اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

دوران امر بین نسخ و تخصیص

دیدگاه مرحوم نائینی

14٬092
اصول

دوران امر بین نسخ و تخصیص محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از جمع‌بندی بحث حجیت خبر و نسبت آن با تخصیص آیات، به تبیین معنای نسخ و تفاوت آن با تخصیص می‌پردازد و نشان می‌دهد که نسخ در حقیقت به محدود شدن حکم از جهت زمان و تخصیص به محدود شدن آن از جهت افراد بازمی‌گردد. سپس صور مختلف تعارض میان عام و خاص را بررسی کرده و تفاوت نسخ و تخصیص را از جهت زمان عمل به دلیل توضیح می‌دهد. بخش اصلی بحث به دیدگاه مرحوم نائینی اختصاص دارد که با تقسیم احکام به قضایای خارجیه، قضایای حقیقیه موقته و قضایای حقیقیه، امکان یا عدم امکان نسخ را در هر یک تحلیل می‌کند. در پایان نیز مبنای ایشان در استحاله نسخ در برخی موارد و امکان آن در قضایای حقیقیه مورد بررسی قرار می‌گیرد و زمینه برای نقد و ارزیابی این نظریه فراهم می‌شود.

دوران امر بین نسخ و تخصیص

توضیحات:

دوران امر بین نسخ و تخصیص محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از جمع‌بندی بحث حجیت خبر و نسبت آن با تخصیص آیات، به تبیین معنای نسخ و تفاوت آن با تخصیص می‌پردازد و نشان می‌دهد که نسخ در حقیقت به محدود شدن حکم از جهت زمان و تخصیص به محدود شدن آن از جهت افراد بازمی‌گردد. سپس صور مختلف تعارض میان عام و خاص را بررسی کرده و تفاوت نسخ و تخصیص را از جهت زمان عمل به دلیل توضیح می‌دهد. بخش اصلی بحث به دیدگاه مرحوم نائینی اختصاص دارد که با تقسیم احکام به قضایای خارجیه، قضایای حقیقیه موقته و قضایای حقیقیه، امکان یا عدم امکان نسخ را در هر یک تحلیل می‌کند. در پایان نیز مبنای ایشان در استحاله نسخ در برخی موارد و امکان آن در قضایای حقیقیه مورد بررسی قرار می‌گیرد و زمینه برای نقد و ارزیابی این نظریه فراهم می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

دوران امر بین نسخ و تخصیص

6
  • عدم امکان نسخ در قضایای خارجیه

  • حالا در این قسم، «أکرم العلماء» به‌عنوان قضیۀ خارجیه به همین افراد خارجی که الآن وجود دارند اطلاق می‌شود. آنهایی که بعداً بیایند شامل «أکرم العلماء» نخواهند بود چون در اینجا تعلّق تعلیقِ حکم به وصف به فرد ذهنی نیست؛ بلکه به فرد خارجی است. پس در اینجا و همین‌طور در قضایای حقیقیۀ موقته مانند ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ إِلَىٰ غَسَقِ ٱلَّيۡلِ﴾1 و همین‌طور ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ﴾2 که موقت به رؤیت هلال در اوّل شهر و منتهی به رؤیت هلال در انتهای شهر است، در این قضایای حقیقیۀ موقته، قائل شده‌اند به اینکه در اینجا نسخ اصلاً معنا ندارد؛ معنا ندارد که شارع در اینجا حکم و دلیل آن عام و اطلاق را اوّل بیان کند و بعد نسخ کند، چرا؟ به‌خاطر اینکه لغویت در کلام حکیم لازم می‌آید. وقتی که شارع و حکیم، حکم را روی افراد خارج برده است و شارع حکیم می‌داند بر اینکه... . بله! یک وقت مولا، مولای عرفی و عام است و بنا بر دواعی و مصالحی ممکن است این‌طور برایش پیدا شود؛ اوّل حکمی را روی افرادی ببرد بعداً برایش تبدّل رأی پیدا شود، این اشکال ندارد. خیلی‌ها این‌طور هستند؛ این‌همه قوانینی که وضع می‌کنند و بعد خراب‌کاری می‌کنند و دائماً رد می‌کنند و مدام داد و بی‌داد می‌کنند که اینجایش خراب بود، آنجایش خراب بود! فرق بین معصوم و افراد عادی همین است، ما افراد عادی، داریم خودمان را قلابی به معصوم می‌چسبانیم! درست است؟! بله! این قلابی است اما امام علیه‌السّلام معصوم است، قلابی‌اش را که نمی‌شود [درست کرد!] اینها فوراً می‌گویند که این کار را بکنید بعد یک‌دفعه چیزی در ذهن و درونشان پیدا می‌شود که می‌گویند: نه، ‌نه! دست نزنید! اینکه می‌گوید: «نه، ‌نه دست نزنید»، قبل از وقت عمل است.

