اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تأخیر بیان از وقت حاجت

بررسی دیدگاه آیةالله خویی

14٬059
اصول

تأخیر بیان از وقت حاجت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه آیةالله خویی را درباره تفاوت احکام واقعی و احکام ظاهری در مسئله تأخیر بیان بررسی می‌کند و سپس به مبانی این دیدگاه در باب حسن و قبح عقلی و عقلایی می‌پردازد. در ادامه توضیح می‌دهد که چرا مسئله تأخیر بیان از وقت حاجت را باید در چارچوب حکم عقل تحلیل کرد و نه صرفاً سیره عقلاء. بخش مهمی از بحث به تبیین جایگاه تقیه، ترخیص و تدریجی بودن تشریع احکام اختصاص دارد و نشان می‌دهد که بسیاری از مواردی که تأخیر بیان تصور می‌شود، در حقیقت هنوز به مرحله حاجت و الزام نرسیده‌اند. استاد همچنین نسبت میان احکام شرعی و ادراک عقل، نقش احکام ظاهری در تأمین مصلحت احکام واقعی و معنای حقیقی وقت حاجت را بررسی می‌کند و از این رهگذر ملاک صحیح فهم نسخ، بیان و تشریع تدریجی احکام را روشن می‌سازد.

تأخیر بیان از وقت حاجت

توضیحات:

تأخیر بیان از وقت حاجت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه آیةالله خویی را درباره تفاوت احکام واقعی و احکام ظاهری در مسئله تأخیر بیان بررسی می‌کند و سپس به مبانی این دیدگاه در باب حسن و قبح عقلی و عقلایی می‌پردازد. در ادامه توضیح می‌دهد که چرا مسئله تأخیر بیان از وقت حاجت را باید در چارچوب حکم عقل تحلیل کرد و نه صرفاً سیره عقلاء. بخش مهمی از بحث به تبیین جایگاه تقیه، ترخیص و تدریجی بودن تشریع احکام اختصاص دارد و نشان می‌دهد که بسیاری از مواردی که تأخیر بیان تصور می‌شود، در حقیقت هنوز به مرحله حاجت و الزام نرسیده‌اند. استاد همچنین نسبت میان احکام شرعی و ادراک عقل، نقش احکام ظاهری در تأمین مصلحت احکام واقعی و معنای حقیقی وقت حاجت را بررسی می‌کند و از این رهگذر ملاک صحیح فهم نسخ، بیان و تشریع تدریجی احکام را روشن می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تأخیر بیان از وقت حاجت

8
  • پس ما در اینجا اوّلاً باید تنقیح کنیم که تأخیر بیان از وقت حاجت یعنی چه؟! منظور از حاجت چیست؟! به احکام که حاجت واقعی نمی‌گویند، احکام واقعی وقتی که به مرحلۀ حاجت برسند در آنجا تأخیر بیان عقلاً قبیح و ممتنع می‌شود وقتی که به مرحلۀ حاجت نرسیدند یا لِتَقیةٍ أو لِمَصلحةٍ اُخریٰ أو لِاِمتناعٍ عقلیٍ [قبیح و ممتنع نیست] ممکن نیست که شارع تمام احکام را یک‌دفعه بیان کند، در ده سال هم نمی‌تواند بیان کند چه برسد به روز اوّل! شارع اگر از صبح بنشیند تا ظهر نمی‌تواند همۀ احکام و تمام ریزه‌کاری‌ها و تمام خصوصیات را بیان کند لعل اینکه مکلفی در فلان نقطه به حکمی مبتلا شود و حکم را نداشته باشد، این‌‌همه قواعد حلیت و اباحه و این‌ حرف‌ها برای همین مواقع است، شارع یک قاعدۀ اباحه گفته است که «کُلّ شَیءٍ لَکَ حَلالٌ، حَتی تَعلَمُ أنّه حَرامٌ»1 این قاعده برای این‌ است که خیلی از این احکام اباحه و اینها نه به‌عنوان حکم واقعی، بلکه به‌عنوان مؤَمِّن هستند و به‌عنوان مرخِّص در اینجا آمده‌اند. خواسته خودش را راحت کند، خیال خودش راحت کند لذا یک حکم را به‌عنوان «کُلّ شَیءٍ لَکَ حَلالٌ، حَتی تَعلَمُ أنّه حَرامٌ» بیان می‌کند، دو روز بعد بیّنه بر نجاست این می‌آید. پس این حکم واقعی را بیان نکرده است؛ بلکه حکم ظاهری را در رتبۀ حکم واقعی بیان کرده است که مصلحت آن حکم واقعی به‌واسطۀ حکم ظاهری متدارک می‌شود و مؤَمِّن از عقاب در اینجا برای مکلف احراز می‌شود. این احکام کلیّه هستند. لذا اگر بعدش اماره‌ یا دلیل یا حجتی آمد، این احکام کلیه را قرار می‌دهد به‌خاطر اینکه حکومت یا ورود دارد؛ چون این احکام در ظرف شک آمده‌اند و آن اماره و اینها می‌آیند شک را برطرف می‌کنند بنابراین ورود دارند یا به هر کیفیتی که در آنجا بحث شده است.

  • روی این حساب این احکام شرع به مقتضای طبع اوّلیه و به مقتضای حکم عقل در طبیعت حکم شرع، ترخیص و اباحه در عدم تحقق، وجود دارد الاّ در آن موردی که شارع بیان کند و اگر موقع حاجت باشد برعهدۀ شارع است که بیاید بیان کند. در آنجا است که ما این قاعدۀ عقلی را جاری می‌کنیم که تأخیر بیان از وقت حاجت ممتنع و مستحیل است؛ در جایی که موقع حاجت به حکم واقعی شده باشد و شارع بیان نکرده باشد آنجا محال است. بنابراین مسئله در اینجا نه‌تنها عقلائی است بلکه تحت قاعدۀ عقلیه است و تأخیر بیان از وقت حاجت عقلاً مستحیل است.

    1.  الکافی، ج 5، ص۳۱۳:
      «عن مسعدة بن صدقة عن أبی‌عبدالله علیه السّلام قال سمعته یقول: ”کلّ شیء هو لک حلال حتّی تعلم أنّه حرام بعینه ... .“.»
/