اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علم ذات حقّ به مخلوقات

و مقایسۀ تثلیث با وحدت وجود

0
اصول
اصول

علم خداوند به مخلوقات محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را با تبیین حقیقت علم و تفاوت علم حصولی و علم حضوری آغاز می‌کند و سپس نشان می‌دهد که همۀ موجودات به‌سبب رابطۀ علّی و قیّومی خود، نزد پروردگار حضور عینی و حضوری دارند. در ادامه با استناد به آیات مختلف قرآن، احاطۀ علمی و قیّومیت خداوند نسبت به همۀ اشیا، حتی حوادث آینده و امور غیبی، بررسی می‌شود. استاد سپس آیاتی مانند ﴿ما یکون من نجوی ثلاثة﴾ را در توضیح معیت الهی و وحدت وجودی تحلیل می‌کند و از همین مسیر به نقد دیدگاه تثلیث در مسیحیت می‌پردازد و تفاوت آن را با وحدت وجود توضیح می‌دهد. حاصل بحث این است که هیچ موجودی از حیطۀ علم الهی خارج نیست و همۀ اشیا پیش از ظهور در عالم ماده، نزد حق تعالی حضور عینی و علمی دارند.

علم ذات حقّ به مخلوقات

4
  • توضیح آیۀ ﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ الاّ هُوَ رَابِعُهُمۡ ﴾

  • آیۀ دیگری که در اینجا هست این است:

  • ﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَهَ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ الاّ هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ الاّ هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ الاّ هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواْ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّ ٱللَهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾.1

  • خداوند متعال در این آیه احاطۀ علّی و قیّومیت خودش را ثابت می‌کند؛ در اینجا می‌فرماید که خداوند متعال وجودی است که هم با یک می‌سازد ﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ الاّ هُوَ رَابِعُهُمۡ﴾ اگر سه نفر باهم نجوا کنند چهارمی او است؛ اگر پنج نفر باشند ششمی او است ﴿وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ﴾، ﴿أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ﴾ به یک می‌رسد، ﴿أَكۡثَرَ﴾، هم به بی‌نهایت می‌رسد؛ یعنی وجود پروردگار یک وجودی است که هم با یک است و هم با دو است یعنی ثلاثۀ برای اثنین است، معنایش این است و همین‌طور رابعه برای ثلاثه است، این در اینجا یعنی چه؟! وقتی که در اینجا می‌فرماید: وجود پروردگار وجودی است که ﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ الاّ هُوَ رَابِعُهُمۡ﴾ بعد از آن‌طرف دارد: ﴿وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ الاّ هُوَ مَعَهُمۡ﴾ حالا ما ثلاثه را اثنین کنیم یعنی با اثنین پروردگار ثلاثه می‌شود، با یکی هم پروردگار ثانی می‌شود ﴿وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ﴾، از این‌طرف دارد که با هر چهارتایی او پنجمی است، از یک طرف دارد که با هر یکی او دومی است؛ حالا مگر غیر از این است که چهارتا، چهارتا یک است؟! چهارتا یک است دیگر، خدا می‌گوید که من با هر یک از اینها هستم؛ یعنی با هر یک از این چهار نفر، فرض کنید که این ثانی است برای این است، ثانی برای این است، ثانی برای این است، ثانی بر ای این است؛ بعد آن‌وقت این و این باهم دو هستند؛ یعنی درعین‌حال که ثانی برای این یکی هست ثالث برای این دو هم هست، این‌طوری است دیگر. آن‌وقت ثالث برای این دوتا هم هست و هَلُمَّ جَرّا. آن‌وقت چندتا می‌شود؟ یک‌مرتبه می‌شود بی‌نهایت چون هم با یک، دو است و هم با دو، سومی است، متوجه شدید می‌خواهم چه عرض کنم؟! یعنی وقتی که شما چهار نفر را درنظر بگیرید که فرض کنید اینجا ایستاده‌اند و دارند باهم گوش می‌کنند، این چهارتا که باهم گوش می‌دهند، این پنجمی هم می‌گوید که من هم اینجا هستم و دارم صدایتان را می‌شنوم، از آن‌طرف می‌گوید که کمتر از این چهارتا هم باشید من با شما هستم بیشتر هم باشید من با شما هستم؛ یعنی با چهارتا، این پنجمی است و با سه‌تا، این چهارمی است و با دوتا، این سومی است و با یکی، این دومی است. حالا درعین‌حال که با یکی، این دومی است در چهارتا را اگر ما تصور کنیم یکی بیاییم به‌جای این بگذاریم حالا اینها دوتا هستند دیگر، پس درعین‌حال که دومیِ این است، درعین‌حال سومیِ این دوتا هم هست و درعین‌حال دومیِ این هم هست؛ یعنی هم دومیِ برای این است، هم دومیِ برای این است، هم سومیِ برای هر دو، حالا یکی اضافه کنیم، این می‌شود ﴿ثَلَٰثَةٍ الاّ هُوَ رَابِعُهُمۡ﴾ پس خدا هم در اینجا دومی است برای این است و هم دومیِ این است و هم دومیِ این است و هم سومیِ برای این دوتا است و هم سومیِ برای این دوتا است و هم سومیِ برای این دوتا است و هم چهارمیِ برای این سه‌تا، و اربعه چه؟ بروید کنار، این چیست؟ این غیر از اینکه ذات، تحقق عددی ندارد؛ اگر ذات معدود به عدد بود، دیگر امکان نداشت که آن ذات در عین اینکه چهارمیِ برای آن سه‌تا هست، درعین‌حال، آن دومیِ برای یک هم خواهد بود،. دیگر چندتا ذات که نداریم، ما یک ذات بیشتر نداریم آن یک ذات یا چهارمی است برای اینها یعنی با چهارتا، این یکی جمع می‌شود درعین‌حال با این یکی هم جمع می‌شود؛ درعین‌حال این دوتا با همدیگر این ذات با این دوتا جمع می‌شود2 لذا این آیه دلالت می‌کند که این وحدت ذات وحدت عددی نیست وحدتش وحدت بالّصرافه است.3

    1. سوره مجادله (58) آیه 7. شرح فقراتى از دعاى افتتاح، ص 198:
      «آيا نديدى كه آنچه در آسمان‌ها و زمين است خدا بر آن آگاه است؟ هيچ‌گونه آهسته سخن گفتن و راز گفتن در ميان سه نفر نيست مگر آنكه خداوند چهارمين آنهاست، و در ميان پنج نفر نيست مگر آنكه او ششمين آنهاست؛ و پايين‌تر از اين مقدار هم نيست و بيشتر از اين مقدار هم نيست مگر آنكه او با آنهاست هر كجا كه باشند. (سپس به آنچه مردم عمل كرده‌اند روز قيامت خبر خواهد داد، به‌درستى‌كه خداوند به هر چيزى دانا است).»
    2. جهت اطلاع بيشتر به الميزان، ج 19، ص 184 رجوع شود.
    3. جهت اطلاع بيشتر به مهر تابان، ص 47 رجوع شود.