اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنى بداء و حقيقت قضاى كلى

0
اصول
اصول

بداء و قضا و قدر الهی محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا معنای بداء را به‌عنوان «ظهور بعد از خفا» بررسی می‌کند و سپس این پرسش را مطرح می‌سازد که آیا بداء دربارۀ خداوند به معنای ظهور امر جدید است یا باید آن را به معنای ابداء و اظهار برای مخلوقات فهمید. در ادامه رابطۀ مشیت الهی با قضاهای کلی، نقش اعمال انسان در تحقق تقدیرات، و چگونگی تأثیر صدقه، دعا و سایر افعال در تغییر سرنوشت ظاهری تبیین می‌شود. استاد با نقد برخی تقریرات رایج، مسئلۀ علم فعلی و علم ذاتی خداوند را نیز بررسی می‌کند و نسبت آن را با بداء توضیح می‌دهد. بحث در پایان به نمونه‌های مطرح‌شده دربارۀ بداء در مسئلۀ امامت و تحلیل روایات مربوط به حضرت اسماعیل، امام کاظم و سایر ائمه علیهم‌السلام می‌رسد و زمینه را برای مباحث عمیق‌تر جلسات بعد فراهم می‌کند.

معنى بداء و حقيقت قضاى كلى

3
  • تبیین رابطۀ مشیت الهی و قضاء کلی

  • آنچه که در بعضی از جاها تقریر می‌شود این است که در مسئلۀ بداء ـ حالا به این نکته‌اش کار داریم ـ مشیّت الهی حاکم و غالب بر قضاء کلّی می‌شود؛ یعنی فرض کنید که قضاء کلّی الهی بر طول عمر است به‌واسطۀ صدقه، بر رفع بلایا است به‌واسطۀ صدقه، در اینجا مشیّت می‌آید و آن قضای کلّی را کنار می‌زند.

  • اشکال بر دیدگاه غلبۀ مشیت الهی بر قضاء کلی

  • اشکالی که در اینجا هست این است که قضای الهی جدای از مشیّت نیست قضای الهی عبارت است از همان مشیّت، فرق نمی‌کند، منتها یک مشیّت کلی داریم و یک مشیّت جزئیّه داریم.

  • مشیّت کلیه عبارت است از خواست پروردگار نسبت به تعقّب امور بر یک مسائل کلّی و مشیّت جزئی عبارت است از خواست پروردگار نسبت به آن مورد خاص، که البته این داخل در تحت آن مشیّت کلّی خواهد بود. این‌طور نیست که قضای الهی مثل قوانینی که مدوّن در مجلس است، باشد؛ فرض کنید که مجلس قانونی تدوین می‌کند، بعد فلان وزیر می‌آید از پیش خودش یک تبصره می‌زند، این‌طور نیست که آن قانون مجلس به کلیت خودش در همان دفّتین بماند، ما به آن قانون کار نداشته باشیم و خودمان در اینجا قانون وضع کنیم؛ اراده و مشیّت ما در اینجا بر همۀ قوانین حاکم باشد، چه مجلس تصویب بکند یا تصویب نکند، این‌طور نیست. در قضاء کلی الهی تدوین قانون اجرایی حوادث در موضوعات مختلف است. یعنی قانون الهی بر این است که اگر کسی من‌باب‌مثال صدقه بدهد رفع بلا می‌کند؛ یعنی جریان حوادث در عالم تقدیرات و در عالم مقدرات به این کیفیّت خاص است و جدای از این نیست، در قبالش یکی از قوانین از قضای کلی این است که احترام به والدین موجب طول عمر است و خیر و برکت در رزق و روزی و امثال‌ذلک، یکی از این قوانین کلّی این است که سرپرستی ایتام موجب نزول برکات و امثال‌ذلک است، یکی از آن قوانین کلّی این است که عمل به واجبات موجب طول عمر و رزق و فلان و این حرف‌ها است، اینها همه قوانین کلّی هستند، درقبال این قوانین کلّی و قضاء کلّی یک قانون دیگری هم داریم که ترک صلاة لیل موجب فلان است، زنا کردن موجب فلان مصیبت و فلان بلایا است. اینها هم قضاء کلّی هستند و قوانین کلّی هستند.