
تخصیص یا نسخ قرآن با روایت
بررسی دیدگاه علامه طباطبائی
بحث از اینجا آغاز میشود که آیا میتوان عمومات و اطلاقات قرآن را با روایات آحاد تخصیص زد یا برای چنین کاری نیاز به خبر متواتر وجود دارد. در ادامه، دیدگاه علامه طباطبایی درباره تفاوت خبر واحد و خبر متواتر و نیز تفکیک میان حوزه احکام و اعتقادات بررسی میشود. استاد با تکیه بر مبنای وثاقت، معیار اعتبار روایت را نه صرف کثرت ناقلان، بلکه میزان اعتماد به راوی و توانایی او در فهم و نقل صحیح کلام امام علیهالسلام میداند. همچنین جایگاه تواتر لفظی و معنوی، نقش اهمیت موضوع در ارزیابی روایات، و تأثیر سنت کتابت حدیث در میان اصحاب ائمه علیهمالسلام مورد تحلیل قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن معیار مواجهه با روایاتی است که در مقام تفسیر، تخصیص یا بیان مراد آیات قرآن قرار دارند.
تخصیص یا نسخ قرآن با روایت
توضیحات:
بحث از اینجا آغاز میشود که آیا میتوان عمومات و اطلاقات قرآن را با روایات آحاد تخصیص زد یا برای چنین کاری نیاز به خبر متواتر وجود دارد. در ادامه، دیدگاه علامه طباطبایی درباره تفاوت خبر واحد و خبر متواتر و نیز تفکیک میان حوزه احکام و اعتقادات بررسی میشود. استاد با تکیه بر مبنای وثاقت، معیار اعتبار روایت را نه صرف کثرت ناقلان، بلکه میزان اعتماد به راوی و توانایی او در فهم و نقل صحیح کلام امام علیهالسلام میداند. همچنین جایگاه تواتر لفظی و معنوی، نقش اهمیت موضوع در ارزیابی روایات، و تأثیر سنت کتابت حدیث در میان اصحاب ائمه علیهمالسلام مورد تحلیل قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن معیار مواجهه با روایاتی است که در مقام تفسیر، تخصیص یا بیان مراد آیات قرآن قرار دارند.
تخصیص یا نسخ قرآن با روایت
12تلمیذ: اینکه امکان نوشتنش نیست.
استاد: چرا امکان نوشتن نیست؟!
تلمیذ: فرمودید امام یک ساعت صحبت کرده است و این از یک ساعت چقدرش را نوشته است؟!
استاد: ببینید یک وقت صحبت در یک روال است مثل خطب، یک وقت سؤالاتِ متعدد است؛ اصلاً مجلس در مورد سؤالات متعدده است، اینها اغلب مینوشتند یا اینکه حداقل در ذهنشان میسپردند و فوراً به خانه میآمدند و قبل از اینکه وقت بگذرد مینوشتند. این اصول اربعمأة اینها نوشتند از اصحاب امام صادق علیهالسّلام بودند، شخصی که از اصحاب امام صادق بود فوراً به خانه میآمد و آنچه که از امام علیهالسّلام بود را در دفترش ثبت میکرد اینها همه، نمیدانم اصل زید، اصل نمیدانم...
تلمیذ: فرمایشات امروزتان همه دلیل بر این است که اصلاً موبهمو کلمات ائمه علیهمالسّلام را مینوشتند مثلاً حدیث مفضّل که با همۀ طولانی بودن معلوم است که آن را نوشتهاند و کلام، کلام امام است، یا خطب یا نوع همین سؤال و جوابهای فقهی، یعنی ما هم در روایات فقهی ابتدائاً باید حمل بر این کنیم که این کلام، کلام امام است نه مثلاً بهاصطلاح برداشت یا محفوظات راوی باشد.
استاد: نه، ببینید این مطلبی که گفتم بالأخره یک تبادری است که به ذهن میآید؛ ما برفرض بنا را بر این هم نگذاریم یعنی بگوییم که حتی در آن مجلس نمینوشتند، گرچه معمولشان این بوده که بنویسند و افرادی که خدمت امام میآمدند سائل رهگذر نبودند بلکه شاگرد بودند و مینوشتند، شاگرد مینویسد دیگر، اگر بگوییم که نمینوشتند حداقل اینطور بوده است [که بلافاصله بنویسند] یعنی ما این را در حق آنها ناروا میدانیم که اینها یک کلام از امام بشنوند و بعد از یک ماه شروع به نوشتن کنند. درست شد؟! یعنی همینکه به خانهاش میرفت فوری مطلب را مینوشت که ثبت کند. ما بیانصافی میدانیم یعنی واقعاً أبیبصیر خیلی باید آدم بیانصافی باشد که از امام یک روایتی نقل کند با اهمیت قضیه، آنوقت او بگوید که حالا ولش کن! فعلاً ناهارمان را بخوریم و چرت بزنیم و بخوابیم، دیر نمیشود! بعد فردا بگوید که امام علیهالسّلام چه گفت و بنویسد. خیلی بعید است اینطور باشد یعنی اگر ما بودیم این کار را نمیکردیم. واقعاً اگر ما بودیم با توجه به اینکه حضرت به محمد بن أبیعمیر فرمودند که اینها را بنویس تا برای آیندهها محفوظ بماند؛ ما حداکثر کوشش خود را میکردیم تا این روایات را فوراً ثبت کنیم.
