
عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (1)
بررسی نظر مرحوم آقاضیاء عراقی
قاعده اشتراک و عمومیت خطاب از مباحث مهم اصول فقه در تعیین شمول احکام نسبت به غایبان و معدومان است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی را بررسی میکند که بر اساس آن، قاعده اشتراک تنها خصوصیات فردی مخاطبان را الغا میکند و خصوصیات صنفی مانند حضور در زمان خطاب را از بین نمیبرد. سپس این مبنا نقد میشود و تفاوت میان احتمال بدویِ دخالت حضور و مواردی که حضور واقعاً در موضوع حکم دخیل باشد تبیین میگردد. استاد با تحلیل خطابهای قرآنی مانند «یا أیها الناس» و «یا أیها الذین آمنوا» و بررسی قرائن مقامی، به حدود دلالت این خطابات میپردازد و آثار آن را در مسائلی مانند حکومت اسلامی، اقامه حدود و نماز جمعه بررسی میکند. حاصل بحث روشن شدن جایگاه قاعده اشتراک و نقش احتمال دخالت حضور در تعمیم یا عدم تعمیم احکام شرعی است.
عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (1)
توضیحات:
قاعده اشتراک و عمومیت خطاب از مباحث مهم اصول فقه در تعیین شمول احکام نسبت به غایبان و معدومان است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی را بررسی میکند که بر اساس آن، قاعده اشتراک تنها خصوصیات فردی مخاطبان را الغا میکند و خصوصیات صنفی مانند حضور در زمان خطاب را از بین نمیبرد. سپس این مبنا نقد میشود و تفاوت میان احتمال بدویِ دخالت حضور و مواردی که حضور واقعاً در موضوع حکم دخیل باشد تبیین میگردد. استاد با تحلیل خطابهای قرآنی مانند «یا أیها الناس» و «یا أیها الذین آمنوا» و بررسی قرائن مقامی، به حدود دلالت این خطابات میپردازد و آثار آن را در مسائلی مانند حکومت اسلامی، اقامه حدود و نماز جمعه بررسی میکند. حاصل بحث روشن شدن جایگاه قاعده اشتراک و نقش احتمال دخالت حضور در تعمیم یا عدم تعمیم احکام شرعی است.
عمومیت خطاب براساس قاعدۀ اشتراک (1)
5اینها موصول را میگویند که مقام، مقام غیبت است. لذا آنطوری که یادم هست در این شعر امیرالمؤمنین علیهالسّلام:
أنا الذی سَمَّتنی امّی حَیدَرة *** ضَرْغَامُ آجَامٍ وَ لَيْثٌ قَسْوَرَةٌ1 مقتضای روال محاورهای این است که «أنا الذی سَمَّته» باشد چون «الذی» در اینجا دلالت بر غیبت میکند. آنوقت حضرت در اینجا قائل به التفات شدهاند. یعنی من آن کسی هستم که مادرم من را حیدر نامید. یعنی این «یاء» متکلم در اینجا «أنا» اوّل را تأکید میکند. آنوقت تفتازانی به حضرت اشکال میکند و میگوید که اگر از کلمات علی نبود ما این را به علی نسبت نمیدادیم.2 یعنی مثلاً شاید رکاکتی3 در این شعر هست و این حرفها. احمق! این «أنا» در اینجا برای تأکید آمده است که حتی امیرالمؤمنین علیهالسّلام میخواهد این «حَیدَرة» بودن و این خصوصیت شجاعت را در خودش منحصر کند لذا میگوید که اصلاً کسی مثل من اینطور نیست. یعنی حتی حضرت از مقتضای روال طبیعی برای تأکید به التفات افتاده است، اصلاً التفات یعنی همین؛ مقام التفات واقعاً مقام تأکید است مقام دفع است مقام رفع اشکال و ابهام و امثالذلک است. ما از این قبیل زیاد داریم.
بنابراین خطاب به ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ﴾ باید با ﴿عَلَيۡكُمُ﴾ باشد و اصلاً نمیشود که با «علیهم» باشد. بنابراین چطور اینها در این قضایا گفتهاند که «کم» در ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ﴾ خطاب به نفس حاضرین است و اصلاً دلالتی در این قضیه ندارد؟! بناءًعلیٰهذا مقامی که ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ﴾ میگوید ـ به مقال کار نداریم به قرینۀ مقامیه کار داریم ـ ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ﴾ میگوید، «یا أیها المؤمنون» میگوید و امثالذلک مقام، مقامی است که اصلاً حضور مانند خصوصیات فردیه در اینجا بدواً و بتّاً ملغیٰ میشود.
توجیه کلام مرحوم علامه طهرانی
ما میتوانیم کلام مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ را فقط به این توجیه، توجیه کنیم ـ البته این توجیه در کلمات مرحوم عراقی نمیآید چون اصلاً جای توجیه ندارد ـ که خطاب گاهی از اوقات بهنحوی است که ما حضور امام یا پیغمبر را در تعلق این خطاب دخیل میدانیم، اینجا محل شبهه است؛ یعنی صرفنظر از قاعدۀ اشتراک، شک داریم که آیا این خطاب خصوص حاضرین است؟ یعنی الفاظ خطاب و عبارات بهنحوی است، خصوصیات خطاب بهنحوی است که ما شک میکنیم منبابمثال حضور امام علیهالسّلام در تعلق خطاب در اینجا مدخلیت دارد مثل [اجرای] حدود که بنا بر قولی حضور امام در آنجا شرط است یا فرض کنید تشکیل صلاة جمعه که حضور امام در آنجا شرط است حالا بعضیها اصلاً حضور امام را شرط میدانند یعنی حضور امام را در زمان حضور شرط میدانند و حتی این نوّاب عام را برای تشکیل صلاة جمعه کافی نمیدانند و تشکیل حکومت اسلام را حتی در آنجا کافی نمیدانند.
- المطول، ج 1، ص 131؛ الأمالي، شیخ طوسی، ج ۱، ص۳؛ دیوان امام علی علیهالسّلام، ج ۱، ص۲۱۶.
- المطول، ج 1، ص 131.
- لغتنامه دهخدا: «رکاکت: سستی و ضعیفی.»