  • ولی این در مورد آیات و روایات [مستحیل است]؛ در مورد خداوند متعال و مولای حکیم و مولایی که اشراف بر غیب دارد مستحیل است و در مورد امام معصوم علیه‌السّلام که بر خارج اشراف دارد مستحیل است، حوادث خارجی در نفس امام حضور عینی دارند، نه حضور ذهنی و علم امام علیه‌السّلام بر حوادث به‌نحو حضور عینی و علم حضوری است، در اینجا امام علیه‌السّلام بگوید: أکرم علمایی که الآن در خارج در مرأیٰ و منظر تو هستند و بعد از یک ساعت بگوید: نه، ‌نه! پشیمان شدم! علماء را اکرام نکن! این لغویت است. بیان این حکم در اینجا چه فایده‌ای دارد؟! یک وقت حکم مثل حکم‌‌ اختبار و جریان اوامر و نواهی است که برای حضرت ابراهیم و امثال او است، آن حکمِ واقع نیست؛ بلکه حکمِ ظاهر است. اگر حکم واقعاً به ذبح تعلق گرفته است یا واقعاً به یک موضوع تعلق گرفته است، مگر مولا نمی‌داند که این [حکم] الآن در خارج انجام نمی‌شود؟! اصلاً در خارج موضوع ندارد، اصلاً عالِمی در خارج وجود ندارد مثل اینکه امام علیه‌السّلام به شما که اینجا تنها نشسته‌اید بگوید: تمام علمایی که الآن در این اطاق هستند را اکرام کنید! می‌گویید: آقا مگر چشم ندارید؟! علما کجا هستند، فقط فرش، دیوار، تخته و چندتا چراغ است! کدام علماء را اکرام کنم؟! اصلاً عالمی نیست تا اینکه شما اکرام کنید. یک وقت منظور چیز دیگری غیر از صِرف تعلق حکم به موضوع است، مثل اختبار و امتحان یا می‌خواهد میزان ایمان و تسلیم و رضای او سنجیده شود و مصالح دیگر، ما در آن بحث نداریم مثل قضیۀ اختبار حضرت ابراهیم است؛ ولی یک وقت بیان حکم و اطلاق آن صرفاً اقتضای تعلّق حکم بر موضوع را می‌کند و لا شیء دیگر، بنا بر فرمایش مرحوم نائینی در اینجا اگر افراد خارجی تحقق نداشته باشند، آیا از یک مولای حکیم لغو نیست که بیاید این [حکم] را به این افراد خارجی متعلق کند و مثلاً بگوید که واجب است شما امروز ظهر همۀ‌ طلبه‌ها را در قم اکرام کنید؟! آقا اصلاً طلبه‌ای در قم نیست، همه به تبلیغ رفته‌اند! آقا خواب می‌بینید؟! الآن ماه رمضان است! چطور وقت ظهر اکرام کنم، همه روزه گرفته‌اند؟! این یک قسم از قضایا بود.

    1. سوره اسراء (17) آیه 78. نور ملکوت قرآن، ج 3، ص 322 و 323:
      «بر پاى بدار نماز را از وقت زوال خورشيد (ظهر) تا وقتى كه سياهى شب‌ جهان را فرا گيرد (نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء).»
    2. سوره‌ بقره (2) آیه 183. انوار الملکوت، ج 1، ص 41:
      «ای اهل ایمان، بر شما هم روزه واجب گردید چنان که امم گذشته را فرض شده بود.»
/