک حضوری دارد که این با وجود خودش عدد برنمی‌دارد، به‌جهت اینکه ما عنایت را روی آن گروه بردیم یعنی این گروه من‌حیث‌المجموع، چهارمیِ آن خدا است، حالا این گروه که من‌حیث‌مجموع چهارمیِ آن خدا است، درعین‌حال این یکی، دومی برای این هم هست، درعین‌حال سومی برای این هم است. این چه وحدتی دارد؟! این ﴿إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ﴾ که می‌گوید: خدا با این است، درعین‌حال که با این است با همه است، این چه معنا دارد؟! چون در اینجا یک استقلالی را با این می‌رساند یعنی وجود حضرت حق با چهارنفر یک ‌نحو استقلال دارد، با سه‌تا استقلال دارد و با دوتا هم همین‌طور؛ حالا اگر استقلال روی چهارتا رفته است پس دیگر یکی معنا ندارد که با او هم مستقل باشد! این یکی جزء چهارتا هست نه اینکه مستقلاً دومی برای این است. عنایت فرمودید؟! وقتی که ما چهار را درنظر می‌گیریم، این چهارتا را با اینها یک واحد درنظر می‌گیریم و این خدا که پنجمی است، می‌شود در مقابل این چهارتا. حالا اگر این یکی باشد دیگر این در مقابل این نمی‌شود به‌حساب بیاید درحالی‌که داریم نسبت به تک‌تک اینها هم مستقلاً مَعَهُ، ﴿وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ﴾ یعنی در عین اینکه این چهارتا وجود مستقل هستند و خدا پنجمی اینها است، درعین‌حال هر کدام از اینها چهارتا هم خدا یک وجود مستقلی در کنار اینها هست. البته مستقل به تعبیر من است. این استقلالی که هم با وحدت جمع شود و هم این استقلال با این کثرت جمع شود، این چه‌نحو استقلالی است؟! اگر شما وحدت را به‌حساب چهارتا من‌حیث‌المجموع می‌برید یعنی چهارتا را یکی تصور می‌کنید آن‌وقت در اینجا دیگر ﴿وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ﴾ معنا ندارد. پس ما باید این‌طور بگوییم که این معیّت حضرت حق با این چهارتا، معیّت قیّومیه است یعنی هیچ فرقی در عدد ندارد و هیچ فرقی در ظهور ندارد چون همۀ اینها ظهور یک واحد هستند، فرق نمی‌کند که آن یک واحد به چهار صورت بیاید یا به یک صورت بیاید، دیگر در هر حالی با او به تمام معنا بالکلیه و بالاِستقلال وجود دارد.