
بررسی نوع تعارض عامّ کتابی با خبر واحد
تعارض عام کتابی و خبر واحد محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آیتالله خویی را درباره نوع تعارض میان عمومات قرآن و اخبار آحاد بررسی میکند و توضیح میدهد که بنابر این دیدگاه، تعارض در دلالتها شکل میگیرد نه در اسناد. سپس با نقد این مبنا، استدلال میکند که در مقام استنباط، پیش از بررسی دلالت باید سند تنقیح شود و ازاینرو محل اصلی تعارض، سند و صدور ادله است. در ادامه، بحث به حقیقت حجیت خبر واحد و نقش وثاقت در پذیرش روایت کشیده میشود و تفاوت میان وثاقت راوی و وثاقت روایت تبیین میگردد. همچنین نسبت میان سیره عقلایی، روایات حجیت خبر واحد و وظیفه شارع در بیان احکام مورد بررسی قرار میگیرد. بخش پایانی جلسه به تفاوت اعتماد به اخبار آحاد در احکام فقهی و مسائل اعتقادی اختصاص دارد و این پرسش را بررسی میکند که آیا روایات آحاد میتوانند مبانی اعتقادی و معارف قرآنی را تخصیص یا تفسیر کنند یا خیر.
بررسی نوع تعارض عامّ کتابی با خبر واحد
توضیحات:
تعارض عام کتابی و خبر واحد محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آیتالله خویی را درباره نوع تعارض میان عمومات قرآن و اخبار آحاد بررسی میکند و توضیح میدهد که بنابر این دیدگاه، تعارض در دلالتها شکل میگیرد نه در اسناد. سپس با نقد این مبنا، استدلال میکند که در مقام استنباط، پیش از بررسی دلالت باید سند تنقیح شود و ازاینرو محل اصلی تعارض، سند و صدور ادله است. در ادامه، بحث به حقیقت حجیت خبر واحد و نقش وثاقت در پذیرش روایت کشیده میشود و تفاوت میان وثاقت راوی و وثاقت روایت تبیین میگردد. همچنین نسبت میان سیره عقلایی، روایات حجیت خبر واحد و وظیفه شارع در بیان احکام مورد بررسی قرار میگیرد. بخش پایانی جلسه به تفاوت اعتماد به اخبار آحاد در احکام فقهی و مسائل اعتقادی اختصاص دارد و این پرسش را بررسی میکند که آیا روایات آحاد میتوانند مبانی اعتقادی و معارف قرآنی را تخصیص یا تفسیر کنند یا خیر.
بررسی نوع تعارض عامّ کتابی با خبر واحد
8تفصیل در اعتماد به رواة، بر اساس موضوعات خبر
آنوقت با توجه به این قضیه باید نگاه کنیم که عرف در اینجا چه حکم میکند؟ همانطوریکه در جلسۀ گذشته عرض کردم عرف در اینجا به موضوعات و موارد توجه میکند و حکم میکند. یک وقت مورد، مورد احکام است؛ احکام نجاست و طهارت است، دماء ثلاثه است، احکام صلاة است، احکام حج است ـ حالا احکام حج مقداری مشکلتر است ـ در احکام عادی است، در این موارد میبینیم این شخص ثقه است و فلان و این حرفها لذا به آن عمل میشود.
داریم: ﴿ٱلزَّانِيَةُ وَٱلزَّانِي فَٱجۡلِدُواْ كُلَّ وَٰحِدٖ مِّنۡهُمَا مِاْئَةَ جَلۡدَةٖ﴾1 و ﴿وَٱلَّذِينَ يَرۡمُونَ ٱلۡمُحۡصَنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَأۡتُواْ بِأَرۡبَعَةِ شُهَدَآءَ فَٱجۡلِدُوهُمۡ ثَمَٰنِينَ جَلۡدَةٗ وَلَا تَقۡبَلُواْ لَهُمۡ شَهَٰدَةً أَبَدٗا﴾2 اگر منبابمثال روایتی در اینجا بیاید که اگر این شخص قبل از اثبات ـ أربعة شهداء ـ توبه کند، توبهاش پذیرفته میشود درصورتیکه بخواهد اثبات کند، این روایت آیه را تخصیص میزند، اشکال ندارد مسئلۀ احکام است دیگر. در واقع آیه میگوید که ﴿فَٱجۡلِدُوهُمۡ ثَمَٰنِينَ جَلۡدَةٗ﴾ روایت میگوید که اگر قبل از مقام اثبات یعنی قبل از اینکه آنها بیایند شهادت بدهند، این شخص بخواهد توبه کند و قبلاً هم ثابت شود؛ یعنی قبل از اینکه در محکمه ثابت شود، ثابت شود که او توبه کرده است، بنابراین توبهاش پذیرفته شده است. حالا اگر بعداً بیایند و شهادت دهند دیگر شهادت آنها از نظر اثبات پذیرفته شده نیست.
یک وقت مسئله و مقام، مقام تکالیف نیست، بلکه مسائل اعتقادی است، مسائل مبنایی است، مسائل معارف مبدأ و معاد است، مسائل مشکل توحیدیه است؛ ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ﴾3 و یا ﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾4 در اینصورت روایاتی که در آنجا آمدهاند بیان میشوند. منبابمثال داریم: ﴿وَيَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلرُّوحِ قُلِ ٱلرُّوحُ مِنۡ أَمۡرِ رَبِّي﴾5 حالا فرض کنید که شخصی آمده است از امام علیهالسّلام راجع به روح سؤال کرده است حضرت راجع به روح به او یک چیزی گفتهاند؛ روح یک چیز بخاری و دخانی است که شبیه بخار است و لطیف و فلان است. آقایان فوراً تمسک میکنند بر اینکه اصلاً روح جسمیت دارد! برای چه میگویند که جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء و امثالذلک؟! ما در روایات اینطور داریم. آن روایتی که این مطلب در آن هست حضرت با او بهاندازۀ عقلش صحبت کرده است، اصلاً جسمانیت روح امکان ندارد! بخاریت یعنی چه؟! دخانیت یعنی چه؟! این حرفها یعنی چه؟! حالا آن عرب آمده راجع به روح سؤال کرده است، حضرت به او چه جوابی بدهد؟! مجبور است به او اینطور بگوید که چیز لطیفی شبیه بخار و دخان است، همانطوریکه در آنها مانع و رادعی در نفوذ و اینها نیست اینهم همینطور است، حضرت میخواهند اینطور برای او تشبیه کنند.
- سوره نور (24) آیه 2. نور ملكوت قرآن، ج 2، ص 21:
«زنى را كه زنا كرده است، و مردى را كه زنا كرده است، واجب است بر شما كه هر كدام را علىحده يكصد تازيانه بزنيد.» - سوره نور (24) آیه 4.
- سوره حدید (57) آیه 3. امام شناسى، ج 12، ص 376:
«اوست اوّل و آخر، و ظاهر و باطن (پيدا و پنهان)». - سوره ق (50) آیه 16. معاد شناسى، ج 1، ص 87:
«و ما نسبت به او از رگ گردن او به او، نزديكتريم.» - سوره اسراء (17) آیه 85. افق وحى، ص 459:
«از تو درباره روح سؤال مىكنند، بگو: روح از فرمان پروردگار من است.»
- سوره نور (24) آیه 2. نور ملكوت قرآن، ج 2، ص 21:
